@clickthelinkhttpstemu.t5: برای بیداری (بخش اول) واعظان چون رفت منبر، از قتل اکبر آورد از خدای شهوت و آتش، چنان شر آورد در لباس زهد و تقوا، دام تزویر افکنند بر سر منبر، به مردم، وعدهی شر افکنند لیک در خلوت، به مستی، باده از شیطان خورند دست در دست هوس، با نفس خود پیمان برند بر سر سجاده، زاهد، در نماز و در دعا لیک دل در بند دنیا، دور از آن مهر و صفا دین به بازار وفروشی ، بهر سود و منفعت در پی قدرت دویدند، با نقاب مصلحت ای جوان، برخیز و بنگر، این فریب روزگار تا نیفتی در کمند این ریاکاران زار دین نه بازیچهست، نه راهی به سوی تاج و تخت دین، رهیست از دل و جان، سوی معراج و نجات پس بیا با عقل و بینش، راه حق را برگزین تا شوی آزاد از این بند، در جهان پاک و مبین چشم وا کن ای ستمدیده! جهان بازیچه نیست دین اگر پیراهنی شد، دست آن آخندچه نیست کعبه گر در دل گر نباشد، سنگ و گِل را میفروشد معبد از خون بشر، محرابش ابلیس میخروشد آتشی باید، ز جان برخاسته، نه از خروش تا بسوزد دفتر تزویر را، ای ریش پوش ذرهای نور حقیقت گر بتابد در شب اش سقف آن محرابها، بر خویش ریزد بیخروش ای خدایان زر و قدرت، ای امامان دروغ سجدهی ما بر خدا بود، نه بر تخت شما سرفراز آنکس که بر لب نغمهی «عشق را» سرود نه که سر در پای ظلمت، تا نگیرد فتنهها سرزمین عشق را آتش زند از عشق ما تا بسوزد ریشهی هر ناپدید و ناروا گر خدا را در دل خود جستی تو آزاده باش ورنه آن فریاد ایمان، فتنهی دیوانهها قیام جان (بخش دوم) ای خداوندان دروغ و تاج دین از سیم و زر تا به کی در خون مردم میزنید آتش به سر؟ تا به کی با وعدهی وهم و بهشت بعد مرگ خلق را سازید قربانی، درین دوزخسفر؟ گر پیامآور بودید از ره حق، از وفا پس چرا خلق خدا را کردهاید بازیچهور؟ واعظا! آن جامهات آلودهی خونِ فقیر نیست آن تسبیح تو، جز حلقهی دام دگر خطبههاتان بوی خون میآورد از شام شرر نعرههاتان چون پتک ظلمت زند بر روح بشر کعبهتان گم گشته در سنگتراشیهای جهل در دل مسجد، صدا پیچیده از بانگ خطر آنچه گفتید از شریعت، شد نقاب ظلمتان دین نگردد بند زنجیر، دین نگردد دردسر این زمین، میخواهد از آتش، گذر از دودها تا طلوع آفتابی تازه، تا رهایی از سقر برخیز ای روح بیدار! وقت برخاستن است بشکن این زنجیر ظلمانی، قیام آخر است ای دل آگاه، برآشوب از سکوت نیمجان زانکه شب، خون میچکاند از دو چشم آسمان چون امامی بر ستیغ تخت ظلمت تکیه زد از زبان عشق و نورش ساخت شمشیر و بیان واعظی کز نور گفت اما دلش از ظلم پر آتشش دوزخ نیارد، فتنه دارد در نهان آیه آیه خون نوشتند از زبان پیغومبران لیک بفروختند آن را بهر تو در این جهان صوت اذانش شنیدی؟ نه ز دل، ز منبریست که به نام حق، به باطل میکشد خلقی جوان خطبهها بر گَرد خون، آراستند از بهر زر پیش چشم مردمی کز نور باشد بینشان بر لبان کودکان ، جنگ وخشونت شد دعا لیک خود، از خوان قدرت خورد نان بیادعا هرکجا فریاد آزادی برآید از جنون میزنندش داغ «کافر»، میبرندش در گمان ای برادر! حق اگر جز نور دل چیزی نبود پس چرا در ظلمشاهان شدی اسیر وپیروان؟ رخت دنیا را دریدم، تا بیابم نور حق لیک دیدم در عبای شیخ خون زنده جان من نگویم کفر را آیین ساز، اما ببین دین اگر در دست دزدان است، صد لعنت رواست 💎💜💎💜💎💜💎💜💎💜💎 💫🌟💫🌟💫🌟💫🌟💫🌟💫 ⚜️🕊💫⚜️🕊💫⚜️🕊💫⚜️🕊 🍁☘🍁☘🍁☘🍁☘🍁☘☘ 💫💡✨💫💡💫✨💡💫✨💡 🌹🌻🌷🌹🌻🌷🌹🌻🌷🌹 💖🕊🌹💖🕊🌹💖🕊💖 💞💫💥من هستم 💥💫💞 💞💫💥من نور هستم💥💫💞 💞💥من در محور نور هستم💥💞 #آگاهی_کیهانی_آگاهی_کوانتومی_عشق #انسانها_وبعد_اصلی_اش_در_تکامل
وقتی از دین چیزی نمیدونی جهاد چیه دفاع دفاعی در برابر حمله و تجاوز شیاطین پس این شیطان سر منشا تمام ظلم هاست و مقصر نه دین که ارامش و درست بودن بشر رو میخواد
2025-05-02 15:48:51
0
To see more videos from user @clickthelinkhttpstemu.t5, please go to the Tikwm
homepage.