ببخشی امروز از خانه بیرون شدن رفتم د سرک موتر نبود باز یکتا بایسکل بود د او رفتم دوا خانه باز از اوجه دوای سر دردی گرفتم پس آمدم باز بایسکل نبود باز اوجه شیشتم باز هم موتر نبود باز بلاخره یک اتوبوس آمد د اتوبوس شیشتم داخل اوتوبوس یک خاله آمد شیشتم هم رایش قصه کدم گفت از کجا هستی گفتم ایفرام مزار شریف کجای مزار گفتم پروژه خالد گفت مام از هموجه هستم باز دیدم همسایه برآمد باز رفتم خانه شأن باز برم چای آورد یک ساعت قصه کدیم باز گفت یک بچه دارم مجرد است همو ره بگیرش گفتم مه شوی دارم گفت خی دختر دارم ب بیادرت بگیرش گفتم بیادر ندارم گفت ب یک بیگانه بگیرش گفتم درست است الی هرچی میگردم یکتا کور پیدا نمیشه بخاطر چی کور که دختر بدرنگ آس گپ هم زده نمیتانم خا بلاخره یکی ره پیدا کدم کور بود ولی بچه هم کر بود خا اینا عروسی کد باز صاحب یک بچه شد بچه گگ جور برآمد از شکم ننیش دگیشه صبا به میگمت
آن چه را که دید یک کص شعر بود. وله آینه 😭🤣
2025-08-11 05:36:14
9
خان لور 🧚🦋 :
🤣🤣🤣🤣ده عمرش دیگه نمیگه عکس چی رقم امده😂
2025-08-11 09:47:27
19
صبر زیبا📿 :
مه وقطه بچی کاکایم تصادف کده اینا ورخطا رفتن نوار آوردن مه دویده رفتیم پشت آرایش باز ده شفا خانه ویدیو گرفتیم نا گفته نمانه ده چشمم پیاز زدیم 😂😫😫😫😫