از ستم ستمگران حاکم به درگاه خدا نالیدم همان شب در خواب بااشاره به مفاتیح الجنان پدرم گفت ص79رابخوان ،ص79 سلام به امام زمان(عج)است و خلاصه آن اینست که اکنون حقیقت آشکار نیست ومابایداز خدا بخواهیم تا آشکار شود هیچ حقیقتی بالاتر از کلام خدا نیست.چرا وقتی پس از رحلت رسول اکرم قرآن را جمع آوری می کردند علی(ع)آن جمع را به نشانه اعتراض ترک کردند هر عقل سلیمی خواهد فهمید که جنایتی در حال وقوع بوده است و فقط برای عدم رعایت ترتیب و تقدم و تاخر آیات نبوده است.
2025-10-25 09:47:17
6
آر̸ما̸ن̸ صا̸ح̸ب̸ :
نه جسم ماند نه روح نه دلی همه خاکستر شد رفت😅
2025-10-26 14:14:04
8
neda6938 :
این آهنگ فقط مخصوص خدا هست و بس 🥰
2025-10-25 22:11:26
15
سعید ارجمندی :
منم مسلمونم ولی با صدای قران،ودعا،وهرمطلب عربی واقعا استرس واضطراب میگیرم ،هیچوقت گوش نمیدم،حیف صدای هایده،گلپا و...نیست
2025-11-08 14:19:20
2
Shayan Yahoda :
❤یا امام الزمان❤
2025-10-25 18:52:37
16
Shahla :
فقط الله متعال
2026-04-02 16:38:39
2
Alia☆AfghAn :
ای مره آرامش نمیته حیران میمانم ذهنم پر از نفر میشه😂
2025-10-26 04:48:50
6
zahrabahrani8 :
آرامش قرآن نماز فقط همین 🙏
2025-12-05 13:30:58
2
Mohammad Heydarpor :
خدایا پناهمی ❤️🥺🙏
2026-01-06 13:06:52
1
Hosein Aramoun :
من مستاجر. تو صاحبخونه.
2025-10-26 19:20:19
5
N :
به به واقعا آرامش میده
2025-12-22 07:46:36
2
Ashraf Esmailzadeh :
خدایا شکرت
2025-12-25 13:58:06
1
ALsharrefy :
الصوت الفارسي جميل جدآ
2026-01-02 23:01:25
1
dazed910 :
سال1373خورشیدی پس از 7ماه برادرم از سفر دریا برگشت .در مسیر برگشت از ژاپن به طرف ویتنام برادرم از دور صدای جیغ و فریاد زن و بچه می شنود سریع خودش رابه طرف جلو کشتی میرساند و از دور قایق کوچکی میبیند وبه کاپیتان گزارش میدهد ،کاپیتان دستور میدهد کشتی متوقف شود (با وجود سختی عملیات )و مواد غذایی و آب و سوخت به آنها می دهند، حدود 20 نفر زن و کودک و مرد در آن قایق کوچک بوده واز ویتنام به قصد فرار به طرف فیلیپین می رفتند آنقدر گرسنه بوده اند که وقتی بسته شکلات را به طرفشان می انداختند بچه شکلات را با پوست می بلعیده ، از کشتی های نزدیک می خواهند که آنها را سوار کنند اما متاسفانه کسی جواب مثبت نمی دهد. همان شب برادرم خواب می بیند کاپیتان و سایر افرادلباس احرام پوشیده وسر تراشیده کعبه را طواف می کنند
در دبیرستان برای دانش آموزانم میگفتم اگر خانه کعبه را که یک چهاردیواری خالی است را برداریم انسانها را می بینیم که رودرروی هم میگردند،یعنی مسیر زندگی به سوی خدا رودرروی یکدیگر وتوجه به یکدیگروآغاز و پایان مسیر یکی است( توجه به فقیر همان توجه به خدااست)
[ ]
2025-10-25 09:46:31
14
dazed910 :
سال 83 خورشیدی در خانه تنها بودم در اتاقی که بخاری گازی داشت خوابیدم صبح که خواستم از بستر برخیزم سرم به شدت گیج می رفت (دچارگازگرفتگی شده بودم)
تپش قلبم به حنجره منتقل شده بود.دانستم پایان است.قرآن کوچکی از کتابخانه کنارم برداشتم و گذاشتم روی قلبم و خطاب به قلبم گفتم ای قلب به احترام قرآن برگرد سرِجایت!فوراًبرگشت!!!
2025-10-25 09:47:01
6
dazed910 :
سال 92 یک بعد ظهر تمام را از ستم ستمگران حاکم برای خدا گریستم واز او چاره خواستم ،همان شب خواب دیدم در گوشه تختخوابی خالی زانوی غم در بغل گرفته نشسته بودم و روبروی من مردی که سرش سوخته بود و پوست پیشانیش بر اثر سوختگی آویخته بود پشت میزی مقابل من نشسته بود و مدام از مدرس و خمینی تعریف و تمجید می کرد.فضا به رنگ مس گداخته بودومن درحالیکه می دانستم اینجاعالم پس از مرگ است با خود گفتم ای بابا اینجا هم دست از سرم برنمی دارند لذا به آن مرد گفتم خب حالا شما کالایتان را ارائه دهید سپس من کالایم را ارائه میدهم.اوگفت؛ما می گوییم دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست تا این را گفت کالایش تبدیل شد به قوطی نوشابه خالی مچاله شده وبه زمین پرتاب شد.سپس من گفتم من می گویم دین از سیاست جداست تا این را گفتم آن مرد محو شد و کالای من تبدیل شد به لا اله الا الله و از شدت تکرار آن از خواب برخاستم، سحر بود
2025-10-25 09:48:02
5
dazed910 :
سال 66 خورشیدی3سال پس از وفات عمویم خواب دیدم جنازه عمویم در خرابه ای روی زمین افتاده،3بار،س توحیدخواندم فوراًزنده شد سپس گفتم خدایا ب حق و قل جاالحق(ایه81و82اسرا) عمویم را شفا بده (تا آنزمان آیه را حفظ نبودم)عمویم بهتر شد،سپس تشک و بالشتی تمیز و سفید گذاشتم و زیر بالشت دعای گنج العرش( تا آنزمان نمی شناختم) گذاشتم،سپس عموها و عمه هایم بر جنازه حاضر شدند،سوره های فلق و ناس را خواندم بلافاصله آنها محو شدند.تعبیر خوابم رااز عارفی پرسیدم،ازشغلش جویا شد،گفتم...،گفت:در کارش کم و زیاد کرده برایش صدقه بدهید،برای دختر عمویم ماجرا را گفتم، پس از 3 شب عمویم با کت و شلوارمشکی و کراوات وشاد به خوابم آمد،پرسیدم عموجان حالتان چطوره؟گفت؛الحمدلله، از دخترعموم پرسیدم چه کردید؟گفت:تمامی لباسهاومقداری پول به فقیر دادم
2025-10-25 09:47:33
5
فرهاد :
آهنگ فقط کوردی
2025-12-10 07:24:55
2
amir mir :
چ قدر صداش قشنگه
2025-10-29 20:50:35
4
madr madrjon Madr Madrjon :
کیه که بفهمد👑👑👑
2025-12-25 14:17:57
1
mhtbat :
خدا جونم دوستت دارم
2025-10-29 05:06:22
3
madr madrjon Madr Madrjon :
خدایا خودت
2025-12-26 07:09:54
1
Shahriar Nazerian :
خواننده و اسم اثر لطفا❤
2025-11-17 10:22:11
2
razeghrahmani8 :
طرز🥰🥰🥰
2025-11-16 17:57:22
2
To see more videos from user @melodyna.music, please go to the Tikwm
homepage.