@rheus86: #venezuela🇻🇪 #brasil🇧🇷 #paratiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii #fyyyyypppp #😉😉

rheus86
rheus86
Open In TikTok:
Region: BR
Monday 23 February 2026 01:18:22 GMT
1748
144
7
0

Music

Download

Comments

rosbelis.castillo
Rosbelis Castillo👸🏻 :
😍😍😍 Bello muñeco de torta
2026-02-23 11:07:26
1
mayerlin.sotillo41
Mayerlin sotillo💉💞 :
bello mi hermano
2026-02-23 15:17:35
1
dayana.santaella34
Dayana Santaella :
👏 saludos y bendiciones primo.
2026-03-04 01:54:01
1
alavare116
Aly3 :
😍♥️
2026-03-05 23:49:57
1
maikol.redriguez
@Maikol, tú morenito,♥️ :
BB que hermoso mí niño
2026-03-06 11:46:11
0
To see more videos from user @rheus86, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

🌱نسخه کامل این اجرا در برنامه دیوان خیال https://app.divanekhial.com/t/T7SPxegL ✨اجرای احساسی از غزل زیبای محمدرضا نظری برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان میتونید برنامه اختصاصی «دیوان خیال» رو نصب کنید.  سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی که روزی چشمهایم را،به دنیایی نمیدادی سلام ای رفته از دستی،که میدانم نمی آیی و میدانم برای من،امیدی رفته بر بادی به خاطر داریَم آیا؟!به خاطر دارمت آری! سلام ای باور پاکی،که از چشمم نیفتادی قلم آبستنِ بغضی،که میپیچد به خود هرشب و میزاید تو را با درد،شبیهِ حس ِ میلادی اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی! نوشتی:بی تو میمیرم،خرابت میشوم عمری کنون فردای دیروز است،ببین حالا چه آبادی!! عروس اطلسی هایم ،اگر رفتی خیالی نیست اگر دل عقده ها دارد،ندارد هیچ ایرادی غزل نخ میشود هر شب،قلم سوزن که میچرخد و میدوزد برای من،کت و شلوار دادمادی و در آغوش میگیرم،تو را هر شب،نمیبینی؟! که با هر واژه ی شعرم،عجینی،مثل همزادی! سکوتم را نکن باور،خودت هم خوب میدانی که در اشعار من چیزی،شبیهِ داد و فریادی حقیقت زهر تلخی بود،که آگاهانه نوشیدم از این هم تلخ تر باشی،همان شیرینِ فرهادی #مشاعره #persianpoetry #persianmusic
🌱نسخه کامل این اجرا در برنامه دیوان خیال https://app.divanekhial.com/t/T7SPxegL ✨اجرای احساسی از غزل زیبای محمدرضا نظری برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان میتونید برنامه اختصاصی «دیوان خیال» رو نصب کنید. سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی که روزی چشمهایم را،به دنیایی نمیدادی سلام ای رفته از دستی،که میدانم نمی آیی و میدانم برای من،امیدی رفته بر بادی به خاطر داریَم آیا؟!به خاطر دارمت آری! سلام ای باور پاکی،که از چشمم نیفتادی قلم آبستنِ بغضی،که میپیچد به خود هرشب و میزاید تو را با درد،شبیهِ حس ِ میلادی اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی! نوشتی:بی تو میمیرم،خرابت میشوم عمری کنون فردای دیروز است،ببین حالا چه آبادی!! عروس اطلسی هایم ،اگر رفتی خیالی نیست اگر دل عقده ها دارد،ندارد هیچ ایرادی غزل نخ میشود هر شب،قلم سوزن که میچرخد و میدوزد برای من،کت و شلوار دادمادی و در آغوش میگیرم،تو را هر شب،نمیبینی؟! که با هر واژه ی شعرم،عجینی،مثل همزادی! سکوتم را نکن باور،خودت هم خوب میدانی که در اشعار من چیزی،شبیهِ داد و فریادی حقیقت زهر تلخی بود،که آگاهانه نوشیدم از این هم تلخ تر باشی،همان شیرینِ فرهادی #مشاعره #persianpoetry #persianmusic

About