@ng.tn7977:

Ngô Tân
Ngô Tân
Open In TikTok:
Region: VN
Saturday 18 April 2026 12:56:21 GMT
310437
3543
104
461

Music

Download

Comments

inhthkimphng
Kim Phượng 💐 :
Khoan khoan hò khoan. Quảng Bình quê tui
2026-04-21 15:10:46
2
lat_dat
Lật Đật (SG)🌷 :
Bài hát này không có chỗ đệm “…khoan khoan hò khoan…”, nghe quá trống trải….
2026-04-19 04:18:15
4
nguynton8407
nguoi ko qoen :
[Nhãn dán] 💋💋💋💋🥰🥰🥰🥰🥰
2026-04-22 16:44:54
2
loannguyen5958
loannguyen :
giọng ca tuyệt quá cảm ơn hai cãy bài hát sáng tác lâu mà sao vẫn như nghe lần đầu
2026-04-19 13:32:00
3
userlevw5kphjl
userlevw5kphjl :
hay quá nghe mãi ko chán
2026-04-20 11:17:36
1
l.don.ho.974
Lê Doãn Hoà 974 :
bài hát này tên gì mà hay quá
2026-04-30 13:10:43
1
userpz0istayq0
Xiêm Văn605 :
hay quá
2026-05-02 14:42:12
1
user538154125
Nguyễn Hương :
Bài hát hay quá nghe mãi kg chán
2026-04-22 12:08:19
1
loi.le2925
Loi Le :
tuyệt vời
2026-04-19 15:04:37
2
hng.nguyn6906
hùng nguyễn :
bài hát Quảng Bình quê ta ơi, mỗi khi đc nghe thấy , nghĩ lại thời chiến tranh , đến nay nghe vẫn hay,đi vào lòng người
2026-04-22 13:12:32
1
ba.ngoc05hoangloc
Hoàng Lộc :
quá tuyệt ngọt ngào
2026-04-19 13:38:36
1
tram69111
NGUYỄN NHÂN :
ok
2026-04-22 03:45:20
1
giangphng08
ngày 25 thánng 2 năm 1957 :
ngọt ngào quá bạn ơi 👍👍👍👍👍👍❤️❤️❤️❤️
2026-04-22 12:54:15
1
mai.mai81288
mai mai :
❤️❤️🌸hay nè❤️❤️❤️
2026-04-19 05:11:03
1
nguyn.th.thanh403
Nguyễn Thị Thanh :
bài hát hay quá
2026-04-19 14:28:38
1
user5327102007678
user5327102007678 :
Rất đẹp.
2026-04-20 11:57:09
1
chilnh8
chilnh8 :
bài hát rất hay ❤️❤️❤️❤️
2026-04-19 13:24:40
1
i.trn558
Đại Trần :
❤️❤️
2026-04-23 02:47:39
1
lien.phuong14
Lien Phuong :
hay quá♥️♥️
2026-04-19 09:05:10
4
phuong.thuy2169
Phuong Thuy :
ok
2026-04-19 13:03:37
1
nguyen.son.nguyen2
Nguyen Son nguyen :
quá hay em gái ơi 👍💯💟💟💟
2026-04-19 04:54:30
1
b.hng0983
Bé Hương :
Cảm ơn bạn đã hát ck quê hương của mình nhé Chúc bạn nhiều sk hát hay 🥰🥰🥰
2026-04-20 02:56:07
1
nguyenngoan709
nguyenngoan709 :
nghe thật là nhờ quê thanh.h
2026-04-19 02:55:09
1
vn.quang.nguyn957
Văn Quang Nguyễn :
cảnh đẹp bài hát hay ở đâu vậy
2026-06-15 03:31:40
1
bi.nguyn5701
út mót :
hay và ngọt ngào quá
2026-04-19 04:39:58
1
To see more videos from user @ng.tn7977, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

تو: بچه ها بریم بیروننننن بنی: بزا برسییییییی ارین: راس میگه بریم بیرون بابک:مگه حق مخالفتم داری! ؟ 🤣 ارین : خیر همیشه حق با خانوممه نيلو : افریننننن بنی: خب صب کنین آماده شیم بریم سام : فقط با چندتا ماشین بریم؟ بابک: ما سینگلای بدبخت با یه ماشین اون چهارتا با یه ماشین ارین : ماعم سینگلیم🤣 تو: آره بابا😂 سام: خفه شید تا نزدم تو دهنتون نیلو: بالاخره گردن میگیرن🤣 عمو سهیل : تا ابد نمیتونن سینگل بمونن بنی: من آماده ام بریم دیگه ارین : بریم رفتین سوار شدین تو و مامان نيلو و سهیل و آرین تو یه ماشین بودید و بقیه هم یه ماشین تو و مامان نيلو پشت نشسته بودید نيلو آروم گفت: آرین دوس داری؟ تو: اره:) 💕 نیلو: اونم دوست داره تو : از کجا معلوم؟ نيلو : عکس بچگیت بگراندشه دائما از تو میگه تو: جدی!؟ نيلو :ر آره خوشگلم تو ذوق کردی ارین : چرا داری میخندی دخترم؟ تو: هیچی دورت بگردم ارین: دور ذوق کردنت بگردم منننننننن تو: خدانکنه عمر منننننن سهیل : حالا هی بگید باهم نیستید تو:واقعا نیستیم🤣 خلاصه تو راه کلی حرف زدین و بالاخره رسیدید نشستید سر میز یه کافه که خلوتم بود آرین نشست کنار تو سهیل و نيلو باهم بابک و بنی باهم عمو سامم نشست سر میز داشتید حرف میزدید می‌خندید تیک تاک می‌گرفتید یهو یه دختر که فن بود اومد دختره : عاممممم.... سلام آرین جون داشت نزدیک آرین میشد بنی: آرین فاتحه تو بخون نيلو که متوجه شد عصبی دستتو گرفت دخترم خودشو انداخب بغل آرین ارین: خانوم محترم لطفا فاصله رو رعایت کن دختره : عاممممم.. چرا آرین جونم؟ آرین : خانومم ناراحت میشه دختره دستشو کشید به صورت آرین سرشو برد عقب دختره داشت رسما خودشو می‌مالید به ارین همه متوجه عصبانیت تو شده بودن دستاتو آنقدر سفت مشت کرده بودی دستت سفید شده بود نيلو : آروم باش تو: اومم ارین: خانم محترم لطفا بفرمایید برید دختره : آرین تو خیلی خوشگلییییییی ارین: خانوم میگم بزو سام: خانم محترم برو تا حراستو صدا نکردیم دختره با ناراحتی رفت ارین اومد بغلت کنه خودتو کشیدی کنار ارین : جوجههههه بخدا دیدی که گفتم بره اونور تو هیچی نگفتی  بنی: اوه اوه اوضاع خرابه  بابک: به نطرم آرین باید خودش قبرشو بکنه  نيلو در گوشت:  خوبی عشقم؟  تو: اره یه لبخند الکی زدی گوشیتو و داشتی به یکی تکس دادی ارینم چون میدونست عصبی و امکان داره ری اکت بدی بدی هیچی نگفت بعد چند دقیقه گوشیت زنگ خورد  امیر زنگ رد امیر: جلو کافه ام بیا تو: حله نيلو : چیشد؟  تو: کار دارم عشقم باید برم ارین: وایسا برسونمت تو جواب ندادی  به خدافظی کل کردی و رفتی تو ماشین تو ماشین : امیر : چیزی شده؟  تو: آره  امیر : می‌شنوم  تو: یه دختره اومده هی خودشو مالید بهش دختره دیوث امیر : حسودی کردی؟  تو: من؟؟؟؟ عمراااااا امیر : معلومه 🤣 تو : نخند امیر امیر : چشم ارین به امیر پیام داد متن : داداش میدونم عصبیه چیزی میگفتم داد میزد صداش می‌گرفت دام نمیخواد حرص بخوره امشب هواشو داشته باش من فردا از دلش در میارم  تو: کی بهت پیام داده؟  امیر : هیچکس تو: اوکی گوشیت زنگ خورد  بنی بود تو: جانم بنی بنی: میگم ابجی فردا یادت نره بیای یک به دو رو ضبط کنیم  تو: باشه داداش تماسو قطع کردی  امیر : کجا بریم؟  تو: بریم سرخاک آبجیم  امیر : ولی الان شبه ها تو: میدونم وای دلم تنگشونه  امیر : چشم رفتید بهشت زهرا تو: سلام ابجی خوشگلم دیدی برگشتم بالاخره اومدم ابجی انقد اتفاق خوب افتاده  ابجی بالاخره موفق شدمممممممممم  بالاخره به هدفم رسیدم نقاش شدم  یادته میگفتی یروز گالری خودتو میزنی یه روز به هدفت میرسی ابجی دارم میرسم بالاخره  میدونم توعم از اون بالا حواست بهم هست ابجی حال مامان بابا خوبه؟  جاتون راحته؟  آخ انقد دلم میخواد از جات پاشی بگی شوخی بود ولی شخی نیست سه سال گذشت جدی جدی سه ساله رفتیا  ابجی از خدا تشکر کن بهش بگو مرسی که منو به اروزم هام میرسونی  آخ آنقدر دلم برا بغلت تنگ شده دختر کی فک می‌کرد ما دوتا آنقدر از هم دور شیم آجی بچه بودیم هروقت کسی اذیتم می‌کرد دعواش میکردی  الانم پاشو مرگ من پاشو اشک تر اومده بود امیر یه بطری آب داد بهت فردا: ساعت نه از خواب پاشدی لباس اتو کردی روتین پوستی رفتی و صبحانه خوردی تا بخوای بری برنامه بنی هنو سه ساعت تایم داشتی خونه رو زیر و رو تمیز کردی و این یک ساعت تایم برد یه دوش سریع گرفتی اومدی بیرون یه آرایش کاملا ملایم کردیو لباس پوشیدی وسیله هاتو جمع کردی و رفتی سوار ماشین شدی تا کارتل یک ساعت راه بود تو کل مسیر اهنگای ارینو گوش کردی از دستش ناراحت بودی ولی دلتم براش تنگ شده بود برا بغلش برا صداش برا همه چیش آرین واقعا کل زندگیت بود💕✨ رسیدی در کارتل وا بود فقط ماشین بنیو و عوامل صحنه اونجا بود رفتی داخل دیدی بنی داره آماده میشه و عوامل صحنه دارن صحنه رو میچینن تو : سلام بچه ها بنی: سلامممم داشتم از اومدنت پشیمون میشدم🤣 تو: من آدم بد قولی نیستم 🤣 بنی:میدونم🤣 تو: پس نخند بنی: چشم تو: کی شرو کنیم؟؟
تو: بچه ها بریم بیروننننن بنی: بزا برسییییییی ارین: راس میگه بریم بیرون بابک:مگه حق مخالفتم داری! ؟ 🤣 ارین : خیر همیشه حق با خانوممه نيلو : افریننننن بنی: خب صب کنین آماده شیم بریم سام : فقط با چندتا ماشین بریم؟ بابک: ما سینگلای بدبخت با یه ماشین اون چهارتا با یه ماشین ارین : ماعم سینگلیم🤣 تو: آره بابا😂 سام: خفه شید تا نزدم تو دهنتون نیلو: بالاخره گردن میگیرن🤣 عمو سهیل : تا ابد نمیتونن سینگل بمونن بنی: من آماده ام بریم دیگه ارین : بریم رفتین سوار شدین تو و مامان نيلو و سهیل و آرین تو یه ماشین بودید و بقیه هم یه ماشین تو و مامان نيلو پشت نشسته بودید نيلو آروم گفت: آرین دوس داری؟ تو: اره:) 💕 نیلو: اونم دوست داره تو : از کجا معلوم؟ نيلو : عکس بچگیت بگراندشه دائما از تو میگه تو: جدی!؟ نيلو :ر آره خوشگلم تو ذوق کردی ارین : چرا داری میخندی دخترم؟ تو: هیچی دورت بگردم ارین: دور ذوق کردنت بگردم منننننننن تو: خدانکنه عمر منننننن سهیل : حالا هی بگید باهم نیستید تو:واقعا نیستیم🤣 خلاصه تو راه کلی حرف زدین و بالاخره رسیدید نشستید سر میز یه کافه که خلوتم بود آرین نشست کنار تو سهیل و نيلو باهم بابک و بنی باهم عمو سامم نشست سر میز داشتید حرف میزدید می‌خندید تیک تاک می‌گرفتید یهو یه دختر که فن بود اومد دختره : عاممممم.... سلام آرین جون داشت نزدیک آرین میشد بنی: آرین فاتحه تو بخون نيلو که متوجه شد عصبی دستتو گرفت دخترم خودشو انداخب بغل آرین ارین: خانوم محترم لطفا فاصله رو رعایت کن دختره : عاممممم.. چرا آرین جونم؟ آرین : خانومم ناراحت میشه دختره دستشو کشید به صورت آرین سرشو برد عقب دختره داشت رسما خودشو می‌مالید به ارین همه متوجه عصبانیت تو شده بودن دستاتو آنقدر سفت مشت کرده بودی دستت سفید شده بود نيلو : آروم باش تو: اومم ارین: خانم محترم لطفا بفرمایید برید دختره : آرین تو خیلی خوشگلییییییی ارین: خانوم میگم بزو سام: خانم محترم برو تا حراستو صدا نکردیم دختره با ناراحتی رفت ارین اومد بغلت کنه خودتو کشیدی کنار ارین : جوجههههه بخدا دیدی که گفتم بره اونور تو هیچی نگفتی بنی: اوه اوه اوضاع خرابه بابک: به نطرم آرین باید خودش قبرشو بکنه نيلو در گوشت: خوبی عشقم؟ تو: اره یه لبخند الکی زدی گوشیتو و داشتی به یکی تکس دادی ارینم چون میدونست عصبی و امکان داره ری اکت بدی بدی هیچی نگفت بعد چند دقیقه گوشیت زنگ خورد امیر زنگ رد امیر: جلو کافه ام بیا تو: حله نيلو : چیشد؟ تو: کار دارم عشقم باید برم ارین: وایسا برسونمت تو جواب ندادی به خدافظی کل کردی و رفتی تو ماشین تو ماشین : امیر : چیزی شده؟ تو: آره امیر : می‌شنوم تو: یه دختره اومده هی خودشو مالید بهش دختره دیوث امیر : حسودی کردی؟ تو: من؟؟؟؟ عمراااااا امیر : معلومه 🤣 تو : نخند امیر امیر : چشم ارین به امیر پیام داد متن : داداش میدونم عصبیه چیزی میگفتم داد میزد صداش می‌گرفت دام نمیخواد حرص بخوره امشب هواشو داشته باش من فردا از دلش در میارم تو: کی بهت پیام داده؟ امیر : هیچکس تو: اوکی گوشیت زنگ خورد بنی بود تو: جانم بنی بنی: میگم ابجی فردا یادت نره بیای یک به دو رو ضبط کنیم تو: باشه داداش تماسو قطع کردی امیر : کجا بریم؟ تو: بریم سرخاک آبجیم امیر : ولی الان شبه ها تو: میدونم وای دلم تنگشونه امیر : چشم رفتید بهشت زهرا تو: سلام ابجی خوشگلم دیدی برگشتم بالاخره اومدم ابجی انقد اتفاق خوب افتاده ابجی بالاخره موفق شدمممممممممم بالاخره به هدفم رسیدم نقاش شدم یادته میگفتی یروز گالری خودتو میزنی یه روز به هدفت میرسی ابجی دارم میرسم بالاخره میدونم توعم از اون بالا حواست بهم هست ابجی حال مامان بابا خوبه؟ جاتون راحته؟ آخ انقد دلم میخواد از جات پاشی بگی شوخی بود ولی شخی نیست سه سال گذشت جدی جدی سه ساله رفتیا ابجی از خدا تشکر کن بهش بگو مرسی که منو به اروزم هام میرسونی آخ آنقدر دلم برا بغلت تنگ شده دختر کی فک می‌کرد ما دوتا آنقدر از هم دور شیم آجی بچه بودیم هروقت کسی اذیتم می‌کرد دعواش میکردی الانم پاشو مرگ من پاشو اشک تر اومده بود امیر یه بطری آب داد بهت فردا: ساعت نه از خواب پاشدی لباس اتو کردی روتین پوستی رفتی و صبحانه خوردی تا بخوای بری برنامه بنی هنو سه ساعت تایم داشتی خونه رو زیر و رو تمیز کردی و این یک ساعت تایم برد یه دوش سریع گرفتی اومدی بیرون یه آرایش کاملا ملایم کردیو لباس پوشیدی وسیله هاتو جمع کردی و رفتی سوار ماشین شدی تا کارتل یک ساعت راه بود تو کل مسیر اهنگای ارینو گوش کردی از دستش ناراحت بودی ولی دلتم براش تنگ شده بود برا بغلش برا صداش برا همه چیش آرین واقعا کل زندگیت بود💕✨ رسیدی در کارتل وا بود فقط ماشین بنیو و عوامل صحنه اونجا بود رفتی داخل دیدی بنی داره آماده میشه و عوامل صحنه دارن صحنه رو میچینن تو : سلام بچه ها بنی: سلامممم داشتم از اومدنت پشیمون میشدم🤣 تو: من آدم بد قولی نیستم 🤣 بنی:میدونم🤣 تو: پس نخند بنی: چشم تو: کی شرو کنیم؟؟

About