@edgarbrennan22: Must-have cargo shorts for men casual daily wear #MensCargoShorts#AmericanStyleShorts#MenWorkShorts#CasualMenShorts

EdgarBrennan
EdgarBrennan
Open In TikTok:
Region: US
Tuesday 26 May 2026 14:15:00 GMT
557
0
0
0

Music

Download

Comments

There are no more comments for this video.
To see more videos from user @edgarbrennan22, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

🕋 آخرین اذان 🕯️ روزی مردی بود به نام سالم. وقتی کودک بود، عاشق شنیدن اذان بود 🕌. اما هرچه بزرگ‌تر شد، کم‌کم از نماز فاصله گرفت... او همیشه می‌گفت: > «قلب من پاکه ❤️. الله (سبحانه وتعالى) به قلب نگاه می‌کنه، نه به این‌که چند بار رکوع یا سجده کنم.» و وقتی کسی او را به نماز دعوت می‌کرد، می‌خندید و می‌گفت: > «وقتی پیر شدم نماز می‌خونم... هنوز وقت دارم.» 😌 اما حقیقت این بود... او وقت نداشت. ⏳ --- شبی 🌙، در نیمه‌های شب، صدای عجیبی بیدارش کرد... اذان شنیده می‌شد — اما نه از مسجد. برخلاف گذشته، دلش لرزید 💔. بلند شد و بیرون رفت... 🌃 خیابان‌ها خالی بود. اما صدا همچنان می‌آمد... دنبال صدا رفت... تا رسید به قبرستانی تاریک ⚰️🌫️. آنجا اذان قطع شد. و مردی با لباس سفید را دید که با صدایی غمگین اذان می‌گفت و چشمانش به سالم دوخته شده بود 👀. سالم با ترس پرسید: > «تو کی هستی؟ چرا در قبرستان اذان می‌دی؟» مرد سفیدپوش پاسخ داد: > «من مؤذن نمازهایی هستم که تو هیچ‌وقت نخواندی... آمده‌ام تا اذان آخر را بگویم. زمان تمام شده... این، آخرین اذان توست.» ☠️ --- سالم با وحشت از خواب پرید! اما نه… این خواب نبود. 🛏️ روی تخت افتاده بود، فلج شده. صدای گریه خانواده‌اش را می‌شنید 😢 اما نمی‌توانست پاسخ دهد. سکته کرده بود. اشک از چشمانش سرازیر شد 😭. وقت نماز بود... اما دیگر حتی توان وضو گرفتن هم نداشت 💧. تنها آرزویش این بود… کاش فقط یک رکعت دیگر می‌خواند.  --- 💔 درس ماجرا: گاهی الله (سبحانه وتعالى) با رحمت صدایت می‌زند. گاهی با بیدارباش تو را هشدار می‌دهد. اما اگر همچنان بی‌تفاوت باشی... شاید روزی اذان را بشنوی — اما دیگر نتوانی پاسخش را بدهی. 🚫 --- 📩 این را برای کسی بفرست که دوستش داری. شاید قبل از آن‌که اذان آخر برسد، به یادش بیاوری. --- #viral #follow #اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد #🥹🥹
🕋 آخرین اذان 🕯️ روزی مردی بود به نام سالم. وقتی کودک بود، عاشق شنیدن اذان بود 🕌. اما هرچه بزرگ‌تر شد، کم‌کم از نماز فاصله گرفت... او همیشه می‌گفت: > «قلب من پاکه ❤️. الله (سبحانه وتعالى) به قلب نگاه می‌کنه، نه به این‌که چند بار رکوع یا سجده کنم.» و وقتی کسی او را به نماز دعوت می‌کرد، می‌خندید و می‌گفت: > «وقتی پیر شدم نماز می‌خونم... هنوز وقت دارم.» 😌 اما حقیقت این بود... او وقت نداشت. ⏳ --- شبی 🌙، در نیمه‌های شب، صدای عجیبی بیدارش کرد... اذان شنیده می‌شد — اما نه از مسجد. برخلاف گذشته، دلش لرزید 💔. بلند شد و بیرون رفت... 🌃 خیابان‌ها خالی بود. اما صدا همچنان می‌آمد... دنبال صدا رفت... تا رسید به قبرستانی تاریک ⚰️🌫️. آنجا اذان قطع شد. و مردی با لباس سفید را دید که با صدایی غمگین اذان می‌گفت و چشمانش به سالم دوخته شده بود 👀. سالم با ترس پرسید: > «تو کی هستی؟ چرا در قبرستان اذان می‌دی؟» مرد سفیدپوش پاسخ داد: > «من مؤذن نمازهایی هستم که تو هیچ‌وقت نخواندی... آمده‌ام تا اذان آخر را بگویم. زمان تمام شده... این، آخرین اذان توست.» ☠️ --- سالم با وحشت از خواب پرید! اما نه… این خواب نبود. 🛏️ روی تخت افتاده بود، فلج شده. صدای گریه خانواده‌اش را می‌شنید 😢 اما نمی‌توانست پاسخ دهد. سکته کرده بود. اشک از چشمانش سرازیر شد 😭. وقت نماز بود... اما دیگر حتی توان وضو گرفتن هم نداشت 💧. تنها آرزویش این بود… کاش فقط یک رکعت دیگر می‌خواند. --- 💔 درس ماجرا: گاهی الله (سبحانه وتعالى) با رحمت صدایت می‌زند. گاهی با بیدارباش تو را هشدار می‌دهد. اما اگر همچنان بی‌تفاوت باشی... شاید روزی اذان را بشنوی — اما دیگر نتوانی پاسخش را بدهی. 🚫 --- 📩 این را برای کسی بفرست که دوستش داری. شاید قبل از آن‌که اذان آخر برسد، به یادش بیاوری. --- #viral #follow #اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد #🥹🥹

About