@littlegleemonster1029: 「Pages」ダンス📚 #結海 ver.❤️【@リトグリ結海(ゆみ) 】 #リトグリ_pages #littlegleemonster #本好きの下剋上

Little Glee Monster/リトグリ公式
Little Glee Monster/リトグリ公式
Open In TikTok:
Region: JP
Monday 01 June 2026 10:02:15 GMT
38448
2809
55
28

Music

Download

Comments

yuuuuuuuuuu100
Y :
かわいい😻 いつも思うけど、リトグリって目が足りなすぎる🤣結果どこみたら良いか迷って何回も何回も見て毎回癒される🥰笑
2026-06-01 10:41:04
4
lgm_mh
まほ :
後ろ騒がしいのに結海ちゃんずっとかわいい😂プロポーズ成功してるし笑
2026-06-01 10:28:07
17
mamekota97
まめ :
ゆみちゃん可愛すぎて何回でも見れる☺️✨✨
2026-06-01 15:38:24
3
junna_mikatori
悠奈(みかちの虜) :
かれみか、しれっと結婚すなww ほぼゆみちしか真面目に踊っとらんがなww
2026-06-01 10:33:01
8
user6951279924345
りんた :
安定のカオス😭
2026-06-01 12:08:04
2
1samu54
isamu :
イチャイチャすな🤣
2026-06-01 10:26:25
2
saori8865
さおぴぃ🌼 :
え、かれんがミカにプロポーズしてる😂
2026-06-01 10:35:13
3
1121lv
ナヒ :
かれんさん、みかさんと結婚するの🥺
2026-06-01 11:06:45
1
spearrib1019
アルクマりんごちゃん🍎@ドラマー :
後ろの5人自由だね😂😂
2026-06-01 10:09:19
1
user4712484598384
ミツグ :
右側の3人は全く踊る気がないし、MAYUの笑い声炸裂してる中、結海はマイペースで可愛いけど最後は帰って行ったよ🤭
2026-06-01 15:02:26
3
milkymilky566
milky :
今回のコンセプトは何だろ?笑 プロポーズしてるしジャンケンしてるし笑
2026-06-01 13:43:41
1
fuuka_ongaku
ふうふう(風歌)🪽🫧 :
まゆさんの笑い声かっわいいWWWW
2026-06-01 13:54:47
1
nna25_lgm
産まれたてのひよこ :
情報過多www
2026-06-01 10:03:42
1
tanaryo
tanaryo_lgm :
結海ちゃん放置されてるやん🤣
2026-06-01 11:01:16
1
100fq4
lgm-Gaoller :
安定の情報過多 どこも気になる
2026-06-01 11:48:41
3
lgmnsy35
俺👍 :
みかちプロポーズされて可笑しくなってる🤭
2026-06-01 12:20:10
1
1121lv
ナヒ :
かれんさんずっと歩いてて可愛い笑
2026-06-01 11:07:19
1
1121lv
ナヒ :
かわいい
2026-06-01 11:06:28
0
youhei616
youhei616 :
2026-06-05 08:59:21
0
user2n2dzpw0sm
こはぜ屋おやてる :
後ろのかれんさん全力や〜😁
2026-06-02 20:07:48
0
imo_kintore
干し芋🍠 :
最高です✨
2026-06-04 12:51:31
0
lgm_suuuuuuri0513
💙🐥🍒💜🦄️🫧こじすず♥️💚🍒🌙🌱 :
めっちゃ大爆笑してるやん笑
2026-06-03 14:12:48
0
higuma1125
higuma1125 :
本好きの下剋上めっちゃ見てる!大好き💓
2026-06-03 08:34:32
0
saku__lgm
さくさくぱんだ :
ともに笑うの結海さんかわにい❤️‍🔥
2026-06-03 06:27:10
0
saboten.man
サボテン🌵🩵 :
かれんちゃんの動きが読めなすぎるww
2026-06-01 11:11:04
0
To see more videos from user @littlegleemonster1029, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

ده‌دانای کابل؛  روایت یک قریه کهن در چهاردهی ده‌دانا، از قریه‌های کهن حوزه چهاردهی کابل می‌باشد و بنابر شواهد موجود، دارای پیشینه‌ای چند صد ساله است. حدود اربعه آن از شرق به دریای کابل، از غرب به سرک دارالامان، از شمال به ده‌مرادخان و موسهی چهاردهی و از جنوب به چهارقلبه می‌رسد. این قریه در گذشته به دو بخش «ده‌قلندر» و «ده‌دانا» تقسیم می‌شد؛ اولی به سبب حضور مردان قلندر و سخاوتمند، و دومی به دلیل وجود علما و مردمان دانا به این نام‌ها شهرت یافته‌اند. در روایت‌های محلی آمده است که نام «ده‌دانا» نیز از همین ویژگی برخاسته است. نقل می‌کنند روزی سلطانی از این منطقه عبور کرد و برای آزمودن مردم، غذایی خواست که هم برای او، هم اسبش و هم مرغ شکاری‌اش مناسب باشد. بزرگان قریه خربوزه‌ای آوردند و گفتند: مغز آن برای سلطان، پوست برای اسپ و دانه‌ها برای پرنده. این پاسخ هوشمندانه سبب شد تا سلطان این محل را «ده دانایان» بخواند. در گذشته، ده‌دانا قریه‌ای زراعتی بود و محصولات آن شامل برنج، گندم، جواری، جو و انواع ترکاری می‌شد. باغداری نیز در آن رواج داشت و بعدها کشت کچالو که توسط نواب جبارخان به کابل معرفی شد، در این منطقه گسترش یافت. با کاهش منابع آبی، کشت برنج کاهش یافت و مالداری بیشتر رونق گرفت. در کنار زراعت، پیشه‌وری نیز جایگاه مهمی داشت و باشندگان در حرفه‌هایی چون آهنگری، نجاری، سنگ‌تراشی، معماری و قصابی فعالیت می‌کردند. این قریه از دیرباز به عنوان کانون علم و آموزش نیز شناخته می‌شد. نخستین مکتب رسمی دولتی در زمان امیر حبیب‌الله خان در منزل شخصی حاجی محمد وکیل تأسیس شد. در کنار آن، علوم دینی نیز توسط علمای محلی چون ملا باز محمد خان تدریس می‌گردید. بعدها در دوره محمد ظاهر شاه، مکتب ابتدائیه چهلستون و سپس مکتب نسوان ده‌دانا ایجاد شد که نقش مهمی در گسترش آموزش داشتند. زندگی اجتماعی ده‌دانا با سنت‌ها و فعالیت‌های جمعی گره خورده بود. جوانان در دامنه‌های کوه قروغ در زمستان به اسکی محلی می‌پرداختند و در نوروز، میله‌های قلبه‌کشی و مسابقات ورزشی برگزار می‌شد. ورزش‌های رزمی مانند پهلوانی، شمشیرزنی و نیزه‌بازی نیز در این قریه رواج داشت و از میان آن‌ها، خلیفه محمد افضل به عنوان پهلوانی نامدار شناخته می‌شد. ده‌دانا همچنان از نظر زیارتی و معنوی نیز اهمیت داشت. زیارت‌هایی چون بابازنگی، بابا دولت میر، سید اکبر شاه دیوارسوار و جوره شهید، نشان‌دهنده پیشینه مذهبی و فرهنگی این قریه است. افزون بر آن، چندین آسیاب آبی، دستگاه‌های روغن‌کشی و حتی کارگاه‌های تولیدی مانند فابریکه گوگرد و صابون‌سازی در این منطقه فعال بودند. باشندگان ده‌دانا در تحولات تاریخی کشور نیز نقش داشته‌اند. در جنگ‌های استقلال علیه انگلیس، در کنار سایر مردم کابل سهم گرفتند و در دوره‌های بعد نیز در رخدادهای مهم سیاسی و اجتماعی حضور فعال داشتند. از جمله در قیام چهارم حوت ۱۳۵۸، باشندگان این قریه در برابر نیروهای وقت به اعتراض برخاستند که در نتیجه آن ده‌ها تن جان باختند و زخمی شدند. در دوره‌های بعدی، با وجود جنگ‌ها و مهاجرت‌ها، ده‌دانا دستخوش تغییرات فراوان شد؛ اما پس از سال ۱۳۸۰، تلاش‌هایی برای بازسازی و توسعه آن صورت گرفت. ایجاد مکاتب خصوصی، کورس‌های آموزشی و کانکریت‌سازی کوچه‌ها با همکاری مردم، از جمله این اقدامات بود. همچنان شوراهای محلی برای انسجام اجتماعی و رسیدگی به امور قریه شکل گرفتند. #سروش‌مهرنوش‌نیکزاد سرچشمه‌ها: روایت‌های محلی و روایت‌های شبکه‌های اجتماعی در مورد ده‌دانا
ده‌دانای کابل؛ روایت یک قریه کهن در چهاردهی ده‌دانا، از قریه‌های کهن حوزه چهاردهی کابل می‌باشد و بنابر شواهد موجود، دارای پیشینه‌ای چند صد ساله است. حدود اربعه آن از شرق به دریای کابل، از غرب به سرک دارالامان، از شمال به ده‌مرادخان و موسهی چهاردهی و از جنوب به چهارقلبه می‌رسد. این قریه در گذشته به دو بخش «ده‌قلندر» و «ده‌دانا» تقسیم می‌شد؛ اولی به سبب حضور مردان قلندر و سخاوتمند، و دومی به دلیل وجود علما و مردمان دانا به این نام‌ها شهرت یافته‌اند. در روایت‌های محلی آمده است که نام «ده‌دانا» نیز از همین ویژگی برخاسته است. نقل می‌کنند روزی سلطانی از این منطقه عبور کرد و برای آزمودن مردم، غذایی خواست که هم برای او، هم اسبش و هم مرغ شکاری‌اش مناسب باشد. بزرگان قریه خربوزه‌ای آوردند و گفتند: مغز آن برای سلطان، پوست برای اسپ و دانه‌ها برای پرنده. این پاسخ هوشمندانه سبب شد تا سلطان این محل را «ده دانایان» بخواند. در گذشته، ده‌دانا قریه‌ای زراعتی بود و محصولات آن شامل برنج، گندم، جواری، جو و انواع ترکاری می‌شد. باغداری نیز در آن رواج داشت و بعدها کشت کچالو که توسط نواب جبارخان به کابل معرفی شد، در این منطقه گسترش یافت. با کاهش منابع آبی، کشت برنج کاهش یافت و مالداری بیشتر رونق گرفت. در کنار زراعت، پیشه‌وری نیز جایگاه مهمی داشت و باشندگان در حرفه‌هایی چون آهنگری، نجاری، سنگ‌تراشی، معماری و قصابی فعالیت می‌کردند. این قریه از دیرباز به عنوان کانون علم و آموزش نیز شناخته می‌شد. نخستین مکتب رسمی دولتی در زمان امیر حبیب‌الله خان در منزل شخصی حاجی محمد وکیل تأسیس شد. در کنار آن، علوم دینی نیز توسط علمای محلی چون ملا باز محمد خان تدریس می‌گردید. بعدها در دوره محمد ظاهر شاه، مکتب ابتدائیه چهلستون و سپس مکتب نسوان ده‌دانا ایجاد شد که نقش مهمی در گسترش آموزش داشتند. زندگی اجتماعی ده‌دانا با سنت‌ها و فعالیت‌های جمعی گره خورده بود. جوانان در دامنه‌های کوه قروغ در زمستان به اسکی محلی می‌پرداختند و در نوروز، میله‌های قلبه‌کشی و مسابقات ورزشی برگزار می‌شد. ورزش‌های رزمی مانند پهلوانی، شمشیرزنی و نیزه‌بازی نیز در این قریه رواج داشت و از میان آن‌ها، خلیفه محمد افضل به عنوان پهلوانی نامدار شناخته می‌شد. ده‌دانا همچنان از نظر زیارتی و معنوی نیز اهمیت داشت. زیارت‌هایی چون بابازنگی، بابا دولت میر، سید اکبر شاه دیوارسوار و جوره شهید، نشان‌دهنده پیشینه مذهبی و فرهنگی این قریه است. افزون بر آن، چندین آسیاب آبی، دستگاه‌های روغن‌کشی و حتی کارگاه‌های تولیدی مانند فابریکه گوگرد و صابون‌سازی در این منطقه فعال بودند. باشندگان ده‌دانا در تحولات تاریخی کشور نیز نقش داشته‌اند. در جنگ‌های استقلال علیه انگلیس، در کنار سایر مردم کابل سهم گرفتند و در دوره‌های بعد نیز در رخدادهای مهم سیاسی و اجتماعی حضور فعال داشتند. از جمله در قیام چهارم حوت ۱۳۵۸، باشندگان این قریه در برابر نیروهای وقت به اعتراض برخاستند که در نتیجه آن ده‌ها تن جان باختند و زخمی شدند. در دوره‌های بعدی، با وجود جنگ‌ها و مهاجرت‌ها، ده‌دانا دستخوش تغییرات فراوان شد؛ اما پس از سال ۱۳۸۰، تلاش‌هایی برای بازسازی و توسعه آن صورت گرفت. ایجاد مکاتب خصوصی، کورس‌های آموزشی و کانکریت‌سازی کوچه‌ها با همکاری مردم، از جمله این اقدامات بود. همچنان شوراهای محلی برای انسجام اجتماعی و رسیدگی به امور قریه شکل گرفتند. #سروش‌مهرنوش‌نیکزاد سرچشمه‌ها: روایت‌های محلی و روایت‌های شبکه‌های اجتماعی در مورد ده‌دانا

About