@xxk.914: Cat and Rat Dancing Waltz in Palace#CatAndMouse #Mouse#AnimalDance #WaltzDance #fyp #PetArt #AIPet #BallroomDance #MouseDance #CutePets #AIGenerated #FYP

XXK
XXK
Open In TikTok:
Region: US
Tuesday 02 June 2026 07:04:36 GMT
3909
44
6
31

Music

Download

Comments

user1631024538057
kitty :
💕💕💕♥️♥️♥️How beautiful 🥰🥰🥰 and cute ♥️♥️♥️
2026-06-03 02:57:40
0
magdalenahernan154
Magdalena Hernan1528 :
😂😂😂😂😂😂😂😂😂
2026-06-08 21:08:51
0
martina20._
Martina20._ :
💖💖💖
2026-06-08 02:52:58
0
livia.bajdaun
Livia Bajdaun :
🥰🥰🥰🥰
2026-06-05 02:07:01
0
irmadagoalie01
𝓲. :
@Tactical Combat
2026-06-22 21:13:02
0
To see more videos from user @xxk.914, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

#کسانیکه_از_ویرانی_کابل_نردبان_قدرت_ساختند __________________ اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در حالی‌که کابل در آتش جنگ داخلی می‌سوخت و مردم غرب کابل زیر باران گلوله و ویرانی نفس می‌کشیدند برخی چهره‌های سیاسی به جای ایستادن در کنار مردم چشم به دروازه‌های قدرت دوخته بودند. در روزهایی که #شورای_نظار برای درهم شکستن مقاومت #غرب_کابل و حزب وحدت اسلامی حملات خونینی را آغاز کرده بود، شماری از چهره‌های شیعی که بعدها به «شیعیان درباری» معروف شدند تلاش کردند از بحران موجود #نردبانی برای رسیدن به قدرت بسازند. آنان بارها برای نزدیک شدن به حکومت برهان‌الدین ربانی تلاش کردند، اما احمدشاه مسعود که خود را در اوج قدرت میدید، آنان را جدی نمی‌گرفت و حتی حاضر به پذیرش گفتگوی برابر با آنان نبود. اما غرور قدرت همیشه دوام نمی‌آورد. وقتی حملات پی‌درپی شورای نظار برای شکستن مقاومت غرب کابل به نتیجه نرسید و نیروهایش مجبور به عقب‌نشینی از برخی مواضع شدند پرده از واقعیت‌های تلخ برداشت قدرتی که خود را شکست‌ناپذیر می‌پنداشت، برای نجات موقعیت خود به دنبال هر وسیله‌ای افتاد. در آن زمان برای شکست #مقاومت_غرب_کابل دیگر مرزی میان دشمن دیروز و متحد امروز وجود نداشت. همان کسانیکه زمانی نادیده گرفته می‌شدند، ناگهان به شریک سیاسی تبدیل شدند؛ نه از روی باور به عدالت و همگرایی ملی، بلکه از روی نیاز، درماندگی و حسابگری‌های جنگی. نخستین دروازه‌ای که گشوده شد، گفتگو با شیخ آصف محسنی بود و پس از آن، سیدحسین انوری و شماری دیگر از چهره‌ها وارد این معامله سیاسی شدند. حکومت ربانی برای جلب این جریان‌ها، امتیازهای ویژه‌ای واگذار کرد از جمله زمین‌هایی دولتی که بعدها ‌النبیین بر آن ساخته شد اقدامی که منتقدان آن را نمونه‌ای از تقسیم منافع در سایه جنگ می‌دانند. به این ترتیب کسانیکه دیروز در حاشیه قرار داشتند، ناگهان به مهره‌های مورد نیاز یک بازی سیاسی تبدیل شدند. اختلافات داخلی، زخم‌های قومی و مذهبی و رنج مردم، همه به ابزارهایی در دست سیاستمدارانی بدل شد که بقای قدرت را بر آرامش جامعه ترجیح می‌دادند. حتی زمانی که طالبان هنوز به یک نیروی منسجم تبدیل نشده بودند، معامله‌های پشت پرده برای استفاده از آنان در برابر رقیبان سیاسی نیز شکل گرفت تصمیم‌هایی که بعدها افغانستان را با یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خود روبه‌رو ساخت. پذیرش جریان‌های موسوم به «شیعیان درباری» از سوی شورای نظار از نگاه منتقدان، نه نتیجه یک تحول فکری و نه نشانه یک نگاه ملی‌گرایانه بود بلکه محصول یک ضرورت سیاسی و تلاش برای استفاده ابزاری از هر نیروی ممکن در جنگ قدرت بود. در تاریخ افغانستان بارها دیده شده است که آرمان‌ها قربانی معامله‌ها شده‌اند و کسانی که با شعارهای بزرگ وارد میدان شده‌اند، در لحظه آزمون، قدرت را بر مردم ترجیح داده‌اند. بهای این معامله‌ها را اما همیشه مردم عادی پرداخته‌اند مردمی که میان گلوله‌های جنگ‌سالاران، قربانی بازی‌های بی‌پایان قدرت شدند. هزارستان بزرگ
#کسانیکه_از_ویرانی_کابل_نردبان_قدرت_ساختند __________________ اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در حالی‌که کابل در آتش جنگ داخلی می‌سوخت و مردم غرب کابل زیر باران گلوله و ویرانی نفس می‌کشیدند برخی چهره‌های سیاسی به جای ایستادن در کنار مردم چشم به دروازه‌های قدرت دوخته بودند. در روزهایی که #شورای_نظار برای درهم شکستن مقاومت #غرب_کابل و حزب وحدت اسلامی حملات خونینی را آغاز کرده بود، شماری از چهره‌های شیعی که بعدها به «شیعیان درباری» معروف شدند تلاش کردند از بحران موجود #نردبانی برای رسیدن به قدرت بسازند. آنان بارها برای نزدیک شدن به حکومت برهان‌الدین ربانی تلاش کردند، اما احمدشاه مسعود که خود را در اوج قدرت میدید، آنان را جدی نمی‌گرفت و حتی حاضر به پذیرش گفتگوی برابر با آنان نبود. اما غرور قدرت همیشه دوام نمی‌آورد. وقتی حملات پی‌درپی شورای نظار برای شکستن مقاومت غرب کابل به نتیجه نرسید و نیروهایش مجبور به عقب‌نشینی از برخی مواضع شدند پرده از واقعیت‌های تلخ برداشت قدرتی که خود را شکست‌ناپذیر می‌پنداشت، برای نجات موقعیت خود به دنبال هر وسیله‌ای افتاد. در آن زمان برای شکست #مقاومت_غرب_کابل دیگر مرزی میان دشمن دیروز و متحد امروز وجود نداشت. همان کسانیکه زمانی نادیده گرفته می‌شدند، ناگهان به شریک سیاسی تبدیل شدند؛ نه از روی باور به عدالت و همگرایی ملی، بلکه از روی نیاز، درماندگی و حسابگری‌های جنگی. نخستین دروازه‌ای که گشوده شد، گفتگو با شیخ آصف محسنی بود و پس از آن، سیدحسین انوری و شماری دیگر از چهره‌ها وارد این معامله سیاسی شدند. حکومت ربانی برای جلب این جریان‌ها، امتیازهای ویژه‌ای واگذار کرد از جمله زمین‌هایی دولتی که بعدها ‌النبیین بر آن ساخته شد اقدامی که منتقدان آن را نمونه‌ای از تقسیم منافع در سایه جنگ می‌دانند. به این ترتیب کسانیکه دیروز در حاشیه قرار داشتند، ناگهان به مهره‌های مورد نیاز یک بازی سیاسی تبدیل شدند. اختلافات داخلی، زخم‌های قومی و مذهبی و رنج مردم، همه به ابزارهایی در دست سیاستمدارانی بدل شد که بقای قدرت را بر آرامش جامعه ترجیح می‌دادند. حتی زمانی که طالبان هنوز به یک نیروی منسجم تبدیل نشده بودند، معامله‌های پشت پرده برای استفاده از آنان در برابر رقیبان سیاسی نیز شکل گرفت تصمیم‌هایی که بعدها افغانستان را با یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خود روبه‌رو ساخت. پذیرش جریان‌های موسوم به «شیعیان درباری» از سوی شورای نظار از نگاه منتقدان، نه نتیجه یک تحول فکری و نه نشانه یک نگاه ملی‌گرایانه بود بلکه محصول یک ضرورت سیاسی و تلاش برای استفاده ابزاری از هر نیروی ممکن در جنگ قدرت بود. در تاریخ افغانستان بارها دیده شده است که آرمان‌ها قربانی معامله‌ها شده‌اند و کسانی که با شعارهای بزرگ وارد میدان شده‌اند، در لحظه آزمون، قدرت را بر مردم ترجیح داده‌اند. بهای این معامله‌ها را اما همیشه مردم عادی پرداخته‌اند مردمی که میان گلوله‌های جنگ‌سالاران، قربانی بازی‌های بی‌پایان قدرت شدند. هزارستان بزرگ
#کسانیکه_از_ویرانی_کابل_نردبان_قدرت_ساختند __________________ اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در حالی‌که کابل در آتش جنگ داخلی می‌سوخت و مردم غرب کابل زیر باران گلوله و ویرانی نفس می‌کشیدند برخی چهره‌های سیاسی به جای ایستادن در کنار مردم چشم به دروازه‌های قدرت دوخته بودند. در روزهایی که #شورای_نظار برای درهم شکستن مقاومت #غرب_کابل و حزب وحدت اسلامی حملات خونینی را آغاز کرده بود، شماری از چهره‌های شیعی که بعدها به «شیعیان درباری» معروف شدند تلاش کردند از بحران موجود #نردبانی برای رسیدن به قدرت بسازند. آنان بارها برای نزدیک شدن به حکومت برهان‌الدین ربانی تلاش کردند، اما احمدشاه مسعود که خود را در اوج قدرت میدید، آنان را جدی نمی‌گرفت و حتی حاضر به پذیرش گفتگوی برابر با آنان نبود. اما غرور قدرت همیشه دوام نمی‌آورد. وقتی حملات پی‌درپی شورای نظار برای شکستن مقاومت غرب کابل به نتیجه نرسید و نیروهایش مجبور به عقب‌نشینی از برخی مواضع شدند پرده از واقعیت‌های تلخ برداشت قدرتی که خود را شکست‌ناپذیر می‌پنداشت، برای نجات موقعیت خود به دنبال هر وسیله‌ای افتاد. در آن زمان برای شکست #مقاومت_غرب_کابل دیگر مرزی میان دشمن دیروز و متحد امروز وجود نداشت. همان کسانیکه زمانی نادیده گرفته می‌شدند، ناگهان به شریک سیاسی تبدیل شدند؛ نه از روی باور به عدالت و همگرایی ملی، بلکه از روی نیاز، درماندگی و حسابگری‌های جنگی. نخستین دروازه‌ای که گشوده شد، گفتگو با شیخ آصف محسنی بود و پس از آن، سیدحسین انوری و شماری دیگر از چهره‌ها وارد این معامله سیاسی شدند. حکومت ربانی برای جلب این جریان‌ها، امتیازهای ویژه‌ای واگذار کرد از جمله زمین‌هایی دولتی که بعدها ‌النبیین بر آن ساخته شد اقدامی که منتقدان آن را نمونه‌ای از تقسیم منافع در سایه جنگ می‌دانند. به این ترتیب کسانیکه دیروز در حاشیه قرار داشتند، ناگهان به مهره‌های مورد نیاز یک بازی سیاسی تبدیل شدند. اختلافات داخلی، زخم‌های قومی و مذهبی و رنج مردم، همه به ابزارهایی در دست سیاستمدارانی بدل شد که بقای قدرت را بر آرامش جامعه ترجیح می‌دادند. حتی زمانی که طالبان هنوز به یک نیروی منسجم تبدیل نشده بودند، معامله‌های پشت پرده برای استفاده از آنان در برابر رقیبان سیاسی نیز شکل گرفت تصمیم‌هایی که بعدها افغانستان را با یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خود روبه‌رو ساخت. پذیرش جریان‌های موسوم به «شیعیان درباری» از سوی شورای نظار از نگاه منتقدان، نه نتیجه یک تحول فکری و نه نشانه یک نگاه ملی‌گرایانه بود بلکه محصول یک ضرورت سیاسی و تلاش برای استفاده ابزاری از هر نیروی ممکن در جنگ قدرت بود. در تاریخ افغانستان بارها دیده شده است که آرمان‌ها قربانی معامله‌ها شده‌اند و کسانی که با شعارهای بزرگ وارد میدان شده‌اند، در لحظه آزمون، قدرت را بر مردم ترجیح داده‌اند. بهای این معامله‌ها را اما همیشه مردم عادی پرداخته‌اند مردمی که میان گلوله‌های جنگ‌سالاران، قربانی بازی‌های بی‌پایان قدرت شدند. هزارستان بزرگ
#کسانیکه_از_ویرانی_کابل_نردبان_قدرت_ساختند __________________ اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در حالی‌که کابل در آتش جنگ داخلی می‌سوخت و مردم غرب کابل زیر باران گلوله و ویرانی نفس می‌کشیدند برخی چهره‌های سیاسی به جای ایستادن در کنار مردم چشم به دروازه‌های قدرت دوخته بودند. در روزهایی که #شورای_نظار برای درهم شکستن مقاومت #غرب_کابل و حزب وحدت اسلامی حملات خونینی را آغاز کرده بود، شماری از چهره‌های شیعی که بعدها به «شیعیان درباری» معروف شدند تلاش کردند از بحران موجود #نردبانی برای رسیدن به قدرت بسازند. آنان بارها برای نزدیک شدن به حکومت برهان‌الدین ربانی تلاش کردند، اما احمدشاه مسعود که خود را در اوج قدرت میدید، آنان را جدی نمی‌گرفت و حتی حاضر به پذیرش گفتگوی برابر با آنان نبود. اما غرور قدرت همیشه دوام نمی‌آورد. وقتی حملات پی‌درپی شورای نظار برای شکستن مقاومت غرب کابل به نتیجه نرسید و نیروهایش مجبور به عقب‌نشینی از برخی مواضع شدند پرده از واقعیت‌های تلخ برداشت قدرتی که خود را شکست‌ناپذیر می‌پنداشت، برای نجات موقعیت خود به دنبال هر وسیله‌ای افتاد. در آن زمان برای شکست #مقاومت_غرب_کابل دیگر مرزی میان دشمن دیروز و متحد امروز وجود نداشت. همان کسانیکه زمانی نادیده گرفته می‌شدند، ناگهان به شریک سیاسی تبدیل شدند؛ نه از روی باور به عدالت و همگرایی ملی، بلکه از روی نیاز، درماندگی و حسابگری‌های جنگی. نخستین دروازه‌ای که گشوده شد، گفتگو با شیخ آصف محسنی بود و پس از آن، سیدحسین انوری و شماری دیگر از چهره‌ها وارد این معامله سیاسی شدند. حکومت ربانی برای جلب این جریان‌ها، امتیازهای ویژه‌ای واگذار کرد از جمله زمین‌هایی دولتی که بعدها ‌النبیین بر آن ساخته شد اقدامی که منتقدان آن را نمونه‌ای از تقسیم منافع در سایه جنگ می‌دانند. به این ترتیب کسانیکه دیروز در حاشیه قرار داشتند، ناگهان به مهره‌های مورد نیاز یک بازی سیاسی تبدیل شدند. اختلافات داخلی، زخم‌های قومی و مذهبی و رنج مردم، همه به ابزارهایی در دست سیاستمدارانی بدل شد که بقای قدرت را بر آرامش جامعه ترجیح می‌دادند. حتی زمانی که طالبان هنوز به یک نیروی منسجم تبدیل نشده بودند، معامله‌های پشت پرده برای استفاده از آنان در برابر رقیبان سیاسی نیز شکل گرفت تصمیم‌هایی که بعدها افغانستان را با یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خود روبه‌رو ساخت. پذیرش جریان‌های موسوم به «شیعیان درباری» از سوی شورای نظار از نگاه منتقدان، نه نتیجه یک تحول فکری و نه نشانه یک نگاه ملی‌گرایانه بود بلکه محصول یک ضرورت سیاسی و تلاش برای استفاده ابزاری از هر نیروی ممکن در جنگ قدرت بود. در تاریخ افغانستان بارها دیده شده است که آرمان‌ها قربانی معامله‌ها شده‌اند و کسانی که با شعارهای بزرگ وارد میدان شده‌اند، در لحظه آزمون، قدرت را بر مردم ترجیح داده‌اند. بهای این معامله‌ها را اما همیشه مردم عادی پرداخته‌اند مردمی که میان گلوله‌های جنگ‌سالاران، قربانی بازی‌های بی‌پایان قدرت شدند. هزارستان بزرگ

About