@teagan..reece: yay bday dinner #viral #straighthair #fitcheck #lipsync #fyp

user90587314769
user90587314769
Open In TikTok:
Region: US
Wednesday 03 June 2026 01:30:38 GMT
3940
435
8
18

Music

Download

Comments

mxlnyxo
𝐦𝐞𝐥𝐚𝐧𝐲 :
perfect girl
2026-06-03 03:25:49
0
spidermankristel
🕷️ :
You’re gorgeous babes
2026-06-03 01:37:25
1
she_luvs_y0rd1n
Yordin 🤼 :
0 drinks
2026-06-08 02:51:31
0
nayharc
nayhara :
gorges gorgies IDKK TEAGAN
2026-06-03 17:19:14
0
mahiateama
mahia :
so flawless 😍😍
2026-06-03 14:51:29
0
mxlnyxo
𝐦𝐞𝐥𝐚𝐧𝐲 :
stunning
2026-06-03 03:25:52
0
To see more videos from user @teagan..reece, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

تو بیدار شدی تو: صبحتون بخیر راجب کی حرف میزدین میگفتین باید گردن بگیره سام : هیچی حالا ولش کن بنیامین کو؟ تو: هنوز خوابه صبحانه مونده؟ ارین : آره بیا همون لحظه بنیامین بیدار شد بنیامین : صبحت بخیر جوجهههههه تو: صبت بخیر بلو ایززززز ارین : ماعم که اینجا هیچیم 🤣 اشکان : آرین اذیت نکن بنیامین : صب همگی بخیر 🤣 جوجه بعد صبحانه وسایلت و بار دو روز جمع کن باید بریم یجا تو: کجا بریم؟ بنیامین : سورپرایز نمیتونم بگم که تو: حالا بگی چی میشه بنیامین : سوپرایزت خراب میشه بچممممم بابک : پس پروژه ها چی داداش؟ 🤣 بنیامین : فدای سر بچممممم اشکان : بله معلوم شد این خانوم زیادی برا بنیامین ارزش داره بنیامین هیچوقت پروژه کنسل نمی‌کرد🤣 بنیامین : خفه شین همتون 🤣 خلاصه صبحانه خوردی رفتی لباس پوشیدی تو: خب بنیامین بنیامین : جون دلم تو: باید برمی از خونه من بریم الان خودت لباس جمع کن بنیامین : من وسیله هام جمعه از همه خدافظی کردین و را افتادین سمت خونت تا رسیدی سریع وسیله جمع کردین و را افتادین تو راه بودین تو: یچیزی بگم؟ بنیامین : بگو بچه تو: این چند وقته که باتوعم قرصامو نخوردم و حالم خوبه:) بنیامین : خداروشکر بچه همین که تو خوب یمنم خوبم تو یه لبخند عمیق و شیرین زدی خلاصه بالاخره رسیدین یجا که تابلو داشت تو: پشمام میریم شمالللللل بنیامین : بله که میریم شماللللل دیدیم یه پست لایک رکدی گفتم ببرمت هوات عوص شه تو: من دور مهربونیت بگردم بنیامین لبخند زد بالاخره رسیدین رشت اول رفتین میدون شهرداری کلی آدم شما رو دیدن  از شانس شما بارون گرفت رفتین نشستین زیر بارون یه چایی و رشته خشکار خوردی یه فن اومد  فن: وایییی باورن نمیشه از نزدیکی دیدمتون  میشه یه عکس بگیریم؟  تو: آره قنشگم عکس گرفت و رفت تو: شام کجا بریم بنیامین : من شمالو زیاد نمیشناسم  تو: بریم پلا کباب بخوریم  بنیامین : پایتم بریمممممم رفتین غذا خوردین بازم خیلی از فنا شما دیدن و عکس گرفتن  تو : شب چیکار کنیم؟  بنیامین : خونه گرفتم جوجه بریم رفتین خونه که بنیامین گرفته  لباساتونو عوض کردین که گوشی بنیامین زنگ خورد متلی بنیامین زد رو اسپیکر  متلی : به به آقا بنیامین  بنیامین : علی داداش چطوری متلی : مرسی عشق آقا اومدی رشت؟  بنیامین : آره یه دو روز اومدم حالو هوامون عوض ‌شه  متلی: آقا فردا ناهار بیاید خونه ما از اونجا شیش نفره با حامی و دوس دخترش و منو یکتا یه ویدئو بگیریم  تو: علی مزاحم نگیشیم متلی: مزاحم چیه مراحمید ابجی  بنیامین : باشه داداش  لوکیشن بفرست  خلاصه حرفاشون تموم شد رفتین تو حیاط زیر آلاچیق نشستید بارونم میومد  تو: یه اعترافی کنم؟  بنیامین : بگو با جون و دل می‌شنوم  تو: خوشحالم که نرفتم  بنیامین : عجیبه الان کمتر کسی خوشحاله از مهاجرت نکردنش  تو: اصن کجا بریم بابا اینجا خونمونه ارث پدریمونه  ما عاشق ایرانیم بخدا ایران تمدن داره تاریخ داره فرهنگ داره انسانهای بزرگ داره بنیامین : موافقم باهات واقعا  ما عاشق ایرانیم  تو: رفتیم تهران بریم نقشه ایرانو تتو بزنیم بنیامین : پایتممممم تو: هیچوقت یادم نمیره وقتی مامان اینا داشتن میرفتن تا خود فرودگاه که رسوندمشون آهنگ بعد اینهمه بدو بدو تا رسیدی به فرودگاه امام پلی بود بعد ببين همه داشتیم گریه میکردیم  راستش هنوز عادت نکردم به رفتنشون از الان غم دارم دوباره میخوان برن بنیامین : من پیشتم بچه  میدونم نبودنشون سخته برات ولی تو هروقت بخوای درد و دل کنی منو داری  تو یه لبخند زدی تو: نری یه وقت  بنیامین : نمیرم یه وقت :)  اون شب تموم فردا که بیدار شدید بازم هوا بارونی بود تو: چقدر هوا خوبه بنیامین : شمال همیشه هواش خوبه تو : تو هوای ایران میشه زندگی کرد خاکش وسوسه موندن داره ها بنیامین : ایران خانوم اینه دیگه  تو: بریم صبحانه رفتین صبحانه خوردین آماده شدین و را افتادن سمت خونه مالی اینا تو راه شیرینی گرفتید بالاخره رسیدین  تو: سلام خاله جان  سلام داداش بچه ها سلام  مامان علی: به به خوش آمدید دختر و پسر گلم بفرمایید رفتید نشستید  با یکتا و الینا رود صمیمی شدی دخترای واقعا مهربونی بودن  یکتا : آقا ما یه سوال داریم تو: جونم الینا : با بنیامین تو رابطه ای؟  تو: نه بابا دوستیم  یکتا : آخه  نگاهتون یچیز دیگه میگه ها  تو: نه بابا دوستیم  ناهار خوردین و از خونه زدین بیرون  برای فیلم برداری باید میرفتین میدون شهرداری  ویدئو این بود کی زودتر وسیله هارو با رنگای مشخص می‌خره  رسیدین و بازی شرو شد تقریبا بازی راحت بود تو زودتر از همه رسیدی  بعد تو یکتا بعد بنیامین  بعد حامی بعد الینا  بعد علیرضا تو: با افتخار بنده برنده ‌شدم🤣 بنیامین موهاتو بوسید بنیامین : فک کنم ربطه پنج کنکور تویی نه من🤣 حامی.: مگه شما دوتا دوست نبودید  بنیامین : چرا دوستیم علی: نگاهتون و رفتارتون یچیز دیگه میگه ها
تو بیدار شدی تو: صبحتون بخیر راجب کی حرف میزدین میگفتین باید گردن بگیره سام : هیچی حالا ولش کن بنیامین کو؟ تو: هنوز خوابه صبحانه مونده؟ ارین : آره بیا همون لحظه بنیامین بیدار شد بنیامین : صبحت بخیر جوجهههههه تو: صبت بخیر بلو ایززززز ارین : ماعم که اینجا هیچیم 🤣 اشکان : آرین اذیت نکن بنیامین : صب همگی بخیر 🤣 جوجه بعد صبحانه وسایلت و بار دو روز جمع کن باید بریم یجا تو: کجا بریم؟ بنیامین : سورپرایز نمیتونم بگم که تو: حالا بگی چی میشه بنیامین : سوپرایزت خراب میشه بچممممم بابک : پس پروژه ها چی داداش؟ 🤣 بنیامین : فدای سر بچممممم اشکان : بله معلوم شد این خانوم زیادی برا بنیامین ارزش داره بنیامین هیچوقت پروژه کنسل نمی‌کرد🤣 بنیامین : خفه شین همتون 🤣 خلاصه صبحانه خوردی رفتی لباس پوشیدی تو: خب بنیامین بنیامین : جون دلم تو: باید برمی از خونه من بریم الان خودت لباس جمع کن بنیامین : من وسیله هام جمعه از همه خدافظی کردین و را افتادین سمت خونت تا رسیدی سریع وسیله جمع کردین و را افتادین تو راه بودین تو: یچیزی بگم؟ بنیامین : بگو بچه تو: این چند وقته که باتوعم قرصامو نخوردم و حالم خوبه:) بنیامین : خداروشکر بچه همین که تو خوب یمنم خوبم تو یه لبخند عمیق و شیرین زدی خلاصه بالاخره رسیدین یجا که تابلو داشت تو: پشمام میریم شمالللللل بنیامین : بله که میریم شماللللل دیدیم یه پست لایک رکدی گفتم ببرمت هوات عوص شه تو: من دور مهربونیت بگردم بنیامین لبخند زد بالاخره رسیدین رشت اول رفتین میدون شهرداری کلی آدم شما رو دیدن از شانس شما بارون گرفت رفتین نشستین زیر بارون یه چایی و رشته خشکار خوردی یه فن اومد فن: وایییی باورن نمیشه از نزدیکی دیدمتون میشه یه عکس بگیریم؟ تو: آره قنشگم عکس گرفت و رفت تو: شام کجا بریم بنیامین : من شمالو زیاد نمیشناسم تو: بریم پلا کباب بخوریم بنیامین : پایتم بریمممممم رفتین غذا خوردین بازم خیلی از فنا شما دیدن و عکس گرفتن تو : شب چیکار کنیم؟ بنیامین : خونه گرفتم جوجه بریم رفتین خونه که بنیامین گرفته لباساتونو عوض کردین که گوشی بنیامین زنگ خورد متلی بنیامین زد رو اسپیکر متلی : به به آقا بنیامین بنیامین : علی داداش چطوری متلی : مرسی عشق آقا اومدی رشت؟ بنیامین : آره یه دو روز اومدم حالو هوامون عوض ‌شه متلی: آقا فردا ناهار بیاید خونه ما از اونجا شیش نفره با حامی و دوس دخترش و منو یکتا یه ویدئو بگیریم تو: علی مزاحم نگیشیم متلی: مزاحم چیه مراحمید ابجی بنیامین : باشه داداش لوکیشن بفرست خلاصه حرفاشون تموم شد رفتین تو حیاط زیر آلاچیق نشستید بارونم میومد تو: یه اعترافی کنم؟ بنیامین : بگو با جون و دل می‌شنوم تو: خوشحالم که نرفتم بنیامین : عجیبه الان کمتر کسی خوشحاله از مهاجرت نکردنش تو: اصن کجا بریم بابا اینجا خونمونه ارث پدریمونه ما عاشق ایرانیم بخدا ایران تمدن داره تاریخ داره فرهنگ داره انسانهای بزرگ داره بنیامین : موافقم باهات واقعا ما عاشق ایرانیم تو: رفتیم تهران بریم نقشه ایرانو تتو بزنیم بنیامین : پایتممممم تو: هیچوقت یادم نمیره وقتی مامان اینا داشتن میرفتن تا خود فرودگاه که رسوندمشون آهنگ بعد اینهمه بدو بدو تا رسیدی به فرودگاه امام پلی بود بعد ببين همه داشتیم گریه میکردیم راستش هنوز عادت نکردم به رفتنشون از الان غم دارم دوباره میخوان برن بنیامین : من پیشتم بچه میدونم نبودنشون سخته برات ولی تو هروقت بخوای درد و دل کنی منو داری تو یه لبخند زدی تو: نری یه وقت بنیامین : نمیرم یه وقت :) اون شب تموم فردا که بیدار شدید بازم هوا بارونی بود تو: چقدر هوا خوبه بنیامین : شمال همیشه هواش خوبه تو : تو هوای ایران میشه زندگی کرد خاکش وسوسه موندن داره ها بنیامین : ایران خانوم اینه دیگه تو: بریم صبحانه رفتین صبحانه خوردین آماده شدین و را افتادن سمت خونه مالی اینا تو راه شیرینی گرفتید بالاخره رسیدین تو: سلام خاله جان سلام داداش بچه ها سلام مامان علی: به به خوش آمدید دختر و پسر گلم بفرمایید رفتید نشستید با یکتا و الینا رود صمیمی شدی دخترای واقعا مهربونی بودن یکتا : آقا ما یه سوال داریم تو: جونم الینا : با بنیامین تو رابطه ای؟ تو: نه بابا دوستیم یکتا : آخه نگاهتون یچیز دیگه میگه ها تو: نه بابا دوستیم ناهار خوردین و از خونه زدین بیرون برای فیلم برداری باید میرفتین میدون شهرداری ویدئو این بود کی زودتر وسیله هارو با رنگای مشخص می‌خره رسیدین و بازی شرو شد تقریبا بازی راحت بود تو زودتر از همه رسیدی بعد تو یکتا بعد بنیامین بعد حامی بعد الینا بعد علیرضا تو: با افتخار بنده برنده ‌شدم🤣 بنیامین موهاتو بوسید بنیامین : فک کنم ربطه پنج کنکور تویی نه من🤣 حامی.: مگه شما دوتا دوست نبودید بنیامین : چرا دوستیم علی: نگاهتون و رفتارتون یچیز دیگه میگه ها

About