Language
English
عربي
Tiếng Việt
русский
français
español
日本語
한글
Deutsch
हिन्दी
简体中文
繁體中文
API
Home
How To Use
Language
English
عربي
Tiếng Việt
русский
français
español
日本語
한글
Deutsch
हिन्दी
简体中文
繁體中文
Home
Detail
@sugar_review: تبين تلقين لـق ؟ أستخدمي هالماسك 🫶🏻🤍 #كريم_كاب #خلطات #shower #عناية #explore
✨ 𝐒𝐮𝐠𝐚𝐫 || شــوقــر ✨
Open In TikTok:
Region: KW
Tuesday 16 June 2026 19:23:21 GMT
52265
3724
17
355
Music
Download
No Watermark .mp4 (
0MB
)
No Watermark(HD) .mp4 (
0MB
)
Watermark .mp4 (
0MB
)
Music .mp3
Comments
Blue Sky :
مبروك ال٧ الاف متابع …. ❤️❤️
2026-06-24 12:05:44
1
anonymous :
كريم كاب و طحينه🔥
2026-06-16 19:50:44
1
ishahodii :
انا جربته رهيب والله
2026-07-01 11:38:56
1
حـنين ꨄ :
Wooow 🤩
2026-06-18 18:51:05
1
Buthainah Trkmane :
حبيت👏👏👏
2026-06-18 14:37:49
0
هَنّي 📸 :
يستخدم يوميا
2026-06-17 19:35:06
0
hfnon2 :
حلو❤️❤️
2026-06-18 20:35:05
0
30oal_ :
يجننن ❤️
2026-06-17 19:57:43
0
Blue Sky :
مكونات حلوة وبيتية❤️❤️❤️
2026-06-16 19:48:57
1
lla :
التصوير يجنن
2026-06-17 19:39:37
1
To see more videos from user @sugar_review, please go to the Tikwm homepage.
Other Videos
🕋 آخرین اذان 🕯️ روزی مردی بود به نام سالم. وقتی کودک بود، عاشق شنیدن اذان بود 🕌. اما هرچه بزرگتر شد، کمکم از نماز فاصله گرفت... او همیشه میگفت: > «قلب من پاکه ❤️. الله (سبحانه وتعالى) به قلب نگاه میکنه، نه به اینکه چند بار رکوع یا سجده کنم.» و وقتی کسی او را به نماز دعوت میکرد، میخندید و میگفت: > «وقتی پیر شدم نماز میخونم... هنوز وقت دارم.» 😌 اما حقیقت این بود... او وقت نداشت. ⏳ --- شبی 🌙، در نیمههای شب، صدای عجیبی بیدارش کرد... اذان شنیده میشد — اما نه از مسجد. برخلاف گذشته، دلش لرزید 💔. بلند شد و بیرون رفت... 🌃 خیابانها خالی بود. اما صدا همچنان میآمد... دنبال صدا رفت... تا رسید به قبرستانی تاریک ⚰️🌫️. آنجا اذان قطع شد. و مردی با لباس سفید را دید که با صدایی غمگین اذان میگفت و چشمانش به سالم دوخته شده بود 👀. سالم با ترس پرسید: > «تو کی هستی؟ چرا در قبرستان اذان میدی؟» مرد سفیدپوش پاسخ داد: > «من مؤذن نمازهایی هستم که تو هیچوقت نخواندی... آمدهام تا اذان آخر را بگویم. زمان تمام شده... این، آخرین اذان توست.» ☠️ --- سالم با وحشت از خواب پرید! اما نه… این خواب نبود. 🛏️ روی تخت افتاده بود، فلج شده. صدای گریه خانوادهاش را میشنید 😢 اما نمیتوانست پاسخ دهد. سکته کرده بود. اشک از چشمانش سرازیر شد 😭. وقت نماز بود... اما دیگر حتی توان وضو گرفتن هم نداشت 💧. تنها آرزویش این بود… کاش فقط یک رکعت دیگر میخواند. --- 💔 درس ماجرا: گاهی الله (سبحانه وتعالى) با رحمت صدایت میزند. گاهی با بیدارباش تو را هشدار میدهد. اما اگر همچنان بیتفاوت باشی... شاید روزی اذان را بشنوی — اما دیگر نتوانی پاسخش را بدهی. 🚫 --- 📩 این را برای کسی بفرست که دوستش داری. شاید قبل از آنکه اذان آخر برسد، به یادش بیاوری. --- #viral #follow #اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد #🥹🥹
Acha g🫣🙈
@Panyin & Kakra 👯♀️ #daddylumba
#viral #trending #giftexchange
About
Robot
API
Legal
Privacy Policy