@hussainamiri44: «اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّهَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّهُ وَالسَّلامُ وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ» «اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ» دستان کوچک و تازیانههای بزرگ! چقدر تحمل این همه درد برای یک کودک سه ساله سخت بود. پاهای تاولزده و دویدن روی خارهای بیابان. این بود سهم دختر کوچک امام حسین (ع) از کاروان اسرا. صورت کبود و چشمان منتظر؛ رقیه (س) در گوشه خرابه فقط پدرش را صدا میزد. بابا جان! ببین سیلی دشمن با صورت کوچک من چه کرده است؟ بوسه از روی نیزه چقدر سخت است! کاش میشد یک بار دیگر مرا در آغوش بگیری. خرابه شام گواه مظلومیت توست. جایی که یک فرشته کوچک، جانش را از غم فراق پدر فدا کرد. سه سال بیشتر نداشت، اما دلش به اندازه صد سال درد و غصه داشت.