میخوام براتون ی داستان تعریف کنم:)))
19دی بود مامانم فکر می کرد عتراضات تموم شده بعد منو فرستاد که براش روغن بخرم،بعد من روغن خریدم از مغازه که امدم بیرون دیدم شروع کردن به تیر اندازی و من خیلی ترسیده بودم بخاطر همین سریع دویدم پیش در خونه مون امدم که درو باز کنم و فرار کنم ی نفر امد که منو تیر بزنه ولی ی پسر جونمو نجاد داد:)))
امدم بگم که هیچوقت اونو یادم نمیره:))
2026-07-23 21:48:07
6
Zahra Soleimani :
کاش بودین🥺🥺
2026-07-19 14:06:19
4
Hasti :
2026-06-29 05:33:41
11
Maryam Fat :
2026-06-21 12:47:45
8
Atena :
وای قلبمممم:))
2026-07-17 10:09:55
1
Nahal :
بمیرم برای دل مادرا شون
2026-07-19 13:32:38
2
Child of Iran :
فق از مملکتشون دفاع کردن
2026-07-18 14:21:47
1
Saghar :
2026-06-23 20:49:17
2
★Anosha★ :
فقط از خودمون دفاع کردیم💔
2026-07-18 09:35:45
1
To see more videos from user @kimya.karandish, please go to the Tikwm
homepage.