@maddahi.110: نماهنگ | خداحافظ | کربلایی حسین طاهری رفتی از دستم؛ ای عصای پیری با غمت جان خیمه را میگیری جان بابایی؛ ارباً اربایی؛ ولدی حرف بزن با من؛ حرف بزن؛ آشفتهم من دگر مُردم؛ من به زینب گفتم نا ندارم من، پا ندارم من، ولدی علیاکبری یا علیاصغر خداحافظ رعنای پرپر خداحافظ آه، عبای پیغمبر شد کفنت آرام جانم خداحافظ من که حیرانم؛ خداحافظ با کینه از حیدر هِی میزدنَت آه و واویلا؛ علیاکبر(۴) ..... رفتنَت یعنی پای ایران ماندن خوش بحالَت که وقت قرآنخواندن تا خدا رفتی؛ آه چرا رفتی آقا بعدِ هر سجده، قصد قربت کردی مُهر تربت را تا زیارت کردی تو کجا رفتی؛ کربلا رفتی آقا تو رفتی دگر ماه و آیینه خداحافظ بغضِ در سینه خداحافظ دلتنگیم آقاجان! حرفی... سخنی... آقا راحت استراحت کن راحت با ارباب خلوت کن پیش حاجقاسم؛ با سیّدحسنی آقای مظلوم؛ خداحافظ(۴) ..... با خودم دارم؛ دلپریشانی را بر که بسپارم؛ بغض پنهانی را خستهٔ خستهم؛ رفتی از دستم آقا شِکوه دارم از روزگارِ بیتو آسمانِ ما بیستاره بیتو غرق فریادم، داد بیدادم آقا خداحافظ ای مظلوم تنها خداحافظ آه ای تهمتها خداحافظ آخر ما قربانیِ تو نشدیم خداحافظ ای پیر وارسته خداحافظ از طعنه خسته خداحافظ ما شرمنده از کوتاهیِ خودیم آقای مظلوم؛ خداحافظ(۴)