@alparslan__9997: Cevikkimiler fesilesine 119 cu elmi ders)

Alparslan9997
Alparslan9997
Open In TikTok:
Region: AZ
Friday 03 July 2026 15:29:20 GMT
10414
316
40
22

Music

Download

Comments

yuska_0810
𝑌𝑢𝑠𝑘𝑎𝑎≼ :
Hajı Chevik❤️🫂
2026-07-03 16:09:17
3
mizanullhucca
ᴍɪᴢᴀɴᴜʟʜᴜᴄᴄᴀ :
1 hər şeyin səbəbi 2 mümkün varlıqları izah edən özü isə izah tələb etməyən zəruri varlıq
2026-07-17 06:15:12
1
terlanquliyev365
Terlan Quliyev365 :
Mashaallah alparslan. Exi nece vaxtdi yonursan bunu duzeler goresen?))
2026-07-03 16:09:43
4
feridoabbasov
👑FƏRİD🦅ABBASOV👑 :
Qardaş həqiqətən bu adama tam şəkildə oxumadan anlamadan telesib bu işe addım atdığını izzah etdiz 👏
2026-07-04 19:27:25
2
eli_o.42
əli_42 :
La İlahə İllallah
2026-07-03 15:38:32
4
necefov__31
🇦🇿31-ОРЕНБУРГ-🇷🇺56 :
çox gözəl qaqam 🥰❤️👍
2026-07-17 03:53:31
1
zozikmen6
Zozikmen :
CəzəkAllahu xayran ❤🌹🤲
2026-07-03 18:30:33
1
ushabhwkslkz
Muslim :
ALLAH ELMİNİZE BEREKET VERSİN.BU MEYMUNDAN YARANANI GANDIRIRSAN.👍
2026-07-04 23:26:02
3
.huseynov.6
Huseynov :
МА,ША АЛЛАХ🤲🤲🤲 АРПАСЛАН БӘЙ,🤝🤝🤝
2026-07-06 10:07:46
0
ismet0011
is.met 001 :
əhsən sənə alparslan yaxşi sindirirsan bunu
2026-07-16 07:15:11
0
tofiq.jafarov
Tofiq Jafarov :
iuda çevik
2026-07-03 20:54:18
1
neo199919
neo1999 :
👍
2026-07-03 15:41:22
1
antrophic_
ANTROPHIC :
👍
2026-07-03 15:59:12
1
zirvede9
zirvede :
👍👍👍
2026-07-11 18:58:26
0
ahmedov62gz
𝓐̈𝓱𝓶𝓪𝓭𝓸𝓿 :
@Dubaydan Ehtiyat Hisseleri
2026-07-16 14:39:45
0
To see more videos from user @alparslan__9997, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

سال‌ها پیش، زنی جوان با مردی به نام House Carpenter (نجار خانه‌ساز) ازدواج کرده بود. آن‌ها زندگی ساده‌ای داشتند و صاحب فرزند بودند. زن شاید خوشحال نبود، اما خانه و خانواده‌ای داشت که به او تعلق داشت. یک روز، مردی غریبه از راه رسید؛ دریانوردی که سال‌ها پیش ناپدید شده بود. وقتی زن او را دید، قلبش لرزید؛ چون او عشق قدیمی‌اش بود، مردی که زمانی دوستش داشت و فکر می‌کرد دیگر هرگز او را نخواهد دید. دریانورد به او گفت: «با من بیا. سرزمین‌هایی دور دیده‌ام، ثروت زیادی دارم و زندگی‌ای زیباتر از این برایت می‌سازم.» زن بین گذشته و حال گرفتار شد. از یک طرف شوهر و فرزندانش بودند، از طرف دیگر خاطره‌ی عشقی که هیچ‌وقت کاملاً از قلبش نرفته بود. سرانجام وسوسه بر او غلبه کرد. او خانه‌اش را ترک کرد، شوهر و فرزندانش را پشت سر گذاشت و همراه مرد دریانورد سوار کشتی شد. در ابتدا همه‌چیز مانند یک رؤیا بود؛ باد آرام می‌وزید و زن فکر می‌کرد به سوی یک زندگی تازه می‌رود. اما هرچه کشتی بیشتر از ساحل دور می‌شد، چیزی عجیب‌تر می‌شد. زن از مرد پرسید: «خانه‌ای که گفتی کجاست؟ چه زمانی به آنجا می‌رسیم؟» اما پاسخ‌های مرد مبهم بود. او دیگر مثل قبل از عشق و خوشبختی حرف نمی‌زد. دریا تاریک‌تر شد، بادها شدید شدند و کشتی وارد طوفانی سهمگین شد. در برخی روایت‌ها، زن کم‌کم متوجه می‌شود که این مرد دیگر یک انسان معمولی نیست؛ بلکه روحی سرگردان یا موجودی شیطانی است که آمده تا او را با خود ببرد. در میان طوفان، زن از تصمیم خود پشیمان می‌شود. او می‌فهمد که برای یک وعده‌ی زیبا، چیزی را از دست داده که هرگز نمی‌تواند برگرداند: خانه، خانواده و آرامش. کشتی در امواج ناپدید می‌شود و سرنوشت زن و دریانورد به تاریکی دریا سپرده می‌شود. این آهنگ فقط درباره یک عشق قدیمی نیست؛ درباره‌ی وسوسه‌ای است که در ابتدا مثل نجات به نظر می‌رسد، اما در پایان همه‌چیز را نابود می‌کند. دریا در این افسانه نماد دنیای ناشناخته است؛ جایی که وقتی انسان راه برگشت را ترک می‌کند، ممکن است دیگر نتواند به خانه بازگردد. #فوریو #fyp #افسانه #شیطان
سال‌ها پیش، زنی جوان با مردی به نام House Carpenter (نجار خانه‌ساز) ازدواج کرده بود. آن‌ها زندگی ساده‌ای داشتند و صاحب فرزند بودند. زن شاید خوشحال نبود، اما خانه و خانواده‌ای داشت که به او تعلق داشت. یک روز، مردی غریبه از راه رسید؛ دریانوردی که سال‌ها پیش ناپدید شده بود. وقتی زن او را دید، قلبش لرزید؛ چون او عشق قدیمی‌اش بود، مردی که زمانی دوستش داشت و فکر می‌کرد دیگر هرگز او را نخواهد دید. دریانورد به او گفت: «با من بیا. سرزمین‌هایی دور دیده‌ام، ثروت زیادی دارم و زندگی‌ای زیباتر از این برایت می‌سازم.» زن بین گذشته و حال گرفتار شد. از یک طرف شوهر و فرزندانش بودند، از طرف دیگر خاطره‌ی عشقی که هیچ‌وقت کاملاً از قلبش نرفته بود. سرانجام وسوسه بر او غلبه کرد. او خانه‌اش را ترک کرد، شوهر و فرزندانش را پشت سر گذاشت و همراه مرد دریانورد سوار کشتی شد. در ابتدا همه‌چیز مانند یک رؤیا بود؛ باد آرام می‌وزید و زن فکر می‌کرد به سوی یک زندگی تازه می‌رود. اما هرچه کشتی بیشتر از ساحل دور می‌شد، چیزی عجیب‌تر می‌شد. زن از مرد پرسید: «خانه‌ای که گفتی کجاست؟ چه زمانی به آنجا می‌رسیم؟» اما پاسخ‌های مرد مبهم بود. او دیگر مثل قبل از عشق و خوشبختی حرف نمی‌زد. دریا تاریک‌تر شد، بادها شدید شدند و کشتی وارد طوفانی سهمگین شد. در برخی روایت‌ها، زن کم‌کم متوجه می‌شود که این مرد دیگر یک انسان معمولی نیست؛ بلکه روحی سرگردان یا موجودی شیطانی است که آمده تا او را با خود ببرد. در میان طوفان، زن از تصمیم خود پشیمان می‌شود. او می‌فهمد که برای یک وعده‌ی زیبا، چیزی را از دست داده که هرگز نمی‌تواند برگرداند: خانه، خانواده و آرامش. کشتی در امواج ناپدید می‌شود و سرنوشت زن و دریانورد به تاریکی دریا سپرده می‌شود. این آهنگ فقط درباره یک عشق قدیمی نیست؛ درباره‌ی وسوسه‌ای است که در ابتدا مثل نجات به نظر می‌رسد، اما در پایان همه‌چیز را نابود می‌کند. دریا در این افسانه نماد دنیای ناشناخته است؛ جایی که وقتی انسان راه برگشت را ترک می‌کند، ممکن است دیگر نتواند به خانه بازگردد. #فوریو #fyp #افسانه #شیطان

About