@ostadmohammadi: این دیگر یک ادعا نیست؛ این پرسشی است که از زبان خود مسئولان رژیم ایران شکل میگیرد. وقتی یک مقام رسمی رژیم ایران با صراحت اعلام میکند که «ما تمام تلاش خود را کردیم تا طالبان به قدرت نرسد»، وقتی میگوید «از احمدشاه مسعود از طریق تاجیکستان حمایت میکردیم»، وقتی از نقش قاسم سلیمانی در ارتباط با جبهه متحد سخن میگوید و وقتی همکاری با آمریکا برای شکست طالبان را بهعنوان بخشی از سیاست آن زمان بیان میکند، این سخنان تنها روایت تاریخ نیست؛ بلکه بیان نقش مستقیم یک دولت در تحولات سیاسی و نظامی یک کشور همسایه است. بر اساس منشور ملل متحد، اصل برابری حاکمیت دولتها و اصل منع مداخله، هیچ کشوری حق ندارد اراده سیاسی یا نظامی خود را بر ملت دیگری تحمیل کند. هیچ دولتی حق ندارد برای مردم یک کشور تعیین کند چه کسی باید حکومت کند و چه کسی نباید حکومت کند. این حق، تنها متعلق به مردم همان کشور است. اگر یک دولت با حمایت مالی، نظامی، تسلیحاتی، اطلاعاتی یا لجستیکی از یکی از طرفهای درگیری، موازنه جنگ را تغییر دهد، این اقدام از منظر حقوق بینالملل پرسشهای جدی درباره اصل عدم مداخله ایجاد میکند. اگر همان دولت همزمان ادعای احترام به استقلال کشورها را داشته باشد، میان گفتار و کردار آن تناقضی آشکار پدید میآید. رژیم ایران سالها از استقلال ملتها سخن گفته است؛ اما اگر مسئولانش خود اذعان میکنند که برای تعیین نتیجه جنگ افغانستان تلاش کردهاند، این پرسش مطرح میشود که تفاوت چنین رفتاری با همان مداخلاتی که همواره از سوی دیگر قدرتها محکوم میکردند، دقیقاً چیست؟ و خطاب به آن دسته از سیاستمداران و فرماندهان افغان که بقای سیاسی خود را بر حمایت خارجی بنا کردند: استقلال با شعار حفظ نمیشود؛ استقلال با اتکا به اراده مردم حفظ میشود. هر جریان سیاسی که قدرت خود را از سلاح، پول یا حمایت یک دولت خارجی بگیرد، خواه آن دولت ایران باشد، آمریکا باشد، پاکستان باشد یا هر قدرت دیگر، مشروعیت خود را در معرض پرسش قرار میدهد. تاریخ افغانستان نشان داده است که هیچ قدرت خارجی بدون دنبال کردن منافع خود وارد این سرزمین نشده است. هر کشوری که از یک جناح حمایت کرده، پیش از هر چیز منافع خود را دنبال کرده است، نه منافع ملت افغانستان. و هر سیاستمدار افغانی که کشور را به میدان رقابت قدرتهای خارجی تبدیل کرده، در برابر ملت افغانستان مسئول است. افغانستان ملک هیچ قدرت منطقهای نیست. نه رژیم ایران، نه آمریکا، نه پاکستان، نه روسیه و نه هیچ دولت دیگری حق ندارند سرنوشت مردم افغانستان را مهندسی کنند. حق تعیین سرنوشت، حقی انحصاری برای ملت افغانستان است و هرگونه تلاش برای تغییر مسیر سیاسی یا نظامی این کشور از بیرون، باید در پرتو اصول حقوق بینالملل مورد پرسش و نقد قرار گیرد. ملتی که دههها قربانی جنگهای نیابتی بوده است، بیش از هر چیز به استقلال نیاز دارد؛ استقلالی که نه با مداخله خارجی سازگار است و نه با وابستگی داخلی. هیچ قدرت خارجی حق قیمومت بر افغانستان را ندارد و هیچ سیاستمدار افغان نیز حق ندارد این قیمومت را به بهای قدرت شخصی بپذیرد.