@chimashik: #рек

chimashik
chimashik
Open In TikTok:
Region: NL
Thursday 16 July 2026 10:04:45 GMT
21648
1009
16
48

Music

Download

Comments

uhein_1
Просто чел :
как всегда с ног зшыбательная 🥰
2026-07-16 11:42:32
2
truck_driver_2010
T90_A :
1
2026-07-16 10:06:23
1
stepan10241
Stepan10241 :
2026-07-16 16:39:31
0
yaebalvassuki
Pavel Nizamov :
офигеть ты сочная 😳💧
2026-07-16 10:52:20
3
user2622955622578
user2622955622578 :
вау вот это туз сейчас такое не часто встретишь ставлю «лосяру👍»
2026-07-16 11:19:52
2
dobryi_tywa
добрый-туша :
когда уже на пх? все ждут
2026-07-16 14:20:05
0
duh2020vol
Отшельник :
😁😁😁
2026-07-16 10:16:18
1
To see more videos from user @chimashik, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

ارن یگر (エレン・イェーガー / Eren Yeager)، شخصیت اصلی Attack on Titan، یکی از پیچیده‌ترین، دردناک‌ترین و بحث‌برانگیزترین قهرمان‌های تاریخ انیمه و مانگا، پسری که از یک نوجوان پر از خشم و آرزوی آزادی، تبدیل شد به کسی که برای رسیدن به آزادی خودش، کل دنیا رو به آتش کشید، مردی که همه چیز رو فدا کرد تا به چیزی برسه که حتی خودش هم نمی‌دونست واقعاً می‌خواد یا نه. ظاهرش در طول داستان تغییر کرد اما همیشه نشون‌دهنده‌ی درون شکسته‌ش بود: موهای قهوه‌ای متوسط و آشفته، چشمان سبز تیره و پر از آتش که از بچگی پر از خشم بود، قد متوسط اما بدنی عضلانی که با سال‌ها مبارزه و درد ساخته شد، همیشه لباس یونیفرم لشکر شناسایی با شنل سبز، و بعداً وقتی Founding Titan رو فعال کرد، موهای بلند و صورت خسته و پر از جای زخم، با یه نگاه که دیگه نه فقط خشم، بلکه یه غم عمیق و ناامیدی مطلق توش دیده می‌شد. ارن از بچگی تو شهر شیگانشینا زندگی می‌کرد؛ وقتی دیوار ماریا شکست و مادرش کارلا جلوی چشماش توسط تیتان خورده شد، همه چیز تو وجودش شکست؛ اون لحظه، قسم خورد که همه تیتان‌ها رو نابود کنه، که همه چیز رو آزاد کنه، که دیگه هیچ‌کس جلوی چشمش نمیره. این خشم خام، موتور محرک تمام زندگی‌ش شد؛ با میکاسا (که همیشه محافظش بود) و آرمین (که همیشه رویاش رو با هم می‌دیدن)، وارد لشکر شناسایی شد، یاد گرفت بجنگه، تیتان بشه، و کم‌کم فهمید که دنیا خیلی بزرگ‌تر و تاریک‌تر از چیزیه که فکر می‌کرد. قدرت‌ش از لحظه‌ای شروع شد که پدرش گرisha بهش قدرت Founding Titan و Attack Titan رو داد؛ ارن تبدیل شد به تیتان ۱۵ متری، بعداً War Hammer Titan رو خورد، و در نهایت Founding Titan رو کامل فعال کرد. اما چیزی که ارن رو واقعاً خاص و ترسناک کرد، تغییر ایدئولوژی‌ش بود؛ اول فقط می‌خواست تیتان‌ها رو نابود کنه، بعد فهمید که بشریت بیرون دیوارها هم دشمنه، بعد فهمید که چرخه نفرت هیچ‌وقت تموم نمی‌شه، و در نهایت تصمیم گرفت Rumbling رو فعال کنه؛ ۸۰ درصد جمعیت جهان رو نابود کنه تا دوستانش و مردم پارادیس آزاد بمونن، حتی اگه به قیمت تبدیل شدن به بزرگ‌ترین هیولای تاریخ باشه. شخصیت ارن پر از تضادهای دردناکه: از یه طرف همیشه فریاد می‌زد «من آزادم»، اما در عمق، اسیر گذشته، اسیر نفرت، اسیر سرنوشت بود؛ از یه طرف دوستاش رو با تمام وجود دوست داشت (میکاسا، آرمین، هانجی، لوی، ساشا، کنی)، از طرف دیگه برای «آزادی» خودش، همه چیز رو فدا کرد، حتی اونا رو؛ همیشه می‌گفت «من جلو می‌رم تا وقتی که آزاد بشم»، اما در نهایت فهمید که آزادی واقعی شاید اصلاً وجود نداشته باشه. رابطه‌ش با میکاسا و آرمین قلب داستان رو تشکیل می‌ده؛ میکاسا که همیشه کنارش بود و در نهایت مجبور شد اونو بکشه، آرمین که همیشه رویاش رو با هم می‌دیدن اما در نهایت مقابل هم ایستادن؛ ارن در لحظات آخر به میکاسا گفت «من نمی‌خواستم بمیرم، نمی‌خواستم فراموش بشم»، و این لحظه، نشون داد که زیر تمام اون خشم و Rumbling، هنوز یه پسر جوون بود که فقط می‌خواست زندگی کنه. ارن یگر، پسر کوچکی که مادرش رو از دست داد، نوجوانی که خشمش دنیا رو لرزوند، مبارزی که تیتان شد، قهرمانی که هیولا شد، و مردی که برای آزادی، آزادی خودش رو از دست داد؛ کسی که همه چیز رو نابود کرد تا دوستانش زنده بمونن، و در نهایت، با مرگش، چرخه رو تموم کرد. ارن، نماد این حقیقته که گاهی آزادی، به قیمت همه چیز تموم می‌شه؛ که نفرت و درد، نسل به نسل منتقل می‌شه؛ و که حتی قوی‌ترین آدما، گاهی فقط بچه‌هایی هستن که نمی‌دونن چی می‌خوان. او یکی از معدود شخصیت‌هایی که واقعاً می‌تونی هم باهاش همذات‌پنداری کنی، هم ازش متنفر باشی، هم براش گریه کنی، چون نشون داد که حتی قهرمان‌ها هم می‌تونن به هیولا تبدیل بشن، و حتی هیولاها هم گاهی فقط بچه‌هایی هستن که مادرشون رو از دست دادن. ارن یگر، آخرین قهرمان، اولین هیولا، و شاید، تنها کسی که واقعاً آزاد شد. . . . #فوریو_پاشم_بیام_جرت_بدم #fyp #سیکتیر_کن_فوریو #فوریو_نظری_به_حال_ما_کن #فوریو
ارن یگر (エレン・イェーガー / Eren Yeager)، شخصیت اصلی Attack on Titan، یکی از پیچیده‌ترین، دردناک‌ترین و بحث‌برانگیزترین قهرمان‌های تاریخ انیمه و مانگا، پسری که از یک نوجوان پر از خشم و آرزوی آزادی، تبدیل شد به کسی که برای رسیدن به آزادی خودش، کل دنیا رو به آتش کشید، مردی که همه چیز رو فدا کرد تا به چیزی برسه که حتی خودش هم نمی‌دونست واقعاً می‌خواد یا نه. ظاهرش در طول داستان تغییر کرد اما همیشه نشون‌دهنده‌ی درون شکسته‌ش بود: موهای قهوه‌ای متوسط و آشفته، چشمان سبز تیره و پر از آتش که از بچگی پر از خشم بود، قد متوسط اما بدنی عضلانی که با سال‌ها مبارزه و درد ساخته شد، همیشه لباس یونیفرم لشکر شناسایی با شنل سبز، و بعداً وقتی Founding Titan رو فعال کرد، موهای بلند و صورت خسته و پر از جای زخم، با یه نگاه که دیگه نه فقط خشم، بلکه یه غم عمیق و ناامیدی مطلق توش دیده می‌شد. ارن از بچگی تو شهر شیگانشینا زندگی می‌کرد؛ وقتی دیوار ماریا شکست و مادرش کارلا جلوی چشماش توسط تیتان خورده شد، همه چیز تو وجودش شکست؛ اون لحظه، قسم خورد که همه تیتان‌ها رو نابود کنه، که همه چیز رو آزاد کنه، که دیگه هیچ‌کس جلوی چشمش نمیره. این خشم خام، موتور محرک تمام زندگی‌ش شد؛ با میکاسا (که همیشه محافظش بود) و آرمین (که همیشه رویاش رو با هم می‌دیدن)، وارد لشکر شناسایی شد، یاد گرفت بجنگه، تیتان بشه، و کم‌کم فهمید که دنیا خیلی بزرگ‌تر و تاریک‌تر از چیزیه که فکر می‌کرد. قدرت‌ش از لحظه‌ای شروع شد که پدرش گرisha بهش قدرت Founding Titan و Attack Titan رو داد؛ ارن تبدیل شد به تیتان ۱۵ متری، بعداً War Hammer Titan رو خورد، و در نهایت Founding Titan رو کامل فعال کرد. اما چیزی که ارن رو واقعاً خاص و ترسناک کرد، تغییر ایدئولوژی‌ش بود؛ اول فقط می‌خواست تیتان‌ها رو نابود کنه، بعد فهمید که بشریت بیرون دیوارها هم دشمنه، بعد فهمید که چرخه نفرت هیچ‌وقت تموم نمی‌شه، و در نهایت تصمیم گرفت Rumbling رو فعال کنه؛ ۸۰ درصد جمعیت جهان رو نابود کنه تا دوستانش و مردم پارادیس آزاد بمونن، حتی اگه به قیمت تبدیل شدن به بزرگ‌ترین هیولای تاریخ باشه. شخصیت ارن پر از تضادهای دردناکه: از یه طرف همیشه فریاد می‌زد «من آزادم»، اما در عمق، اسیر گذشته، اسیر نفرت، اسیر سرنوشت بود؛ از یه طرف دوستاش رو با تمام وجود دوست داشت (میکاسا، آرمین، هانجی، لوی، ساشا، کنی)، از طرف دیگه برای «آزادی» خودش، همه چیز رو فدا کرد، حتی اونا رو؛ همیشه می‌گفت «من جلو می‌رم تا وقتی که آزاد بشم»، اما در نهایت فهمید که آزادی واقعی شاید اصلاً وجود نداشته باشه. رابطه‌ش با میکاسا و آرمین قلب داستان رو تشکیل می‌ده؛ میکاسا که همیشه کنارش بود و در نهایت مجبور شد اونو بکشه، آرمین که همیشه رویاش رو با هم می‌دیدن اما در نهایت مقابل هم ایستادن؛ ارن در لحظات آخر به میکاسا گفت «من نمی‌خواستم بمیرم، نمی‌خواستم فراموش بشم»، و این لحظه، نشون داد که زیر تمام اون خشم و Rumbling، هنوز یه پسر جوون بود که فقط می‌خواست زندگی کنه. ارن یگر، پسر کوچکی که مادرش رو از دست داد، نوجوانی که خشمش دنیا رو لرزوند، مبارزی که تیتان شد، قهرمانی که هیولا شد، و مردی که برای آزادی، آزادی خودش رو از دست داد؛ کسی که همه چیز رو نابود کرد تا دوستانش زنده بمونن، و در نهایت، با مرگش، چرخه رو تموم کرد. ارن، نماد این حقیقته که گاهی آزادی، به قیمت همه چیز تموم می‌شه؛ که نفرت و درد، نسل به نسل منتقل می‌شه؛ و که حتی قوی‌ترین آدما، گاهی فقط بچه‌هایی هستن که نمی‌دونن چی می‌خوان. او یکی از معدود شخصیت‌هایی که واقعاً می‌تونی هم باهاش همذات‌پنداری کنی، هم ازش متنفر باشی، هم براش گریه کنی، چون نشون داد که حتی قهرمان‌ها هم می‌تونن به هیولا تبدیل بشن، و حتی هیولاها هم گاهی فقط بچه‌هایی هستن که مادرشون رو از دست دادن. ارن یگر، آخرین قهرمان، اولین هیولا، و شاید، تنها کسی که واقعاً آزاد شد. . . . #فوریو_پاشم_بیام_جرت_بدم #fyp #سیکتیر_کن_فوریو #فوریو_نظری_به_حال_ما_کن #فوریو

About