حالا اینکه چیزی نیست. یه گروه کارگردانی میرن شمال ایران برای فیلم برداری. چون فیلم باید جایی فیلمبرداری می شد که یک امامزاده وجود داشته باشه ولی اونجا امامامزاده ای نبود، گروه فیلمبرداری یک امامزاده کوچک و مختصر میسازن. وقتی فیلم برداری تموم میشه امامزاده رو خراب نمیکنند و برمیگردند. بعد از مدتی وقتی که کارگردان اون فیلم برای تفریح به روستای نزدیک امامزاده میره، متوجه میشه که مردم از معجزه و شفا در امامزاده ای صحبت می کنند که به طور غیبی در زندگی دهشون ظاهر شده. وقتی بیشتر تحقیق میکنه متوجه میشه که اون همون امامزاده ای هستش که برای فیلمبرداری ساخته بودند.
2026-07-18 07:21:12
7
Danny Danny dan :
کارگردان معروف سینما تعریف می کرد که برای یکی از فیلمهایش نیاز به استفاده از یک امامزاده را داشت اما چون با مخالفت روبرو شد خود اقدام به ساخت محلی کرد که از آن بعنوان امامزاده استفاده می شد ، سالها بعد شنید همان ساختمان کوچک واقع در خارج از شهر خود واقعا به یک امامزاده مبدل شده و خادم هم داره و شده محلی برای عبادت و البته برای کسب درامد ، در اسلام و روایاتش همه چیز همینگونه و بر حسب اتفاق و یا ساختگی شکل گرفته !
2026-07-17 15:43:59
7
Soheil Hassanpour :
بیشتر از هر چیز لذت بردم از بیان زیبای شما ،
با اینکه مطلب مربوط به شخص دیگری بوده
گلدن دوساله دارم عادت کرده به تنها درخت مسجد محل ادرار میکنه 😂
2026-07-18 05:27:05
6
fariba_vienna :
پارس نه عزیزدل، واق! سپاس از توجهتون
2026-07-22 20:29:38
2
Hosein Majidi zahed :
سلام پیج اینستاگرام به من میگی
2026-07-18 19:39:09
1
Hayedeh Riahi :
خیلی دردناک بود
2026-07-26 09:44:07
2
user8649170561093 :
خیلی جالب بود .جهل و نادانی زمان و قرن نداره
2026-07-17 23:20:32
6
farhad moon :
از این حکایت خوشم نیامد
2026-07-18 11:06:44
1
Masood Badeli :
عالی بود ❤️
2026-07-28 09:32:09
1
شهروز ژاله :
اون که چیزی نیست دقیقا سال ۱۳۷۱ بود شایع شد در مسجد صاحب الزمان سلماس امام زمان شفا میده از قضا همسایگی مسجد یک نفر اسب داشت اون موقع ها هنوز گاری اسب استفاده می شد . یارو اسب را یک سال قبلش در مراسم محرم برا ی تعزیه می آورد چند وقت پیش فروخته بود به روستاهای خوی . حیوون بطوری غریزی برگشته بود . این مصادف شد با معجزه مسجد . مردم همه ریختن به سر اسب و زیارت آن که این همان ذوالجناح اسب امام حسین است . مردم دم در خانه صاحب اسب صف کشیده بودند با چشمان خودم بردن پهن اسب و زیارت اسب و رد از زیر اسب با چشمان خودم دیدم یک خانمی به زور از زیر اسب رد میشد می گفت از ذوالجناح بچه می خوام و صاحب اسب می گفت : خانم تورا خدا نرو زی اسب لگد بزنه میری ولی کو گوش شنوا ، حسابی نذورات می گرفت و شاکی بودکه،: تو را خدا اجازه بده خودم و اسبم چیزی بخوریم خسته ایم. و مردم همچنان به دنبال نور امام زمان و شفاعت از اسب بودند
2026-07-22 09:51:32
3
Masome Ap :
عالی بود👍👍👍
2026-07-23 19:37:35
1
nahidabadan :
2026-07-19 08:11:48
3
masoud perseh :
2026-07-19 18:51:59
2
امیر علی :
واقعا دمت گرم 😅😅😅😅😅
2026-07-17 09:16:34
6
masoud perseh :
2026-07-19 18:52:11
1
Aliakbarrezaei :
عالی بود.....سپاس.
2026-07-18 18:38:17
3
F :
بسیار عالی 👏
2026-07-19 08:05:12
3
𝓝𝓪𝓻𝓰𝓮𝓼 🦋🖤 :
خیلی خنده دارولی تلخ بود😔 امیدوارم روزی برسه که مردم انقد آگاه بشن که معنی و مفهم دین براشون روشن بشه به امید اون روز که دور نیست 🤍🤍🤍
2026-07-19 08:17:05
3
Yashar Hamedi :
خوب کتاب استاد که اسمش را نمی برم را تبدیل کردی به واقعیت زندگی خودتون ..
2026-07-17 17:48:35
0
rezaaforoghi :
جالب بود❤️❤️
2026-07-17 20:25:37
2
To see more videos from user @elieykaa, please go to the Tikwm
homepage.