@m.s.n546: صفحه ی آخر: و در آخر، فهمیدم بعضی آدم ها برای ماندن نیامده اند؛ آمده اند تا بخشی از وجودت را بیدار کنند و بعد، آرام از فصل های زندگی ات عبور کنند. تمام این صفحات را نوشتم نه برای اینکه روزی بخوانی، بلکه برای اینکه خودم فراموش نکنم کسی بود که قلبم را به سکوت واداشت. من از گفتن ترسیدم؛ نه از جوابِ تو، از روزی که شاید بعد از شنیدنِ حقیقت، دیگر همان آدمِ قبل نباشی. حالا سال ها گذشته و من فهمیده ام بعضی عشق ها به وصال نمی رسند، چون مأموریتشان داشتن نیست؛ فقط آمدن، تغییر دادن، و باقی ماندن در گوشه ای از روح آدم است. اگر روزی این کتاب به دستت رسید، بدان که تمام این سال ها یک جمله در من زنده ماند: «تو را از دست ندادم؛ فقط هیچ وقت فرصت نکردم تو را به دست بیاورم.» #creatorsearchinsight #creatorsearchinsights #گمشو_برو_فوریو
مینویسم برایت از اخرین حرف هایم، از اخرین حرفهایی که می توانم بیان کنم .
ای ساحل بی دریای من، ای ابر بی باران من، ای ماه بی آسمان من،لحظه ی خدافظی رسیده،میدانم بعد از من دیگر قلبی برایت نمی ماند، ولی بدان قلب من بودی و بدون تو قلبی ندارم، روحم بودی و بدون تو روحی ندارم،ساحلم بودی و بدون تو همتایی ندارم.
به عشق در نگاه اول ایمانی ندارم ولی به "سرنوشت"در نگاه اول ایمان دارم، سرنوشت منو تو در همان نگاه اول یکی شده بود و مسیرش را طی کرد و حالا زمان جدا شدن راه هایمان است، شاید دوباره یه روزی به هم برگشتیم، شاید دوباره توانستیم ماله هم باشیم،ولی آن زمان دیگر نه من، من قبلیم، و نه تو آن شخص سابق هستی.
باید بروم اما بدان،هر نفسم به یاد توست و هر قدمم به خاطر توست، میدانی رفتن خواسته ام نبود ولی ، چه بسا تقدیر رسوا کن اوست.
رفتن،کلمه ای که پایان معنی میشود ولی آغاز است، کاش این رفتن آغاز منو تو باشد، نه آغاز درد و دلتنگی، افسوس که سرنوشت علاقه ی زیادی به رنج کشیدن دارد. .🌊⌛🥀🚬
𝐅𝐫𝐨𝐦:ژنرال تنها
𝐃𝐚𝐭𝐞:𝟏𝟒𝟎𝟒/𝟔/𝟑𝟏
2026-08-22 07:20:02
11
𝗥𝖺𝗛𝖺 ¦ محدودم صبرکنید :
و من از خدا پرسیدم چرا من را به او نرساندی
گفت چون او هیچ وقت تورا از من نخواست.
2026-08-21 10:47:27
13
Ala :
زمان همه چیز را به هر دو ما اثبات کرد،گذشته برای تو گذشته است و من؟روز به روز ساعت به ساعت دقیقه به دقیقه و ثانیه به ثانیه تک تکش را در بوقچه قلبم گرد گیری خواهم کرد ؛ پس از تو سرمایی را در تنم احساس کردم که هیچگاه گرمی تنت نتواند خنثایش کند،
سرمایی که نگاهت به تنم اجبار کرد را دیگر خودت هم نتوانی ز وجودم برانی. اما ای داد
ای داد که چشمانم به چشمانت گره ای کور خورده است ، که هرگاه تلاش بر رهاییش کنم از عمق وجودم تکه تکه شدن را احساس خواهم کرد.
که حتی میدانم به روز مرگ هم رسم ، آخرین موج نفس هایم را نگه میدارم که به دیدارت رها سازم؛
حتی اگر شانس هم به من فرصتش را ندهد ، روز خاکسپاری از گور جان میگیرم،کفن پاره میکنم و خاک را ز تن پس میزنم تا برای آخرین بار آغوش نگاهت را در چشمانم ببینم. البته،گر آغوشی بر نگاهم باز مانده باشد.
2026-08-21 10:16:45
5
Hassan :
و در نهایت او چشمان دیگری را به چشمان من ترجیح داد و در این زمانه سبز و آبی به قهوه ای و سیاه ارجعیت یافته
2026-08-21 09:56:17
5
خداوند متعال✨🙏🏻 :
و اما چشمانش را وقتی اینه ی چشمانم میشدن را به هیچ جای هستی نخواهم داد ، حتی اگر نتوانم دستانش را در آغوش دستانم بسپارم و یا با اشتیاق به صدای اشنایش گوش بسپارم ...
2026-08-21 22:17:38
4
Armita :
صفحه اخرو خالی میزارم به امید روزی که بهم برسیم:)
2026-08-18 09:38:27
813
baran :
و فرزند زنی دیگر، چشمان مردی را خواهد داشت؛
که من اقیانوس ها برایش اشک ریختم
2026-08-18 22:10:40
366
Ben🇬🇧 :
داستایفسکی و لئو تولستوی کجان که ببینن نوادگانشون توی کامنتا دارن چیکار میکنن…
2026-08-20 20:24:01
164
ryaneslm2011 :
دو خط موازی در ریاضی بهم نمی رسند اما در هنر در افق بهم می رسند
او ریاضی دان و من هنرمند این داستان بودم:)
2026-08-18 22:32:45
344
SM :
ولی من او را بسیار آرزو کردم...
قاصدک را با یادش فوت کردم.
ستاره ی دنباله دار را برق چشمانش پنداشتم.
هر سال شمع تولدم را با رویای آغوشش به خاموشی سپردم.
حیف که من همانند پروانه دور شعله اش چرخیدم و او مرا سوزاند...
2026-07-24 12:15:35
633
samy :
و منی که اعتقادی به عشق ندارم.
2026-08-21 05:21:01
50
𝑀𝒶𝒽𝓎𝒶 :
درست است دوستش داشتم اما او سهم من نبود شاید با دگری خوشبخت شود اما او هرگز چشمان اشکی مرا نمیبیند.
وروح من دفن شد در مقدمه کتابی ک تو در پایانش نیستی
2026-08-21 05:22:10
11
𝓯𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱 :
چرا که دیو نمی تواند دلبر را داشته باشد
او یک شاهزاده میخواست نه یک دیو
2026-07-24 18:14:59
5
Sanaebrahimi :
و شاید در جهانی دیگر....
2026-08-21 15:21:20
6
pishiiiiii :
معشوق من شاید
سرنوشت من همین باشد، نرسیدن
اما از اینکه توانستم صادقانه عاشق کسی باشم خوشحالم، امیدوارم هرگز چنین دردی را تجربه نکنی
(( با عشق از طرف معشوقی که هرگز به عشق خود اعتراف نکرد... .))
2026-08-07 08:01:07
5
aylaram :
تو نشدی و دیگه هیچ شدنی تو زندگیم لذت بخش نبود. خداحافظ زیباترین غم تاریخ
2026-07-24 12:44:03
5
امیرمربا👾 :
و اینگونه بود که از اول هم داستان ما مشخص بود
″ یکی بود و یکی نبود″
:)
2026-07-26 11:08:39
129
ـــــــــــ :
«تمام شد…
نه عشق، نه خاطره، نه دلتنگی.
فقط داستانی که قرار بود با نام تو نوشته شود.»
2026-08-19 14:41:20
48
Diana Nexxd :
«شاید بعضی آدم ها برای ماندن نمی آیند؛ می آیند تا بخشی از قلبت را برای همیشه عوض کنند. و اگر روزی دوباره این کتاب را خواندی، بدان که دوست داشتنت، زیباترین فصلش بود؛ حتی اگر پایانش آن چیزی نبود که آرزو داشتیم.»
2026-08-18 21:25:28
5
aysan9010 :
چه عشقایی که بهم نرسیدن🙃
2026-07-25 10:14:07
37
Moon :
این تن تا ابد دلتنگ توست...🖤
2026-07-26 10:13:32
10
To see more videos from user @m.s.n546, please go to the Tikwm
homepage.