یه بار با خوانوادگی پدری رفتیم پارک بعد منو دختر عمم رفتیم بازی کردیم اون موقع خیلی بچه بودیم بعد دختر عمم با یکی دعواش شده بود با به دختری منم بچه بودم نمی تونستم بزنمش میتونستم ولی عقلم هنوز واسه این کارا کوچیک بود🤣🤣بعد دختر افتاد رو دختر عمم موهاش کشید منم وای می استادم فقط نگاه میکردم می خندیدم🤣🤣🤣🤣
2026-07-26 13:54:13
1
A Roblox player :
وای الان گفتم برم کدمنت خونی کامنتارو دیدممم
2026-07-25 21:42:53
4
BARANA 💟❤️🩹 :
مامانم : چرا این آهنگ همش داره پخش میشه
من درحال خواندن کامنتا😂
2026-07-26 11:00:19
25
marim rezaii :
یه شب با دایی ها زن هاشون وخاله ها خونه مامان بزرگ نشسته بودیم درحال حرف زدن بودیم یهو مامان بزرگم گوزید خونه رفت هوا😂😂😂😂
2026-07-26 13:51:55
2
Zahra :
لطفاً هر چند وقت یه بار لایک کنید بیام بخونم لطفااا🙏🏻
2026-07-26 10:05:51
68
𝘯𝘦𝘨𝘢𝘳✧ :
لطفاً هر چند وقت یه بار لایک کنید بیام بخونم لطفااا🙏🏻
2026-07-26 11:54:12
5
☆Tabasom☆ :
@WALKINGDEAD🌑:لطفا کامنتا بیشتر شد لایک کنید بیام بخونم تروخدا
2026-07-25 21:43:46
11
Narges ☆ :
کامنت خونا بفرمایید چایی با کیک 🍰☕☕
2026-07-26 13:56:15
3
Aynaz 1819_388 :
یه بار منو پسر خالم (رلمه فداش بشم 🌚)تو تایی خونه مامان بزرگم خوابیدیم بعد منو اون تو اتاق خوابیدیم
ساعت 3 شب با پوست پرتقال رفتیم بالا سر مامان بزرگم داشتیم صورتشو با پوست پرتقال تمیز میکردیم مامان بزرگم بیدار شد گفت بخوابید دیگه بیشعورا همسنای شما نوه دارن 🤣🤣🤧
رفتیم تو اتاق پسر خالم میگه انگاری خیلی دوس دارن ما بچه دار شیم نظرت چیه براشون بچه بیاریم😑منم زدم تو گوشش باهاش قهر شدم 😂
2026-07-26 03:36:46
17
Ava :
منو فامیلای مادرید تصمیم گرفتیم بریم بیرون بعد من گفتم بریم پارک آقا ما رفتیم پارک ی گروهی اونجا بودن که گل می کشیدن همشون مثلاً 15 16 ساله بعد اینا اینقدر زیاد بودن مگه می شد تو پارک نفس کشید ما می دیدیم هر کی از اون پارک میاد بیرون انگار ی چی مصرف کرده هی می خنده 🤣🤣
ما بوخور شدیم وایی اینقدر اینا گل کشیده بودن که نفس می کشیدی چِت می شدی وایی ما ی ساعت تو اون پارک بودیم اینقدر خندیدیم اینقدر خندیدیم که ترکیدیم من اصلا هیچی یادم نمیاد ولی یادم میاد رفتم جلوشون گفتم بابااااا مشتی گوهمو بدم بکشی خشبو تره 🤣🤣🤣
منو فاز بر داشته بود بعد اومدیم خونه هی مسخره بازی در می اوردیم مامانم از ما فیلم گرفته بود 🤦😂
2026-07-26 04:57:08
10
ava :
یکی شونون
یبار خونه مامان بزرگم اینا بودیم من بودم داییم دوتا ار پسر دایی هام دوتا از پسر خاله هام دوتا از دختر خاله هام با یکی از خاله هام و مامانم بعد داشتیم اسم و فامیل بازی میکردیم بعد من رفتم دستشویی بعد یکی از پسر دایی هام اومد پیش دستشویی پسر داییم ۲۰ روز ازم بزرگتره بعد با هم برنامه ریزی کردیم که الان میخایم بریم بازی حروف چی بگیم چی بنویسم چی کنیم که زود برنده شیم🤣
این یکی شون بود اگه لایک ها زیاد شد و درخواست داشتین یکی دیگه هم میگممممممم
2026-07-26 14:46:32
1
Fatemeh Borhan :
یبار همه رفتیم شمال رفتیم پارک توپارک بودیم نزدیک دریا شب بود بعد توی ساحل بازی کردیم بعد رفتیم پارک 11نفر بودیم چرخ فلک داشت از اینا که خودمون میچرخونیم خلاصه نشستیم چند نفرمون بعدش پسر خالم شوهر خالم و داداشم مارو جوری چرخوندن همه پرت شدیم بیرون از چرخ فلک بعد یه تاب 10 نفره داشت یادمه 11 نفره نشستیم یک ساعت هنوز نشسته بودیم ساعت 3صبح شد که دیگه تصمیم گرفتیم بیایم ساری 😂😂😂
2026-07-26 11:36:10
3
✮𝐒𝐎𝐅𝐈𝐀 ✮ :
یادمه قبلا با شلوار های خونگی میرفتیم بیرون بعد من برای دختر عمم عینک با کارتون درست کردم دختر عمم همونو زد رفت بیرو با همون پز میداد همه یجوری نگامون میکردننن😂😂
2026-07-26 13:12:15
2
Hasti :
گوشیم ۳ ساعته:اوینامبیراوسمانتوشنامبیرنامبیراوسمانتوش😂🤣
2026-07-26 12:37:09
5
It’s Anahita 😎🔥 :
یه بار رفتیم چادگان از این چرخا فلکا هست ۵ نفره بادست میچرخه قدیمی ار خلاصه سسره های فلزی از ساعنت ۹ شب تا ۴ سب اون پارک بودیم
2026-07-26 12:19:05
2
Zahra :
نصف کامنتا در مورد گوزیدننن😂
2026-07-26 14:07:31
1
☆Tabasom☆ :
@katy__/::خانوادگی با مردای جمع همه باهم غیبت میکنیم✨🎀😔
2026-07-25 21:44:05
4
☆Tabasom☆ :
@𝑯𝒂𝒍𝒎𝒂:وقتی 6 سالم بود ژیمناستیک میرفتم یه1 سالی بود که تازه شروع کرده بودم بهم گفتن 180 بزن جلوی 50 نفر زدم شورتک پام بود خشتکم جلوی همه جر خورد آبروم رفت 😂
2026-07-25 21:43:53
1
nika Rahimi :
کامنت خونا بفرمایید پیتزا 😌😌😌
2026-07-26 13:49:15
0
خانوم خرگوشه🧸 :
داییم از دسته خاله عصبی بود گفت اخر از دسته فریبا سیگاری میشم (خالم) منم گفتم وا نه دایی من آفتاب مهتاب ندیدس خودمو دخترخالم از خنده غش کردیم مامانم دوتا مونو زد
2026-07-26 15:07:58
1
Artina :
من و دختر عمه هام خونه ی مامانجونم بودیم که یکی از دختر عمه هام داشت با اَسا میخوند بعد داشت میچرخید با اَسا بعد باباحاجیم اونجا رو مبل خوابیده بود که یهو مویی اون اَسا از کنار گوشش در شد یعنی یا جوری بود که بار اون اَسا باباحاجیم بیدار شد عموم داشت می ترکید از خنده
2026-07-26 13:49:53
0
N :
توروخدا به لایک هم این کامنت بخوره کافیه لطفااااااا♥️♥️
2026-07-26 14:38:02
2
🍓Fin :
هیچی پسر خالم گوزید👍
2026-07-26 13:26:01
1
To see more videos from user @tabassjah12, please go to the Tikwm
homepage.