@storyat_ai: ✨👑 **دختری که شاهزاده را نشناخت | قسمت دوم** 👑✨ 👑 شاهزادهای که همیشه فکر میکرد قلبش فقط به خودش تعلق دارد، ناگهان با خبری عجیب از طرف برادر کوچولویش روبهرو میشود... 😳 «داداشی، داداشی! تو کی میخوای با هلیا ازدواج کنی؟» اما واکنش شاهزاده چیزی نبود که کسی انتظارش را داشته باشد... «من با هلیا!؟» 🤨 وقتی میفهمد حتی ملکه هم از این ازدواج خبر دارد، با حقیقتی روبهرو میشود که اصلاً برایش آماده نیست... 💔 «ولی من اصلاً اونو دوست ندارم...» آیا این فقط یک ازدواج از پیش تعیینشده است؟ یا سرنوشت چیز دیگری برای شاهزاده و هلیا نوشته؟ 💫 ✨ ادامهی داستان رو از دست ندید... #داستان_سلطنتی #شاهزاده #داستان_عاشقانه #فانتزی #داستان_جذاب