Language
English
عربي
Tiếng Việt
русский
français
español
日本語
한글
Deutsch
हिन्दी
简体中文
繁體中文
API
Home
How To Use
Language
English
عربي
Tiếng Việt
русский
français
español
日本語
한글
Deutsch
हिन्दी
简体中文
繁體中文
Home
Detail
@somisubici: Kaki xịn xò 🥰 #outfit #xh #aosomi #subici #somisubici
Sơ Mi SUBICI
Open In TikTok:
Region: VN
Wednesday 05 August 2026 14:15:25 GMT
407
2
0
5
Music
Download
No Watermark .mp4 (
1.72MB
)
No Watermark(HD) .mp4 (
1.72MB
)
Watermark .mp4 (
0MB
)
Music .mp3
Comments
There are no more comments for this video.
To see more videos from user @somisubici, please go to the Tikwm homepage.
Other Videos
#codonminhanh #xh
Da dầu cần món dưỡng gọn nhẹ, coi em này nè 🫶 Xem chi tiết ở giỏ hàng bên dưới! #gelduongda #miaobaofu #dadau #chamsocda #tiktokshopvietnam
งง #fyp #10 #ไหลลื่นคลื่นเชียงใหม่
#يوسف_العيدروس #اللهم_صلي_على_نبينا_محمد #fyp #قران_كريم #foryou
تو بالاخره خوابت برد و بچه ها با صدای آروم حرف میزدن بنیامین : علی اون پتو روز از پشت بده علی پتو رو داد بنیامین ماشینو نگه داشت و پتو رو انداخت روت و بعد ادامه داد تو کل مسیر تا وقتی برسین دم خونه مامان بابای علی خواب بودی بالاخره رسیدین بنیامین آروم تکونت داد بنیامین : کوچولو بیدار شو دیگه تو: کجاییم؟ بنیامین : رسیدیم شمال خانوم خوابالو🤣 تو: چقد زیاد خوابیدم 🤣 ولی چسبید بنیامین : خداروشکر پیاده شو سرویس میخ. ای بریم برو تو خونه که را بیوفتیم سمت جنگا تو پیاده شدی رفتی با مامان علی احوال پرسی کردی رفتی سرویس صورتتو آب زدیو و اومدی بیرون تو: خب بریم؟ عری: ماکه منتطر شماییم پازوک: از صبه داری دیر میکنی 🤣 ارین : به ( اسمت) چیزی نگین بنیامین عصبی میشه ها🤣 بنیامین : آرین خفه شو😂 بابک: دیدید باز عصبی شد نرگس : بسه حالا بریم به همون ترتیب سوار ماشینا شدید تا برسید تو بازم خواب بودی علی: ( اسمت) مواد میکشی انقد میخوابی؟ تو: اثرات دارو هامه اون ده روز ضبطم نخوردم که خوابم نبره بنیامین :شنیده بودم خواب میاره تو: مث خرس آدمو میندازه بعد حال میده انگار بیهوشی🤣 علی: خب بگو دکتر قرصاتو عوض کنه تو: حالا ولش کنید رسیدید اونجا تا بچه ها چادر و وا کنن تو باز گیج خواب بودی بنیامین : میخوای بخوابی؟ تو: خوابم که میاد ولی بالشت نداریم بنیامین : بیا سرتو بزار رو پای من تو: عیبی نداره؟ بنیامین : نه اوکیه سرتو گذاشتی رو پاش و خوابیدی نیم ساعت بعد با صدای بچه ها از خواب پا شدی بنیامین : نترس بچه ها دارن میخندن تو یه لبخند ریز زدی بنیامین : از خواب سیر شدی؟ تو : اوهوم بنیامین : خوبه بیا بریم پیش بچه ها رفتین از ماشین بیرون علی: به به بالاخره بیدار شدین ارین: خواب تو بغل آقا بنیامین خوب بود؟🤣 تو: من فقط سرم رو پاش بود بابک: فرقی نداره 🤣 تو: ناهار چی داریم؟ نرگس: هنوز هیچی تو: من گشنمه بنیامین : بیا بریم یچی برات درست کنم پازوک : ما چییییی بنیامین : دست داریا پاشو درست کن ارین: پس (اسمت) دست نداره؟ 🤣 بنیامین : خفه شیدددددد رفتید بنیامین یه چیز خوش مزه درست کرد حواستون نبود بچه ها دارن ویدئو صبط میکنن برای چنل علی بنیامین یه لقمه ب ات گرفت داد بهت تو: خیلی خوبهههههه ارین آروم به دوربین گفت ارین: منکه میگم خبریه شما چی؟ 🤣 بنیامین : دوس داشتی؟ تو: خیلی خوب بوددددد ببین عالی بود مرسیییییی بنیامین : لطف داری خانوم کوچولو تو: میشه رفتیم تهران برام بازم بپزی؟ بنیامین : بله که میشه پازوک اومد نزدیک پازوک : بنیامین برا منم لقمه بگیر بنیامین : تو دست دارییییی پازوک : خدایا تبعیض قائل نشووووو تو: علی ما میتونیم بریم تو جنگل را بریم؟ علی: برین بیاین این تفنگه رو ببرین چیزی شد همراهتون باشه بنیامین اسحله رو گرفت و رفتین اونور و داشتین راه میرفتین تو: بیا یه چندتا عکس از من بگیر بنیامین : چشممممم گوشیتو گرفت شرو کرد ازت عکس گرفتن هرچقدر که میخواستی ازت عکس میگرفت دویست تا دونه عکس ازت گرفت تو: مرسییی ببخشید اگه خسته شدیا بنیامین : خسته نشدم خیلی خوب بودددد تو: خیلی خفن دن عکسا بای برین یجا دراز بکشیم کتاب بخونیم بنیامین : برطم رفتین رو زمین دراز کشیدین و شرو کردین کتاب خوندن کتاب چشم هایش رو با اینکه خونده بودی دلت خواست با بنیامین بخونی وسطای کتاب خوندن یهو سرتو برگردوندی دیدی بنیامین داره بهت نگاه میکنه چون خیلی نزدیک به هم خوابیده بودید چشماشو از نزدیک میدیدی تو: باید اعتراف کنم چشمات واقعا زیباست بنیامین : به چشمای تو نمیرسه تو یه لبخند ریز زدی بنیامین: لبخند میزنی قشنگ میشیا تو: خجالتم نده همون لحظه دید نرگس و پازوک اومدن پازوک: دو ساعته دنبالتونیم کجایید بنیامین : داشتیم کتاب میخوندیم نرگس: پاشید بریم پا شدید رفت پیش بچه ها تو: حکم بازی کنیم؟ بنیامین : پایه ام نرگس : منو پازوکم هستیم نشستید دور میز تو: خب منو بنیامین نرگس و پازوک نرگس : حله باز یشرو شد تو و بنیامین خیلی خوب بازی کردید و برنده شدید تو: یسسسس بنیامین : بزن قدششش پازوک: ماکه دست بعدو میبریم تو: فعک نکنمممم من پوکرم بلدما اگه بلدید بازی کنیم ارین: پوکر؟ علی: همون قماره بنیامین: تو چرا بلدی؟ تو: یه مدت میرفتم مسافرت با بچه ها برام بازیا قدیمی شده بود منم همه چیو یاد گرفتم دیگه پازوکی: اع چه باحال ولی ما بلد نیستیم تو: رفتیم تهران یادتون میدم علی: بالاخره داره شب میشهههههه تو: علی کرم نریزیا بابک : اینجوری که میگید بدتر کرم میریزه تو: تو کمپ با من به اندازه کافی اذیتم کردیااااا بنیامین : من پیشم عب نداره تو یه لبخند رضایت بخش زدی علی: میخوام اشکتونو در بیارم تو: امیدوارم زنده بمونیم گو خوردیم اومدیم پازوک : راه فراری نداری🤣 ارین : دیگه اومدیم دیگه بابک: اشتباه کردیم دیگه بنیامین : بچه ها اونقدرام که دیگه کرم نداره ریلکس باشیددددد🤣 تو: علی کرم داره خیلیم داره
Ai cho con uống sữa này giống tui hong #NutifoodGrowPLUS #DonBayTangCan #TayChamHangNang
About
Robot
API
Legal
Privacy Policy