یک روز از پوهنتون برآمدم و رفتم پیش ایستگاه منتظر موتر بودم هوا هم خیلی گرم از سر و صورتم عرق می چکید بلاخره یک موتر کاستر آمد و بالا شدم در پهلویم یک کاکای ریش سفید نشسته بود و برم گفت بچیم یک گپ میزنم برت مه هم گفتم میشنوم کاکا جان کاکا گفت بچیم یک روزی میرسه که مردم بخاطر خواندن کمنت تو وقت خوده ضایع میکنن😉
2026-08-08 09:09:51
0
Masih Allh :
قاری مسجد دل نداره که عاشق شوه
یا عشق گناه هست.
2026-08-09 16:45:56
1
high roller :
2026-08-09 08:13:02
2
ش̷ُج̷ٵ̷ ع̷ٍ م̷ح̷م̷د̷ِی :
2026-08-09 13:35:52
2
💧 :
نماز میخاندم دیوانیم😭
2026-08-22 17:06:25
0
پشئ وال :
مه ناق انترنت فعال کدم
2026-08-21 16:15:11
0
afghan :
2026-08-08 22:38:39
0
To see more videos from user @user497124459, please go to the Tikwm
homepage.