@hnee_ee: #أسر_منتجة #أكلات_شعبية #الشعب_الصيني_ماله_حل😂😂 #اكسبلورexplore #fyp

hnee_ee
hnee_ee
Open In TikTok:
Region: SA
Tuesday 18 August 2026 18:06:25 GMT
27858
403
44
78

Music

Download

Comments

alnour.25
alnour.25 :
تسلم يدك
2026-09-18 15:05:20
1
user495677182133
المرهفه :
المصابيب
2026-08-19 20:08:40
1
takeaway_6
سفري ⭐️ :
فنانه تبارك الله
2026-08-18 19:39:27
1
sara566893
سارة :
فيه بجدة ؟
2026-08-29 10:19:48
1
ahlaa003
Ahlaa :
لا قوة الا بالله صدق فنانه ومبدعه ليتك ف الرياض
2026-08-19 00:58:28
2
jory333384
jory333384 :
ماشالله تبارك الرحمن ❤️☺️
2026-08-19 05:08:27
1
mayerr_7
mayerr_7 :
وين بالطائف ولا بالحويهُ
2026-08-19 14:01:12
1
i.dni
WEJDAN :
توصلين للمستشفى؟
2026-08-18 23:26:28
1
lliwal5
𝐿𝑜𝑠ℎ | 📷 :
بسم الله عليك ماشاءالله تسلم يدك ❣️
2026-08-20 01:11:02
1
ar_r202
ar_r202 :
ماشاءالله 😍
2026-08-18 18:12:18
1
dates65
عذق التمور :
ماشاء الله تبارك الله تسلم الايادي ❤️
2026-08-18 22:22:42
1
2wdi.2
ً :
فعلا ابدعتي تباااااارك الرحمن 👍🏻
2026-08-24 14:52:25
0
je_x73
je_x73 :
انتي في الحويه ؟
2026-08-18 19:19:45
1
al_rayhanah
al_rayhanah :
ماشاء الله تبارك الله عز الله تفننتي وابدعتي 🥰🥰
2026-08-18 19:54:09
1
fa1232051
😇✨ :
ابي طريق خبز الجنوبي
2026-09-01 08:23:42
0
fateemh.m
فطوم :
❤️
2026-08-18 19:48:08
1
user495677182133
المرهفه :
ماشاءالله الله يحفظك🌺 بكم البسبوسه والقرصان
2026-08-19 20:08:00
1
takeaway_6
سفري ⭐️ :
عز الله انك تفننتي وابدعتي تبارك الله 😍الله لايضرك ويبارك لك يارب
2026-08-18 19:40:17
2
llitox0
Moon✨ :
انت مبدعه وسلامتك ع الله ،،، الله يباركلك ياعسل
2026-09-27 18:01:29
0
tolipaflower
tolipaflower :
فازات طاولات حياكم
2026-09-15 23:12:17
1
sahabhh93
sahabhh93 :
تهبل ماشاء الله شغل نظيف تسلم الايادي
2026-08-19 06:44:27
1
cr7658352
الـحـارثـي📿 :
ماشاءالله تبارك الرحمن
2026-09-26 17:55:28
0
qoothome
اكلات نفاس الشرقية 📍✨️ :
❤️❤️❤️
2026-08-18 23:50:36
1
fateemh.m
فطوم :
🌹🙏
2026-08-18 19:47:52
0
popular_foods2
ام جوانا لأكلات النفاس :
🌹🌹
2026-08-18 21:22:54
1
To see more videos from user @hnee_ee, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

نمیدونستی همون یه پیام ساده همه چیزو قراره بین تو و اشکان تغییر بده جواب دادی: تو: خواهش میکنم مرسی از تو بابت امشب کمی صحبت کردین شب بخیر گفتین و خوابیدی صبح که از خواب پا شدی اولین کاری که کردی گوشیتو چک کردی پیام داشتی از طرف اشکان پیامه این بود اشکان: صبت بخیر خانوم‌کوچولو تو: صبت بخیر اقای یوتیوبر اشکان بالافاصله جواب داد اشکان: خوب خوابیدی؟ تو : اره خوب خوابیدم تو چی ؟ اشکان: منم خوب خوابیدم تو: خداروشکر اشکان: راستی امروز میای بریم کافه ؟ تو: کدوم‌کافه؟ اشکان: کافه لمیز تو: اوکی بریم فقط بزا بچه ها ماشینو بیارن دم خونم که بتونم بیام اشکان: خودم ماشینو میارم با ماشین تو میریم بعدش تو: اوکیه پس چتتون همونجا تموم شد قرار بود ساعت چهار برین بیرون ساعت سه پا شدی اماده شی  دوش گرفتی لباس پوشیدی  لباست و لباس اشکان اسلاید بعد  ساعت چهار بود که کامل اماده بودی  که صدای بوق ماشین از پایین اومد از پنجره بیرونو نگا کردی دیدی اشکانه درو قفل کردی و رفتی پایین اشکان یه دسته گل بزرگ دستش بود اونو داد بهت اشکان: تقدیم به شما بانو تو : چقدر خوشگله مرسیییییی اشکان :خوشگل که شمایی تو :مرسییییییی اشکان در ماشینو برات وا کرد سوار شدی درو بست و سوار ماشین شد شرو کرد به رانندگی تو :حالا دسته گل به چه مناسبته؟ اشکان :گل خریدن برا خانوما مناسبت نمیخواد که تو :عه برا همه خانوما؟ اشکان :نه فقط برا خانومای زیبا اونم که یدونه هست فقط شمایی تو دنیا ( ذوق کنیددددددد) تو :قشنگ بودددددد رسیدید کافه  نشستید سفارشم دادید اشکان: خب خب زندگی چطور میگذره؟ تو: عالی به لطف یه بنده خدا اشکان: کدوم بنده خدا؟ تو: حالا بعدا میگم نشتید و گرم صحبت شدید تو: راستی اشکان میای ایونت بزاریم؟ اشکان: اره اتفاقا خیلی‌خوب میشه تو: خب پس هفته دیگه‌کاراشو اوکی کنیم که ایونتو بزاریم اشکان: اوکیه بانو قهوه تونو خوردید تموم شد سوار ماشین شدید تو : اشکان من اول تورو برسونم بعد خودم برم اشکان :نه بابا برات زحمت میشه خودم با اسنپ میرم کلی اصرار کردی بالاخره قبول کرد رفتید دم خونه اشکان که برق رفته بود خونه اشکانم بالاترین طبقه بود تو :اشکان بریم خونه من اشکان : نه بابا مزاحم نمیشم تو :مزاحم چیه مراحمی اشکان : باشه پس  رسیدید خونه تو تو :اشکان لباس راحتی پسرونه دارم طبقه بالا تو اتاق سومه اشکان با اخم گفت :تو چرا لباس پسرونه داری تو :اقای اخمو برا برادرمه 🤣 اشکان :خیالم راحت شد رفت لباسشو عوض کرد و اومد تو هم لباستو عوض کردی ( لباست اسلاید پنجم حتما ببینید تو روند سناریو مهمه )  لباستو که پوشیدی گفتی  تو : اشکان من ویدیو های تیک تاکمو بگیرم  اشکان : اره بگیر فقط با این لباس؟ تو :اره چشه مگه؟ اشکان : زیادی تو تنت خوشگله دلم نمیخواد اینهمه پسر اینجوری ببیننت تو : اوکیه بابااااا ویدیو تو گرفتی  ویدیو با همون لباسه بود  با اهنگ ریری( فردا دارم وقت ترمیم مژه گل میخره واسم فقط از ووشه) گلی که اشکان برات خریده بودم بغلت بود ویدیو رو تو اینه و قدی گرفتی ویدیو رو اپلود کردی و رفتی ولو شدی رو مبل تو :اشکان شام چی میخوری؟ اشکان :برام فرقی نداره تو :پیتزا اوکیه؟ اشکان :ارع پیتزا رو سفارش دادی و نشستی پیش اشکان داشتی کامنتای پستتو میخوندی کلی ادم اشکانو تگ کرده بودن چون اشکان قبل اومده دنبال تو دم گلفروشی ووشه استوری گذاشته بود  تو: فک‌کنم مردم یه چیزایی فهمیدن 🤣 اشکان : از شیپاشون راضیم تو: اشکان میدونستی بهم حس امنیت میدی اشکان: من!؟ تو : معلومه بهم حس پسرای امنو میدی که همجوره پشت ادمن اصن ادم دلم میخواد هرجا ترسید فقط بغلت کنه اشکان: پس هرجا ترسیدی بغلم کن تو: جدی میشه؟ اشکان : معلومه پیتزا رسید رفتی پیتزا رو تحویل گرفتی و اومدی اومدید غذا رو خوردید و یوتیوب نگا کردید ساعت شد دو شب نشسته بودید و داشتید کتاب میخوندید وسطای کتاب خوندن تو به قدری خوابت میومد که خوابت برد و سرت افتاد رو شونه اشکان  اشکان خیلی ریز لبخند زد تا صبح همینجوری خوابیدید صبح تو زودتر از اشکان بیدار شدی و صبحانه درست کردی میدونستی بعد اون شب که‌اونجوری خواب برد دیگه‌هیچی قرار نبود بین تو و اشکان مثل دوتا دوست عادی پیش بره اشکان بیدار شد تو : صبت بخیر اقای یوتیوبر اشکان: صبح بخیر خانوم کوچولو تو: اشکان بابت دیشب ببخشید خیلی یهویی خوابم برد تا صبحم رو شونه تو بود سرم اشکان: نه بابا این چه حرفیه اتفاقا حس خوبی داشت انگار یه دختر بچه کنارم خواب بود تو لبخند زدی صبحانه خوردید بعد گوشی اشکان زنگ خورد بنیامین بود اشکان گذاشت رو اسپیکر بنی: اشکان برار کجایی اشکان: برار من خونه ( اسمت) از دیروز بنی: عه به به خونه کراشتیییییی اشکان: داداش صدات رو اسپیکر بودا بنی: نه بابا الکی گفتم برا شوخی تو: معلوم بود😂 بنی اگه با اشکان کار داری پاشو بیا اینجا چون اشکان تا فردا اینجاعه اشکان: خانوم‌ کوچولو برام تصمیم گرفته باید بمونم بنی: ای بابا باشه میام خدافظ😂
نمیدونستی همون یه پیام ساده همه چیزو قراره بین تو و اشکان تغییر بده جواب دادی: تو: خواهش میکنم مرسی از تو بابت امشب کمی صحبت کردین شب بخیر گفتین و خوابیدی صبح که از خواب پا شدی اولین کاری که کردی گوشیتو چک کردی پیام داشتی از طرف اشکان پیامه این بود اشکان: صبت بخیر خانوم‌کوچولو تو: صبت بخیر اقای یوتیوبر اشکان بالافاصله جواب داد اشکان: خوب خوابیدی؟ تو : اره خوب خوابیدم تو چی ؟ اشکان: منم خوب خوابیدم تو: خداروشکر اشکان: راستی امروز میای بریم کافه ؟ تو: کدوم‌کافه؟ اشکان: کافه لمیز تو: اوکی بریم فقط بزا بچه ها ماشینو بیارن دم خونم که بتونم بیام اشکان: خودم ماشینو میارم با ماشین تو میریم بعدش تو: اوکیه پس چتتون همونجا تموم شد قرار بود ساعت چهار برین بیرون ساعت سه پا شدی اماده شی دوش گرفتی لباس پوشیدی لباست و لباس اشکان اسلاید بعد ساعت چهار بود که کامل اماده بودی که صدای بوق ماشین از پایین اومد از پنجره بیرونو نگا کردی دیدی اشکانه درو قفل کردی و رفتی پایین اشکان یه دسته گل بزرگ دستش بود اونو داد بهت اشکان: تقدیم به شما بانو تو : چقدر خوشگله مرسیییییی اشکان :خوشگل که شمایی تو :مرسییییییی اشکان در ماشینو برات وا کرد سوار شدی درو بست و سوار ماشین شد شرو کرد به رانندگی تو :حالا دسته گل به چه مناسبته؟ اشکان :گل خریدن برا خانوما مناسبت نمیخواد که تو :عه برا همه خانوما؟ اشکان :نه فقط برا خانومای زیبا اونم که یدونه هست فقط شمایی تو دنیا ( ذوق کنیددددددد) تو :قشنگ بودددددد رسیدید کافه نشستید سفارشم دادید اشکان: خب خب زندگی چطور میگذره؟ تو: عالی به لطف یه بنده خدا اشکان: کدوم بنده خدا؟ تو: حالا بعدا میگم نشتید و گرم صحبت شدید تو: راستی اشکان میای ایونت بزاریم؟ اشکان: اره اتفاقا خیلی‌خوب میشه تو: خب پس هفته دیگه‌کاراشو اوکی کنیم که ایونتو بزاریم اشکان: اوکیه بانو قهوه تونو خوردید تموم شد سوار ماشین شدید تو : اشکان من اول تورو برسونم بعد خودم برم اشکان :نه بابا برات زحمت میشه خودم با اسنپ میرم کلی اصرار کردی بالاخره قبول کرد رفتید دم خونه اشکان که برق رفته بود خونه اشکانم بالاترین طبقه بود تو :اشکان بریم خونه من اشکان : نه بابا مزاحم نمیشم تو :مزاحم چیه مراحمی اشکان : باشه پس رسیدید خونه تو تو :اشکان لباس راحتی پسرونه دارم طبقه بالا تو اتاق سومه اشکان با اخم گفت :تو چرا لباس پسرونه داری تو :اقای اخمو برا برادرمه 🤣 اشکان :خیالم راحت شد رفت لباسشو عوض کرد و اومد تو هم لباستو عوض کردی ( لباست اسلاید پنجم حتما ببینید تو روند سناریو مهمه ) لباستو که پوشیدی گفتی تو : اشکان من ویدیو های تیک تاکمو بگیرم اشکان : اره بگیر فقط با این لباس؟ تو :اره چشه مگه؟ اشکان : زیادی تو تنت خوشگله دلم نمیخواد اینهمه پسر اینجوری ببیننت تو : اوکیه بابااااا ویدیو تو گرفتی ویدیو با همون لباسه بود با اهنگ ریری( فردا دارم وقت ترمیم مژه گل میخره واسم فقط از ووشه) گلی که اشکان برات خریده بودم بغلت بود ویدیو رو تو اینه و قدی گرفتی ویدیو رو اپلود کردی و رفتی ولو شدی رو مبل تو :اشکان شام چی میخوری؟ اشکان :برام فرقی نداره تو :پیتزا اوکیه؟ اشکان :ارع پیتزا رو سفارش دادی و نشستی پیش اشکان داشتی کامنتای پستتو میخوندی کلی ادم اشکانو تگ کرده بودن چون اشکان قبل اومده دنبال تو دم گلفروشی ووشه استوری گذاشته بود تو: فک‌کنم مردم یه چیزایی فهمیدن 🤣 اشکان : از شیپاشون راضیم تو: اشکان میدونستی بهم حس امنیت میدی اشکان: من!؟ تو : معلومه بهم حس پسرای امنو میدی که همجوره پشت ادمن اصن ادم دلم میخواد هرجا ترسید فقط بغلت کنه اشکان: پس هرجا ترسیدی بغلم کن تو: جدی میشه؟ اشکان : معلومه پیتزا رسید رفتی پیتزا رو تحویل گرفتی و اومدی اومدید غذا رو خوردید و یوتیوب نگا کردید ساعت شد دو شب نشسته بودید و داشتید کتاب میخوندید وسطای کتاب خوندن تو به قدری خوابت میومد که خوابت برد و سرت افتاد رو شونه اشکان اشکان خیلی ریز لبخند زد تا صبح همینجوری خوابیدید صبح تو زودتر از اشکان بیدار شدی و صبحانه درست کردی میدونستی بعد اون شب که‌اونجوری خواب برد دیگه‌هیچی قرار نبود بین تو و اشکان مثل دوتا دوست عادی پیش بره اشکان بیدار شد تو : صبت بخیر اقای یوتیوبر اشکان: صبح بخیر خانوم کوچولو تو: اشکان بابت دیشب ببخشید خیلی یهویی خوابم برد تا صبحم رو شونه تو بود سرم اشکان: نه بابا این چه حرفیه اتفاقا حس خوبی داشت انگار یه دختر بچه کنارم خواب بود تو لبخند زدی صبحانه خوردید بعد گوشی اشکان زنگ خورد بنیامین بود اشکان گذاشت رو اسپیکر بنی: اشکان برار کجایی اشکان: برار من خونه ( اسمت) از دیروز بنی: عه به به خونه کراشتیییییی اشکان: داداش صدات رو اسپیکر بودا بنی: نه بابا الکی گفتم برا شوخی تو: معلوم بود😂 بنی اگه با اشکان کار داری پاشو بیا اینجا چون اشکان تا فردا اینجاعه اشکان: خانوم‌ کوچولو برام تصمیم گرفته باید بمونم بنی: ای بابا باشه میام خدافظ😂

About