@novawave25: #رمان_تیز_تر_از_شمشیر #رمان_عاشقانه #دارک_رومنس رمان: تیز تر از شمشیر پارت هدیه🎁🎁 پارت 47 کشوهای میز رو یکییکی باز کردم. اولی خالی بود. دومی چند تا کاغذ داشت. کاغذها رو برداشتم و سریع نگاه کردم. چیز خاصی نبود. همه رو سر جاش گذاشتم کشوی آخر رو باز کردم بازم هیچی. رفتم سمت کمد. درش رو باز کردم و لباسها رو کنار زدم. جیب چند تا لباس رو گشتم چیزی پیدا نکردم. حتی داخل کیفهایی که گوشهی کمد بودن رو هم نگاه کردم. هیچی کلافه شدم دوباره برگشتم وسط اتاق. نگاهم روی همهجا چرخید. تخت.میز.کمد هیچچیزی نبود اون موقع دوباره چشمم افتاد به همون در. آروم سمتش رفتم. دستم رو روی دستگیره گذاشتم. چرخوندم باز نشد. یه بار دیگه امتحان کردم قفل بو