@peyton.smith570:

peyton.smith570
peyton.smith570
Open In TikTok:
Region: US
Monday 31 August 2026 03:17:25 GMT
110
20
3
0

Music

Download

Comments

rylan_dancer14
Rylan🩷🩰 :
wait so what's the new series?
2026-09-02 00:19:09
0
To see more videos from user @peyton.smith570, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

تو یه پیک برا خودت ریختی و سر کشیدی ارین: جوجه اینجوری سر نکش یهو ارمان: هر یه پیکش دو پیکه منه 🤣 ارین: دیگه نباید بخوره تو لپ ارینو بوسیدی تو: چشم ارین: افرین جوجههههه اون شب به بهترین شکل گذشت همه چی خیلی خوب فردای اون روز ویدیو پخش میشد تو اون چند وقت که شمال بودید خیلی کارا انجام دادید اب بازی قایق سواری‌و کل کار دیگه بالاخره را افتادید برگردید تو ماشین بودید طرفای کرج بودید گوشیت زنگ خورد تو گذاشتی رو اسپیکر چون ناشناس بود تو: بفرمایید؟ مرد پشت خط: خانم (فامیلیت) تو: بله خودم هستم مرده پشت خط: من دوست خواهرتونم تو: بفرمایید مرد پشت خط: پشت فرمون هستید ؟  تو: خیر امرتون مرد پشت خط:ببنید به خودتون مسلط باشید یه اتفاقی افتاده تو داد زدی: بهت میگم دهنتو وا کن بگو چیشده مرد پشت خط: متاسفانه خواهرت  چجوری بگم خواهرت فوت شده تو: یا خدا ی یعنی چی چرت و پرت نگو نه نه این واقعیت نیست ارین ماشینو نگه داشت گوشیو گرفت رفت بیرون از ماشین با یارو حرف زد ارین که اومد تو ماشین انقدر سرتو کوبونده بودی به داشبورد سرت خون اومدع بود ارین بغلت کرد خون پیشونیو پاک کرد ارین: اروم باش اروم باش گریه کن تا راحت شی من اینجام عمر من من اینجام تو نزدیک به یک ساعت گریه کردی بالاخره یخورده اروم شدی ارین: اروم شدی جوجه بریم ؟ تو: اره فقط برو میخوام ابجیمو ببینم ارین: دور تو بگردم نمیتونس ببینیش الان ببینیش بدتر میشی تو: میخوام‌ببینمش  ارین: اگه شد باشه تو اروم باش چهل دقیقه ای رسیدید تهران رفتید سرد خونه تو: ارین ابجیمو میخوام من نشستی رو زمین ارین اروم نشست کنارت  یهو خالت اینا اومدن خالت: دیدی چه خاکی بر سرمون شد دیدی بدبخت شدیم یادگار ابجیم رفت تو: خاله نابود شدیم ارین تورو برد اونور نشستی تو ماشین امیر رسید امیر اومد پیش تو ارین: حالش خیلی بده امیر: به ابجیش خیای وابسته بود اخه امیر لومد پیش تو تسلیت و اینا گفت ساعت دو خاکسپاری بود الان ساعت نه امیر: ارین ببرش خونه لباس اینا عوض کنه ارین: باشه تو: من میخوام ابجیمو ببینم ابجیییییی با گریه میگفتی (بچه ها اینا صرفا سناریوعه گارد نگیرید ایشالا برا هیچکسم اتفاق نیوفته) رفتید خونه دوش گرفتی لباس عوض کردی از اتاق اومدی بیرون تو:بریم ارین؟ ارین: بریم جوجه رفتسد سوار ماشین شدید تو سرتو تکیه داده بودی به شیشه و سکوت کرده بودی ارین اروم دستتو گرفت ارین: من تا ابد اینجام تو: ارین خیلی دوسش داشتم ارین: میدونم دورت بگردم ولس باید قوی باشی تو یه لبخند زدی ولی بغض داشتی رفتید سرخاک همه اومد بودن نشستی نزدیک جا به قبر رو زمین نشستی ارین اروم نشست کنارت خلاصه دفن کردنش تو تمام اون‌مدت یه قطره از چشتم نیومد فقط به زمین زل زده بودی یه ساعت گذشت دو ساعت گذشت تو هنوزم به زمین زل زده بودی کارای ختمم که دوستا و فامیلا میکردن همه رفته بودن موندین تو و ارین و امیر ارین: جوجه بریم یه چیزی بخوری از صبه چیزی نخوردیا تو سکوت‌کردی ارین: نمیخوای حرف بزنی؟ تو زدی زیر گریه  ارین و امیر تمام مدت اصلا سعی نمیکردن ارومت کنن چون میخواستن گریه کنی اروم شی ارین یه بطری اب داد بهت خوردی یخورده اروم شدی ارین: الان ارون تری  تو: اوهوم  ارین: چیزی میخوری؟ تو: نه امیر: پس ابجی پاشو بریم خونه تو: من‌نمیام ارین: الان داره شب میشه خطرناکه بیا بریم دم صبح خودم میارمت تو: نمیخوام بیام  امیر: ابجی حالا بیا تو پاشدی امیر و ارین هرکدوم تو ماشینای خودشون تو به امیر‌گفتی با ارین میری ارین بردت دم خونه به ارینم‌ گفتی که امیر میاد دنبالت نیاز نیست شب پیشت بمونه ارینم رفت به محض رفتن ارین با اینکه شب شده بود رفتی سر خاک همونجا موندی با خواهرت حرف زدی تو: سلام ابجی خوشگلم خوبی دور سرت بگردم من اومدم پیشت امشب تنها باشی ابجی یادته گفتس تا اخرش پیشم میمونی  چرا نموندی پس دور چشمای ناز بگردم که خاک خرابش کرده پا شو دیگه پاشو بریم خونه باز برام از اون غذا خوشمزه ها بپز بعد من الکی بگم بدمزست اصن پا شو دعوا کنیم ولی پاشو پاشو که من بدون تو هیچم من بدون تو هیچی نیستم بخدا مرگ من پاشو  پاشو من بدون تو مرده متحرکم همینجوری که تو داشتی با ابجیت حرف میزدی حواست نبود گوشیت خاموشه  هم امیر ارین نگرانت شده بودن موقعیت ارین: ارین:‌وای چرا جواب نمیده بابک: مگه نگفته پیش امیره؟ ارین: اره ولی امیر زنگ زد گفت به امیر گفته پیش منه بنیامین: خب برین دنبالش بگردین ارین: راس میگی یه وقت بلایی سر خودش نیاره بابک: صب کن ماعم بیایم بچه ها اماده شدن رفتن امیرم برداشتن امیر : ارین مگه‌پیش تو نبود؟ ارین: به من‌گفت برو خونه امیر میاد دنبالم میرم پیشش امیر: خدایا بلایی سرش نیاد فقط بنی: انقدر نگران نباشید دختر بزرگ شده حواسش به خودش هست ارین: دلشوره دارم بخدا بابک: ارین داداش امقدر استرس نگیر دیگه بالاخره پیدا میشه بچه ها همه جا رو دنبالت گشتن ولی نبودی امیر:من میگم بریم خونش بالاخره میاد ارین:اره بریم رفتن خونه تو ادامه؟؟؟ ✨🎀🍓😝
تو یه پیک برا خودت ریختی و سر کشیدی ارین: جوجه اینجوری سر نکش یهو ارمان: هر یه پیکش دو پیکه منه 🤣 ارین: دیگه نباید بخوره تو لپ ارینو بوسیدی تو: چشم ارین: افرین جوجههههه اون شب به بهترین شکل گذشت همه چی خیلی خوب فردای اون روز ویدیو پخش میشد تو اون چند وقت که شمال بودید خیلی کارا انجام دادید اب بازی قایق سواری‌و کل کار دیگه بالاخره را افتادید برگردید تو ماشین بودید طرفای کرج بودید گوشیت زنگ خورد تو گذاشتی رو اسپیکر چون ناشناس بود تو: بفرمایید؟ مرد پشت خط: خانم (فامیلیت) تو: بله خودم هستم مرده پشت خط: من دوست خواهرتونم تو: بفرمایید مرد پشت خط: پشت فرمون هستید ؟ تو: خیر امرتون مرد پشت خط:ببنید به خودتون مسلط باشید یه اتفاقی افتاده تو داد زدی: بهت میگم دهنتو وا کن بگو چیشده مرد پشت خط: متاسفانه خواهرت چجوری بگم خواهرت فوت شده تو: یا خدا ی یعنی چی چرت و پرت نگو نه نه این واقعیت نیست ارین ماشینو نگه داشت گوشیو گرفت رفت بیرون از ماشین با یارو حرف زد ارین که اومد تو ماشین انقدر سرتو کوبونده بودی به داشبورد سرت خون اومدع بود ارین بغلت کرد خون پیشونیو پاک کرد ارین: اروم باش اروم باش گریه کن تا راحت شی من اینجام عمر من من اینجام تو نزدیک به یک ساعت گریه کردی بالاخره یخورده اروم شدی ارین: اروم شدی جوجه بریم ؟ تو: اره فقط برو میخوام ابجیمو ببینم ارین: دور تو بگردم نمیتونس ببینیش الان ببینیش بدتر میشی تو: میخوام‌ببینمش ارین: اگه شد باشه تو اروم باش چهل دقیقه ای رسیدید تهران رفتید سرد خونه تو: ارین ابجیمو میخوام من نشستی رو زمین ارین اروم نشست کنارت یهو خالت اینا اومدن خالت: دیدی چه خاکی بر سرمون شد دیدی بدبخت شدیم یادگار ابجیم رفت تو: خاله نابود شدیم ارین تورو برد اونور نشستی تو ماشین امیر رسید امیر اومد پیش تو ارین: حالش خیلی بده امیر: به ابجیش خیای وابسته بود اخه امیر لومد پیش تو تسلیت و اینا گفت ساعت دو خاکسپاری بود الان ساعت نه امیر: ارین ببرش خونه لباس اینا عوض کنه ارین: باشه تو: من میخوام ابجیمو ببینم ابجیییییی با گریه میگفتی (بچه ها اینا صرفا سناریوعه گارد نگیرید ایشالا برا هیچکسم اتفاق نیوفته) رفتید خونه دوش گرفتی لباس عوض کردی از اتاق اومدی بیرون تو:بریم ارین؟ ارین: بریم جوجه رفتسد سوار ماشین شدید تو سرتو تکیه داده بودی به شیشه و سکوت کرده بودی ارین اروم دستتو گرفت ارین: من تا ابد اینجام تو: ارین خیلی دوسش داشتم ارین: میدونم دورت بگردم ولس باید قوی باشی تو یه لبخند زدی ولی بغض داشتی رفتید سرخاک همه اومد بودن نشستی نزدیک جا به قبر رو زمین نشستی ارین اروم نشست کنارت خلاصه دفن کردنش تو تمام اون‌مدت یه قطره از چشتم نیومد فقط به زمین زل زده بودی یه ساعت گذشت دو ساعت گذشت تو هنوزم به زمین زل زده بودی کارای ختمم که دوستا و فامیلا میکردن همه رفته بودن موندین تو و ارین و امیر ارین: جوجه بریم یه چیزی بخوری از صبه چیزی نخوردیا تو سکوت‌کردی ارین: نمیخوای حرف بزنی؟ تو زدی زیر گریه ارین و امیر تمام مدت اصلا سعی نمیکردن ارومت کنن چون میخواستن گریه کنی اروم شی ارین یه بطری اب داد بهت خوردی یخورده اروم شدی ارین: الان ارون تری تو: اوهوم ارین: چیزی میخوری؟ تو: نه امیر: پس ابجی پاشو بریم خونه تو: من‌نمیام ارین: الان داره شب میشه خطرناکه بیا بریم دم صبح خودم میارمت تو: نمیخوام بیام امیر: ابجی حالا بیا تو پاشدی امیر و ارین هرکدوم تو ماشینای خودشون تو به امیر‌گفتی با ارین میری ارین بردت دم خونه به ارینم‌ گفتی که امیر میاد دنبالت نیاز نیست شب پیشت بمونه ارینم رفت به محض رفتن ارین با اینکه شب شده بود رفتی سر خاک همونجا موندی با خواهرت حرف زدی تو: سلام ابجی خوشگلم خوبی دور سرت بگردم من اومدم پیشت امشب تنها باشی ابجی یادته گفتس تا اخرش پیشم میمونی چرا نموندی پس دور چشمای ناز بگردم که خاک خرابش کرده پا شو دیگه پاشو بریم خونه باز برام از اون غذا خوشمزه ها بپز بعد من الکی بگم بدمزست اصن پا شو دعوا کنیم ولی پاشو پاشو که من بدون تو هیچم من بدون تو هیچی نیستم بخدا مرگ من پاشو پاشو من بدون تو مرده متحرکم همینجوری که تو داشتی با ابجیت حرف میزدی حواست نبود گوشیت خاموشه هم امیر ارین نگرانت شده بودن موقعیت ارین: ارین:‌وای چرا جواب نمیده بابک: مگه نگفته پیش امیره؟ ارین: اره ولی امیر زنگ زد گفت به امیر گفته پیش منه بنیامین: خب برین دنبالش بگردین ارین: راس میگی یه وقت بلایی سر خودش نیاره بابک: صب کن ماعم بیایم بچه ها اماده شدن رفتن امیرم برداشتن امیر : ارین مگه‌پیش تو نبود؟ ارین: به من‌گفت برو خونه امیر میاد دنبالم میرم پیشش امیر: خدایا بلایی سرش نیاد فقط بنی: انقدر نگران نباشید دختر بزرگ شده حواسش به خودش هست ارین: دلشوره دارم بخدا بابک: ارین داداش امقدر استرس نگیر دیگه بالاخره پیدا میشه بچه ها همه جا رو دنبالت گشتن ولی نبودی امیر:من میگم بریم خونش بالاخره میاد ارین:اره بریم رفتن خونه تو ادامه؟؟؟ ✨🎀🍓😝

About