@escritos_.15: #foryou #paratiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

Escritos
Escritos
Open In TikTok:
Region: EC
Monday 31 August 2026 15:26:34 GMT
1848998
188537
585
258822

Music

Download

Comments

catie1806
Cat Stefania :
@Martiin Almache Por un septiembre muy bendecido, te amoo
2026-09-01 04:21:29
1
bellakita_119
BELLAKITA_MGR_116🥷👑 :
@Edwin🥰que nuestra bonita relación dure hasta el mundo gxs pr todo lo k estamos viendo mñna es 1 de septiembre sea hermoso lleno de amor y cariño te amo mi bb🥰
2026-09-01 04:17:53
1
jssln_98_97_95
Jossln :
Estoy enojada y fingiendo que me dormí así que no puedo compartirlo 😔
2026-09-01 03:36:00
21
jocelyncastro33
Jocelyn🦋 :
Me lo envío mi amor 🥹🫶
2026-09-01 03:59:23
2
apv307
Andrés PV :
@Gabriela ♡ sobretodo que desde septiembre sea un año lleno de emociones, aprendizaje, y que nunca nos falte amor y apoyo, te amo mucho pollito mío ♥️✨
2026-09-01 01:13:07
2
no.s05239
no sé :
todos mencionaban a sus parejas y yo ya no puedo porque se termino 🥺
2026-09-01 02:47:47
7
dancrissan4
dannita✨👑 :
Que bonito sería que te envíen eso💔❤️‍🩹
2026-09-01 04:34:29
1
husai114
ángel hav CE :
demasiado tarde el video
2026-09-01 06:02:17
0
papurri384
tomoe :
este mes siempre sera mi favorite
2026-09-01 04:31:38
0
tefa6176
Estefania🦋 :
Que así sea mi vida
2026-08-31 20:19:20
10
therealboy75
🀄️㊗️THE ♧REAL BOY♧🈲🀄️ :
También me lo envió mi ternurita 🥹
2026-09-01 05:01:20
0
user6345801218615
Ravm :
asi sera! 🫶2002
2026-08-31 20:06:21
1
arianacristinagon3
cris♡ :
te amo y gravias por llagR. mi vidaa
2026-08-31 18:01:12
3
clara.chanaga
Clara Chanaga :
❤️❤️
2026-08-31 15:49:53
3
tacho.vale3
tacho vale :
también te amo mucho mi vida ❤️❤️❤️❤️❤️
2026-08-31 18:08:53
2
geraldine_z0
GERALDINE 🍓 :
♥️y te consiento 🔥
2026-08-31 17:48:37
0
apuntlis.el.famos
apuntlis el famosito😆😉 :
copio en lace guardo comento doy laik y guardo
2026-09-01 05:11:05
0
mbar6975
~Ámbar💗!! :
@Alejandro🥺💗
2026-09-01 03:33:00
1
sylvestre93
Sylvestre :
@Jennifer Sánchez 🙏🏼
2026-09-01 01:15:15
1
nena150904
nena :
@Elegant boys❤️❤️
2026-09-01 02:20:44
1
tatislenz
Tatiana Lenz :
@Marquito Sánchez ❤️🙏🏼
2026-09-01 00:53:04
1
To see more videos from user @escritos_.15, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

داستان راهب مسیحی و سر امام حسین پس از ش**ادت امام حسین و حرکت کاروان اسرا به سمت شام، عبیدالله بن زیاد دستور دادند سر مطهر را همراه اسیران به شام ​​بفرستند و کاروان حامل سرها از کوفه حرکت کرد. کاروان در منزلگاه قنسرین کنار صومعه راهب نصرانی فرود آمد و سر مطهر بر نیزه بود و نگهبانان دور آن نشسته بودند. راهب در صومعه نوری عظیم از سر دید که به آسمان می رفت و از صومعه بیرون آمد نزد لشکریان رفت و پرسید این سر از کیست و آنان گفتند سر حسین بن علی بن ابی طالب است. راهب فریاد زد اگر عیسی بن مریم پسری داشت او را بر نظر شما دیدگان می نهادیم و سپس ده هزار درهم داد تا امشب سر را نزد او بگذارند فرمانده پذیرفت و سر مطهر را به راهب سپردند. راهب سر را به صومعه برد آن را شست و خوشبو کرد و بر دامان نهاد و گریست. صدایی شنید که گفت خوشا به حال کسی که حرمت این سر را شناخت و راهب گفت پروردگارا به حق عیسی این سر را امر کن سخن بگوید. سر مطهر فرمودند ای راهب من فرزند محمد مصطفی هستم من پسر علی مرتضی هستم من پسر فاطمه زهرا هستم من مقتول کربلا هستم من مظلوم و تشنه کام هستم. راهب صورت بر صورت امام حسین نهاد و گفت تا نظر شما چیست؟ راهب صورت بر صورت امام حسین نهاد و گفت تا نگویی شفیع منی بر نمیدارم امام فرمودند به دین جدم محمد در آیه و راهب ش ادتین گفت و اظهار داشت به دست تو مسلمان شدم و امام حسین شفاعت او را پذیرفتند. صبح سر را بازگرداند و فرمانده را سوگند داد که دیگر با این سر بی حرمتی نکند . حسین ابن علی علیه السلام
داستان راهب مسیحی و سر امام حسین پس از ش**ادت امام حسین و حرکت کاروان اسرا به سمت شام، عبیدالله بن زیاد دستور دادند سر مطهر را همراه اسیران به شام ​​بفرستند و کاروان حامل سرها از کوفه حرکت کرد. کاروان در منزلگاه قنسرین کنار صومعه راهب نصرانی فرود آمد و سر مطهر بر نیزه بود و نگهبانان دور آن نشسته بودند. راهب در صومعه نوری عظیم از سر دید که به آسمان می رفت و از صومعه بیرون آمد نزد لشکریان رفت و پرسید این سر از کیست و آنان گفتند سر حسین بن علی بن ابی طالب است. راهب فریاد زد اگر عیسی بن مریم پسری داشت او را بر نظر شما دیدگان می نهادیم و سپس ده هزار درهم داد تا امشب سر را نزد او بگذارند فرمانده پذیرفت و سر مطهر را به راهب سپردند. راهب سر را به صومعه برد آن را شست و خوشبو کرد و بر دامان نهاد و گریست. صدایی شنید که گفت خوشا به حال کسی که حرمت این سر را شناخت و راهب گفت پروردگارا به حق عیسی این سر را امر کن سخن بگوید. سر مطهر فرمودند ای راهب من فرزند محمد مصطفی هستم من پسر علی مرتضی هستم من پسر فاطمه زهرا هستم من مقتول کربلا هستم من مظلوم و تشنه کام هستم. راهب صورت بر صورت امام حسین نهاد و گفت تا نظر شما چیست؟ راهب صورت بر صورت امام حسین نهاد و گفت تا نگویی شفیع منی بر نمیدارم امام فرمودند به دین جدم محمد در آیه و راهب ش ادتین گفت و اظهار داشت به دست تو مسلمان شدم و امام حسین شفاعت او را پذیرفتند. صبح سر را بازگرداند و فرمانده را سوگند داد که دیگر با این سر بی حرمتی نکند . حسین ابن علی علیه السلام

About