@masoudsaeedi60: آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود... 🥀 پشت این تصنیف جاودانه و غمانگیز، داستان واقعی و تکاندهندهای از یک «دیدار دوباره بعد از سالها جدایی» نهفته است. روزی ابوالحسن ورزی (شاعر اثر)، پس از سالها دوری و بیخبری، اتفاقی معشوقهٔ قدیمش را در یک محفل یا خیابان میبیند. او با شوق و قلبی لرزان به سمت عشق دیرینهاش میرود، اما با صحنهای روبهرو میشود که قلبش را میشکند؛ آن زن دیگر آن دختر شیدا و پرشور گذشته نبود. نگاهش سرد شده بود، برق چشمانش رفته بود و از همه تلختر، در کنار مرد دیگری ایستاده بود... ورزی با دلی شکسته به خانه برمیگردد و در همان حال و هوا، این غزل شاهکار را میسراید: «آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود... آخر آن تنها امید جان من، تنها نبود!» وقتی این شعر به دست همایون خرم رسید، ملودیِ سوزناکی در آواز بیات اصفهان روی آن گذاشت. با جادوی پیانوی جواد معروفی و صدای مخملی و تکرارنشدنی استاد غلامحسین بنان، این حجم از حسرت و داغِ دیداری بیروح، برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران ثبت شد. تکهای از این اثر باشکوه را بشنویم و به یاد بیاوریم که گاهی، چقدر دیدارها از جداییها غمانگیزترند... مشخصات این اثر: 💿 نام تصنیف: مستی رویا (آمد اما) 🎤 خواننده: استاد غلامحسین بنان 🎼 آهنگساز: همایون خرم ✍️ ترانهسرا: ابوالحسن ورزی 🎹 پیانو: جواد معروفی 📅 سال تولید: اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی (اجرا شده در برنامه گلهای رنگارنگ شماره ۲۲۴) 🎶 دستگاه/مایه: آواز بیات اصفهان . #استاد_بنان #بنان #تصنیف_سنتی #ساز_و_آواز #ترانه_ماندگار