@suusveninga: De perfecte 'chewy' binnenkant, krokante randjes en de frisse smaak van rood fruit 🍓 Dit zijn mijn ultieme American cookies! Ben jij Team Krokant of Team Chewy (lekker zacht vanbinnen)? Laat het weten! 👇 Comment 'Cookie' voor het recept! #americancookies #bakken #haagsebakzaken

Suus | Home Baker
Suus | Home Baker
Open In TikTok:
Region: NL
Monday 07 September 2026 12:00:52 GMT
400
45
6
2

Music

Download

Comments

jule.vd.scheer
jule.vd.scheer :
Ziet er lekker uit!!
2026-09-07 13:16:39
1
babette.hermes
babss :
😍😍😍
2026-09-07 13:07:42
1
yanemastebroekx
𝚈𝚊𝚗𝚎❥❥ :
🔥🔥🔥
2026-09-07 12:04:39
1
To see more videos from user @suusveninga, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

مشخصاتت: اسمت: اسم‌خودت بانو سنت:۲۰ قدت:۱۶۰ هیکل خوب ولی ریزه میزه ای اون جا سوئیچیا که تو جیب جا میشن موتور سواری حرفه ای میکنی یعنی به طوری که از پونزده سالگی موتور سواری میکنی موتور سنگین زیاد داری پولداری با رفیقت که اسمشو میزاریم( امیر) که از بچگی رفیقی باهاش اموزشگاه موتور داری  خودتم نقاشی میکشی تو تازه متوجه شدی پارتنرت که پنج ساله باهاشی بهت خیانت کرده(مرتیکه عن ، عب نداره ارین بهتره) و بله فرو پاشی روانی کردی ولی باید بری سرکار  یه روز خیلی رندوم که رو مبل تو اتاق استراحت اموزشگاه دراز کشیده بودی داشتی اهنگتو گوش میدادی کاملا مست بودی ولی میفهمیدی چی میگی یهو امیر اومد تو اتاق   امیر: ( اسمت ) چیشده؟ تو: هیچی  امیر: راستشو بگو این اهنگ غمگین چرا چرا مست کردی تو بی دلیل مست نمیکنی اتفاقی افتاده؟ تو : دیوث بهم خیانت کرد امیر: واقعا؟ تو: اره  یه لبخند تلخ زدی و با اون تیکه اهنگ‌ همخونی کردی ( چجوری تورو وقتی تنت به تن یکی دیگه خورده یغل بگیرم) امیر سرتو بوس کرد امیر: ابجی اروم باش الان مشتری داریم بیا بریم بیرون لطفا تو: باشه تو برو الان میام رفتس بیرون سه تا پسر تو دفتر بودن یه بور قد متوسط یه تپل قد متوسط یه قد بلند از اولش‌اون قد بلنده چشمتو گرفت  تو: سلام بنی: سلام‌خانوم محترم ارین» سلام بابک: سلام امیر: ابجی بشین تو: بفرمایید امرتون بنی: راستش ما یوتیوبریم بعد ویدیو داریم یروز موتور سوار شدیم شما باید طی سه روز یه ما یاد بدید که‌چطور موتور سواری کنیم تهش‌نمره بدید که کی بهتره تو: خب بنی: مبلقشم باهاتون کنار میایم تو: بحث مبلقش نیست ارین: پس بحث چیه تو: بحث تایمشه بنی: تایمشو خودتون بگید خانوم  تو: اصن وایسا این همه‌اموزشگاه چرا اومدید اینجا بنی: راستش ما تعریف شما رو زیاد شنیدیم ارین: نمیدونستیم اینجا مشتریای خودشونو‌ سوال پیچ میکنن تو: اینجا اینجوریه‌بچه خوشگل اعتراض داری؟  بابک: ارین داداش اروم باش امیر قبل اومدن‌تو بچه ها گفته بود حال روحی خوبی نداری ارین: باشه من عذر میخوام تو: خب از فردا شرو میکنیم لباس دارید؟ بنی: اونو با اجازه شما باید بگیرید با یکی از ما برید تو ویدیو بگیرید تو: با این بچه‌خوشگل میرم ( اشاره به ارین) ارین با حرص : اوکی  بنی: پس فردا برین لباس و اینا بگیرید از پس فردا شرو میکنیم تو کارتتو گذاشتی رو‌میز  تو: شمارمه بچه خوشگل فردا بهم زنگ بزن رفتی از کشو سوئیو یکی از موتوراتو ورداشتی تو: امیر داداش میرم دم‌خونه یکی سریع میام امیر: اجی شر نکنیا مستی الان بعد رفتن تو  بنی: این الان مست بود امیر : بله ارین: پس همون بهم میگه بچه‌ خوشگل امیر : به دل نگیر دختر خوبیه ده ساله میشناسمش همبازی بچگیمه با هرکی حال کنه باهاش اینجوری حرف میزنه بابک: چه باحاله امیر: فقط فردا باهاش را بیا احتمال داره عصبی باشه ارین: اوکیه تو سوار موتور شدی رفتی دم خونه اکست تو محوطه وایسادی تا بیاد تا اومد بغلت کنه کشیدی عقب نمیدونستی خونه اکست تو ساختمون بنیامین ایناست همون لحظه اونا رسیدن تو نفهمیدی فقط وایسادن همونجا تو سکوت تو : به به اقای خیانتکار اکست: من غلط کردم تو: غلط و که کردی اکست: گوه خوردم تو: گوهو بت میخورونم ارین تو ماشین ارین: با اینکه از دختره‌ خوشم‌نمیادا ولی این حرفش باحال بود بنی: ارین ما تورو میشناسیما بابک: در اینده مشخص میش همه چی 😂 تو: ببین اقای به ظاهر محترم فیلم داستان کردنتو با رفیق خودم دیدم یا با زبون ادم وسیه هامو‌میدی  یا یکاری میکنم کل این منطقه بشه خون تو اکست: نمیدونم وسیله هارو چیکار‌ میکنی تو یدونه مشت زدی تو دماغش بچه ها تو ماشین تعجب کرده بودن ارین: ایول خوب زد بابک: خوشت اومده هااااا 😂 ارین: نه بابا تو : میدی مدارکو یا نه اکست: نمیدم بچه جون یدونه سرشو کوبیدی تو‌موتور اکست: گوه خوردم میدم تو : افرین نازنازی فردا میام میگیرم هری! اکست رفت وایسادی یه سیگار بکشی تکیه داده بودی به موتور دست خودتم خونی بود ایرن: عه دستش خونیه بنی: تو چرا نگرانی ارین: نگران نیستم بابک: از رنگ پریدت معلومه 😂 ارین: عه ولم‌کنینننمنن من تصن ازش خوشم نمیاد بنی: اینم معلوم‌ میشه 😂 ارین: ووی نمیشه فردا نرم خوش نمیگذره بابک: ارین برو غر نزننننن بچه ها رفتن خونه بنی ارین کل شب داشت به تو فک میکرد نصفه شب با خودش گفت منکه اصلا ازش خوشم نمیاد چرا دارم بهش فک‌میکنم اصن گور باباش دختره پررو به‌من میگه‌بچه خوشگل بزنم تو دهنش  نه اخه کوچولوعه گناه داره ریزه میزست جا کلیدیه انگار اه ارین بگیر بخواب دیگه هی بهش فک میکنی صبح شد ارین صبحانه خورد بنی زنگ زد بهت بنی گذاشت رو اسپیکر ارین با شنیدن صدای تو سریع با لبخند صداشو برگردوند بابک خندید تو: جانم؟ بنی: ما‌همون یوتیوبراییم تو: بفرمایید بنی : قرار بود با این بچه خوشگل برید وسیله‌بخرید 😂 تو: خب بیاد دیگه بنی: پس نیم ساعت دیگه اونجاست تو: حله بای ارین اداتو در اورد بابک: ارین خوشت اومده 😂 ارین: نهه ادامهه؟
مشخصاتت: اسمت: اسم‌خودت بانو سنت:۲۰ قدت:۱۶۰ هیکل خوب ولی ریزه میزه ای اون جا سوئیچیا که تو جیب جا میشن موتور سواری حرفه ای میکنی یعنی به طوری که از پونزده سالگی موتور سواری میکنی موتور سنگین زیاد داری پولداری با رفیقت که اسمشو میزاریم( امیر) که از بچگی رفیقی باهاش اموزشگاه موتور داری خودتم نقاشی میکشی تو تازه متوجه شدی پارتنرت که پنج ساله باهاشی بهت خیانت کرده(مرتیکه عن ، عب نداره ارین بهتره) و بله فرو پاشی روانی کردی ولی باید بری سرکار یه روز خیلی رندوم که رو مبل تو اتاق استراحت اموزشگاه دراز کشیده بودی داشتی اهنگتو گوش میدادی کاملا مست بودی ولی میفهمیدی چی میگی یهو امیر اومد تو اتاق امیر: ( اسمت ) چیشده؟ تو: هیچی امیر: راستشو بگو این اهنگ غمگین چرا چرا مست کردی تو بی دلیل مست نمیکنی اتفاقی افتاده؟ تو : دیوث بهم خیانت کرد امیر: واقعا؟ تو: اره یه لبخند تلخ زدی و با اون تیکه اهنگ‌ همخونی کردی ( چجوری تورو وقتی تنت به تن یکی دیگه خورده یغل بگیرم) امیر سرتو بوس کرد امیر: ابجی اروم باش الان مشتری داریم بیا بریم بیرون لطفا تو: باشه تو برو الان میام رفتس بیرون سه تا پسر تو دفتر بودن یه بور قد متوسط یه تپل قد متوسط یه قد بلند از اولش‌اون قد بلنده چشمتو گرفت تو: سلام بنی: سلام‌خانوم محترم ارین» سلام بابک: سلام امیر: ابجی بشین تو: بفرمایید امرتون بنی: راستش ما یوتیوبریم بعد ویدیو داریم یروز موتور سوار شدیم شما باید طی سه روز یه ما یاد بدید که‌چطور موتور سواری کنیم تهش‌نمره بدید که کی بهتره تو: خب بنی: مبلقشم باهاتون کنار میایم تو: بحث مبلقش نیست ارین: پس بحث چیه تو: بحث تایمشه بنی: تایمشو خودتون بگید خانوم تو: اصن وایسا این همه‌اموزشگاه چرا اومدید اینجا بنی: راستش ما تعریف شما رو زیاد شنیدیم ارین: نمیدونستیم اینجا مشتریای خودشونو‌ سوال پیچ میکنن تو: اینجا اینجوریه‌بچه خوشگل اعتراض داری؟ بابک: ارین داداش اروم باش امیر قبل اومدن‌تو بچه ها گفته بود حال روحی خوبی نداری ارین: باشه من عذر میخوام تو: خب از فردا شرو میکنیم لباس دارید؟ بنی: اونو با اجازه شما باید بگیرید با یکی از ما برید تو ویدیو بگیرید تو: با این بچه‌خوشگل میرم ( اشاره به ارین) ارین با حرص : اوکی بنی: پس فردا برین لباس و اینا بگیرید از پس فردا شرو میکنیم تو کارتتو گذاشتی رو‌میز تو: شمارمه بچه خوشگل فردا بهم زنگ بزن رفتی از کشو سوئیو یکی از موتوراتو ورداشتی تو: امیر داداش میرم دم‌خونه یکی سریع میام امیر: اجی شر نکنیا مستی الان بعد رفتن تو بنی: این الان مست بود امیر : بله ارین: پس همون بهم میگه بچه‌ خوشگل امیر : به دل نگیر دختر خوبیه ده ساله میشناسمش همبازی بچگیمه با هرکی حال کنه باهاش اینجوری حرف میزنه بابک: چه باحاله امیر: فقط فردا باهاش را بیا احتمال داره عصبی باشه ارین: اوکیه تو سوار موتور شدی رفتی دم خونه اکست تو محوطه وایسادی تا بیاد تا اومد بغلت کنه کشیدی عقب نمیدونستی خونه اکست تو ساختمون بنیامین ایناست همون لحظه اونا رسیدن تو نفهمیدی فقط وایسادن همونجا تو سکوت تو : به به اقای خیانتکار اکست: من غلط کردم تو: غلط و که کردی اکست: گوه خوردم تو: گوهو بت میخورونم ارین تو ماشین ارین: با اینکه از دختره‌ خوشم‌نمیادا ولی این حرفش باحال بود بنی: ارین ما تورو میشناسیما بابک: در اینده مشخص میش همه چی 😂 تو: ببین اقای به ظاهر محترم فیلم داستان کردنتو با رفیق خودم دیدم یا با زبون ادم وسیه هامو‌میدی یا یکاری میکنم کل این منطقه بشه خون تو اکست: نمیدونم وسیله هارو چیکار‌ میکنی تو یدونه مشت زدی تو دماغش بچه ها تو ماشین تعجب کرده بودن ارین: ایول خوب زد بابک: خوشت اومده هااااا 😂 ارین: نه بابا تو : میدی مدارکو یا نه اکست: نمیدم بچه جون یدونه سرشو کوبیدی تو‌موتور اکست: گوه خوردم میدم تو : افرین نازنازی فردا میام میگیرم هری! اکست رفت وایسادی یه سیگار بکشی تکیه داده بودی به موتور دست خودتم خونی بود ایرن: عه دستش خونیه بنی: تو چرا نگرانی ارین: نگران نیستم بابک: از رنگ پریدت معلومه 😂 ارین: عه ولم‌کنینننمنن من تصن ازش خوشم نمیاد بنی: اینم معلوم‌ میشه 😂 ارین: ووی نمیشه فردا نرم خوش نمیگذره بابک: ارین برو غر نزننننن بچه ها رفتن خونه بنی ارین کل شب داشت به تو فک میکرد نصفه شب با خودش گفت منکه اصلا ازش خوشم نمیاد چرا دارم بهش فک‌میکنم اصن گور باباش دختره پررو به‌من میگه‌بچه خوشگل بزنم تو دهنش نه اخه کوچولوعه گناه داره ریزه میزست جا کلیدیه انگار اه ارین بگیر بخواب دیگه هی بهش فک میکنی صبح شد ارین صبحانه خورد بنی زنگ زد بهت بنی گذاشت رو اسپیکر ارین با شنیدن صدای تو سریع با لبخند صداشو برگردوند بابک خندید تو: جانم؟ بنی: ما‌همون یوتیوبراییم تو: بفرمایید بنی : قرار بود با این بچه خوشگل برید وسیله‌بخرید 😂 تو: خب بیاد دیگه بنی: پس نیم ساعت دیگه اونجاست تو: حله بای ارین اداتو در اورد بابک: ارین خوشت اومده 😂 ارین: نهه ادامهه؟

About