@patriciascn: Qui est de la team cats aussi par ici ? 🙊🥹🤍 #chats #cats #kitten #greecesummer

patriciascn
patriciascn
Open In TikTok:
Region: FR
Saturday 12 September 2026 09:55:41 GMT
479
78
1
1

Music

Download

Comments

junesixtyfive
Federica :
🥹🥹🥹
2026-09-15 05:32:55
0
To see more videos from user @patriciascn, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

تسلیت  با احساسی عمیق و دلی شکسته ، رفتنت را باور ندارم ... هُمای عزیز و با احساسم ... ای سنگِ صبور من ، دوست دیرین و خاطرات جوانی ام ... به خانه ابدی رفتی و با رفتنت ، خاطرات زندگی و سالهای گذشته طلایی در وجودم دوباره زنده شد و آتش به وجودم می زند ... آیا می شود سالها درد دل ها و گله هایی که از زندگی خصوصی خود با هم داشتیم ، فراموش کرد؟ روزهایی پر از شعر و ترانه و لحظه هایی که زندگی برایمان رنگ دیگری داشت. تو پر از شعر و ترانه بودی ، آن قدر که هیچکس نمی توانست آن زیبایی را مثل یک نقاشی در ذهن و دیده به تصویر بکشد  من از دل خودم برایت می گفتم ، از زندگی ام ، از احساسم ، از اتفاق هایی که برایم می افتاد ...  و تو همان ها را می گرفتی ، در جانت می نشاندی و به شعر و تراته تبدیل می کردی ... انگار حرف های من در واژه های تو جان می گرفت و با احساس تو دوباره متولد می شد ، بدون اینکه چیزی کم یا زیاد شود ... ای تک دانه ی شعر و ترانه ، جای تو هرگز پُر نخواهد شد. هُمای شاعر ما ، همان هُمای سعادت افسانه ای است که در خانه ابدی ، فرشتگان به او خوش آمد می گویند. به دو فرزند مهربان او ، امیر ( کیوان ) عزیز ، کتایون ( کتی ) عزیزم و دریای عزیزم نوه ی دوست داشتنی او که در این مدت با عشق و مهربانی ، بی دریغ از مادر هنرمند و نامی خود حمایت کردند همچنین به خانواده محترم ایشان و به همه دوستداران بی کران این عزیز از دست رفته از صمیم قلب تسلیت می گویم حمیرا 💔🖤🥀
تسلیت با احساسی عمیق و دلی شکسته ، رفتنت را باور ندارم ... هُمای عزیز و با احساسم ... ای سنگِ صبور من ، دوست دیرین و خاطرات جوانی ام ... به خانه ابدی رفتی و با رفتنت ، خاطرات زندگی و سالهای گذشته طلایی در وجودم دوباره زنده شد و آتش به وجودم می زند ... آیا می شود سالها درد دل ها و گله هایی که از زندگی خصوصی خود با هم داشتیم ، فراموش کرد؟ روزهایی پر از شعر و ترانه و لحظه هایی که زندگی برایمان رنگ دیگری داشت. تو پر از شعر و ترانه بودی ، آن قدر که هیچکس نمی توانست آن زیبایی را مثل یک نقاشی در ذهن و دیده به تصویر بکشد من از دل خودم برایت می گفتم ، از زندگی ام ، از احساسم ، از اتفاق هایی که برایم می افتاد ... و تو همان ها را می گرفتی ، در جانت می نشاندی و به شعر و تراته تبدیل می کردی ... انگار حرف های من در واژه های تو جان می گرفت و با احساس تو دوباره متولد می شد ، بدون اینکه چیزی کم یا زیاد شود ... ای تک دانه ی شعر و ترانه ، جای تو هرگز پُر نخواهد شد. هُمای شاعر ما ، همان هُمای سعادت افسانه ای است که در خانه ابدی ، فرشتگان به او خوش آمد می گویند. به دو فرزند مهربان او ، امیر ( کیوان ) عزیز ، کتایون ( کتی ) عزیزم و دریای عزیزم نوه ی دوست داشتنی او که در این مدت با عشق و مهربانی ، بی دریغ از مادر هنرمند و نامی خود حمایت کردند همچنین به خانواده محترم ایشان و به همه دوستداران بی کران این عزیز از دست رفته از صمیم قلب تسلیت می گویم حمیرا 💔🖤🥀

About