@jahnehunter: The “clean plate” mindset had a HOLD on me 😭 I’m learning that listening to my body and stopping when I’m full isn’t wasting food—it’s honoring what my body needs. Who else had to unlearn this? @ShedRx #GLP1 #wellnessjourney #WeightLoss #ShedPartner

Jahne 💖
Jahne 💖
Open In TikTok:
Region: US
Thursday 17 September 2026 15:51:13 GMT
211
11
5
0

Music

Download

Comments

lookin_4m3
JAZZ || BOY M💙M || SAHM 🌹 :
Exactly This!!!!!
2026-09-17 17:21:09
1
rodgersfam
Real Life with the Rodgers :
I restarted my GLP1 journey and I can’t wait to see the results!
2026-09-17 18:50:43
1
To see more videos from user @jahnehunter, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

⁨	❌این ویدیو بسیار مهم❌🫯 تایم ویدیو هیچی اتفاقی نیست … چطور از چرخه تکرار خارج بشم؟ پس اگر بخواهیم ۳–۶–۹ را به زبان فلسفی امروز ترجمه کنیم، می‌توانیم آن را نه «فرکانس جادویی»، بلکه سه مرحله‌ی مواجهه انسان با آشوب ببینیم. ۳ — دیدن اولین مرحله: من می‌بینم. نه اینکه فوراً قضاوت کنم.
نه اینکه فوراً واکنش نشان بدهم. فقط واقعیت را ببینم. در جامعه‌ای که دائماً اطلاعات، ترس و روایت‌های متضاد وارد ذهن می‌شوند، اولین قدرت انسان شاید همین باشد: توانایی دیدن بدون اینکه بلافاصله بلعیده شود. ۳ می‌تواند نماد آگاهی باشد. ۶ — رابطه مرحله دوم: من تنها یک ناظر نیستم؛ من درون یک شبکه‌ام. من ← دیگری ← جامعه. اینجا ۶ برای من می‌تواند نماد رابطه، بازتاب و چرخه باشد. ترس من روی دیگری اثر می‌گذارد.
ترس دیگری به من برمی‌گردد. اما همین موضوع درباره امید، هنر، زبان، محبت و آگاهی هم صدق می‌کند. یعنی انسان فقط یک موجود منفرد نیست؛ هر ذهن، بخشی از میدان ذهن‌های دیگر است. این قسمت با تحقیقات جدید درباره فشار مزمن اجتماعی جالب‌تر می‌شود: وقتی تهدید طولانی می‌شود، سیستم‌های شناختی و رفتاری می‌توانند به سمت راهبردهای کوتاه‌مدت و دفاعی سوق پیدا کنند.  پس مسئله فقط «حال بد یک فرد» نیست. گاهی محیط، ذهن‌های زیادی را به یک الگوی دفاعی مشترک می‌برد. و ۹ اینجا به نظرم عمیق‌ترین قسمت است. ۹ = بازگشت به خود. اگر ۳ «دیدن» باشد و ۶ «ارتباط»، ۹ می‌تواند لحظه‌ای باشد که انسان از چرخه بیرون نمی‌رود، بلکه چرخه را می‌بیند. یعنی: من ترسیدم.
ترس من باعث واکنش شد.
واکنش من بر دیگری اثر گذاشت.
واکنش دیگری دوباره ترس مرا بیشتر کرد. و ناگهان: من چرخه را می‌بینم. این همان جایی است که آگاهی از «واکنش» به «مشاهده واکنش» تبدیل می‌شود. و این، از نظر فلسفه ذهن، خیلی ارزشمندتر از ادعای «۹ فرکانس معنوی» است.⁩
⁨ ❌این ویدیو بسیار مهم❌🫯 تایم ویدیو هیچی اتفاقی نیست … چطور از چرخه تکرار خارج بشم؟ پس اگر بخواهیم ۳–۶–۹ را به زبان فلسفی امروز ترجمه کنیم، می‌توانیم آن را نه «فرکانس جادویی»، بلکه سه مرحله‌ی مواجهه انسان با آشوب ببینیم. ۳ — دیدن اولین مرحله: من می‌بینم. نه اینکه فوراً قضاوت کنم.
نه اینکه فوراً واکنش نشان بدهم. فقط واقعیت را ببینم. در جامعه‌ای که دائماً اطلاعات، ترس و روایت‌های متضاد وارد ذهن می‌شوند، اولین قدرت انسان شاید همین باشد: توانایی دیدن بدون اینکه بلافاصله بلعیده شود. ۳ می‌تواند نماد آگاهی باشد. ۶ — رابطه مرحله دوم: من تنها یک ناظر نیستم؛ من درون یک شبکه‌ام. من ← دیگری ← جامعه. اینجا ۶ برای من می‌تواند نماد رابطه، بازتاب و چرخه باشد. ترس من روی دیگری اثر می‌گذارد.
ترس دیگری به من برمی‌گردد. اما همین موضوع درباره امید، هنر، زبان، محبت و آگاهی هم صدق می‌کند. یعنی انسان فقط یک موجود منفرد نیست؛ هر ذهن، بخشی از میدان ذهن‌های دیگر است. این قسمت با تحقیقات جدید درباره فشار مزمن اجتماعی جالب‌تر می‌شود: وقتی تهدید طولانی می‌شود، سیستم‌های شناختی و رفتاری می‌توانند به سمت راهبردهای کوتاه‌مدت و دفاعی سوق پیدا کنند. پس مسئله فقط «حال بد یک فرد» نیست. گاهی محیط، ذهن‌های زیادی را به یک الگوی دفاعی مشترک می‌برد. و ۹ اینجا به نظرم عمیق‌ترین قسمت است. ۹ = بازگشت به خود. اگر ۳ «دیدن» باشد و ۶ «ارتباط»، ۹ می‌تواند لحظه‌ای باشد که انسان از چرخه بیرون نمی‌رود، بلکه چرخه را می‌بیند. یعنی: من ترسیدم.
ترس من باعث واکنش شد.
واکنش من بر دیگری اثر گذاشت.
واکنش دیگری دوباره ترس مرا بیشتر کرد. و ناگهان: من چرخه را می‌بینم. این همان جایی است که آگاهی از «واکنش» به «مشاهده واکنش» تبدیل می‌شود. و این، از نظر فلسفه ذهن، خیلی ارزشمندتر از ادعای «۹ فرکانس معنوی» است.⁩

About