@saudi.panther: مرور المنطقة الشرقية يباشر - في حينه - حادثا مروريا بين مركبتين في #الأحساء إثر انحراف مفاجئ نتج عنه وفاة 9 أشخاص 7 منهم من أسرة واحدة #fypシ #fypシ

Saudi Panther
Saudi Panther
Open In TikTok:
Region: SA
Sunday 20 September 2026 16:24:28 GMT
104028
859
115
575

Music

Download

Comments

just4me15
Just4me :
الطريق هذا سنين طويله وهو يحصد الأرواح لازم وزاره النقل تلتف له
2026-09-20 17:56:48
33
rb.rb5
ابوسلطان :
انحراف مفاجئه سببه السرعه والتهور والرعونه الزياده.... رحمهم الله جميعاً
2026-09-20 17:30:38
16
mayame119
memoo119 :
يارب لاتفجعنا بغالي يارب
2026-09-20 17:21:11
11
hatoon_alotibi
hatoon alotibi :
10 اشخاص. ولست9
2026-09-20 18:06:19
5
amoonl3
Eman :
لاحول ولاقوة إلا بالله وحسبي الله ونعم الوكيل في من تسبب في اموات هذا الطريق الذي لم يتم تطويره من سنوات وكل سنه يموت فيه عوايل كثيره خط واحد فقط ومظلم وسيئ جداً جداً
2026-09-20 17:28:05
9
noony_265
أخر حبـــ😎ــــه :
كم روح و روح راحت في هذا الطريق 💔💔💔💔
2026-09-20 18:32:02
6
assafmz
الفقير الى الله بوعبدالله :
الطريق خطير جدا رايح جاي خط واحد أن شاء الله يعملون له شارعين
2026-09-20 19:35:15
1
as250284
As :
يارب لاتفجعنا ٧ راحت العايله وراح السهر وراح التعب اللهم لااعتراض
2026-09-20 18:00:28
3
ahasis44440
ام الغلا الجميلة 🇸🇦 :
هذا وين الطريق لاحول ولاقوة الا بالله
2026-09-20 18:31:51
0
abobssm
ابو بسام :
لاحول ولاقوة الا بالله
2026-09-20 16:37:14
2
swqo35
أفنان :
اللهم اغفر لهم وارحمهم، وعافهم واعف عنهم، وأكرم نزلهم ووسع مدخلهم، واجعل قبورهم روضةً من رياض الجنة، ولا تجعلها حفرةً من حفر النار، وأسكنهم الفردوس الأعلى من الجنة يا أرحم الراحمين😔🤲
2026-09-20 20:00:31
1
ma.atsj
M.. :
تهور في السواقه الله يرحمهم جميعا
2026-09-20 19:12:07
0
m.llq5
الـمـهـا :
ليه الطريق مزدوج ولا كيف؟
2026-09-20 20:21:25
0
fahad1522166
ابواحمد :
ان الحادث وقع نتيجه تصادم وجها لوجه بين المركبات عشر اشخاص وليس تسعه
2026-09-20 19:09:34
2
cayenne22202
Cayenne🤍 :
انا لله وانا اليه راجعون لاحول ولاقوة الا بالله الله يرحمهمً ويغفرلهم ويرحم والدي وبنت اختي وموتى المسلمين أجمعين 💔 ويجير قلوبكم على فراقهم
2026-09-20 19:19:36
1
nnnn1761v93
. :
الله يرحمهم يارب ، كل العايله توفت ولا في شخص بالعايله حي ؟ 🥺 شلت هم الشعور :(
2026-09-20 19:41:06
2
ii1m3
ظُاافر♡. :
لا اله الا الله اسال الله انه يرحمهم ويغفرلهم ويصبر اهلهم وذويهم
2026-09-20 16:56:52
2
nfs_xz
NFS :
1
2026-09-20 16:28:16
1
al.502......1
𝔸𝕃_𝔻𝕆𝕊𝔸ℝ𝕀 :
الله يرحمهم ويغفر لهم بس السبب الرئيسي هو السرعه والغشامه في السواقه
2026-09-20 18:37:27
0
khmsh00
𝐊𝐡𝐚𝐥𝐢𝐝 :
هذا الطريق من زمان اسمه طريق الموت
2026-09-20 21:05:24
0
user8467178318300
user8467178318300 :
عساهم بذمة وزارة النقل
2026-09-20 20:52:21
0
nouf2759
Nouf.. :
الله يرحمهم
2026-09-20 20:51:32
0
nojoom2020
Nojoom :
اختارهم الله مع بعضهم اسال الله ان يرحمهم ويزفهم الى منازل الشهداء زفا وان يجمعهم باهلهم واحبابهم وينزل الصبر والسلوان والرحمات تترا تترا على ابنائهم الاحياء وذويهم يارب 🤲
2026-09-20 20:54:19
0
leen_0657
نور على نور :
اتمنى النظر في امر الشارع
2026-09-20 20:38:43
0
user54420836701300
soso :
لاحول ولاقوة الا بالله
2026-09-20 16:41:58
0
To see more videos from user @saudi.panther, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

من #نسرین_شجاعی هستم. من اعدام شدم، در تاریخ ۱۳ مرداد ماه ۱۳۶۷( روی سنگ قبرم نوشته شده ۱۰ مهر ماه ۱۳۶۷). فقط ۱۷ سالم بود، متولد ۱۳۴۹. فرزند یحیی و زینب، دو برادر بنامهای مهران و مسعود داشتم، فرزند آخر بودم و عزیز دردانه خانواده! اصالتا لر بختیاری از طایفه راکی و ساکن اصفهان بودم.  روز ۳۰ خرداد ماه ۱۳۶۰ بود، اونروز تظاهرات مسالمت آمیزی برگزار شد که به دستور خمینی به خاک و خون کشیده شد. من اون موقع فقط ۱۱ سالم بود و برادرم مهران ۱۵ سال، پاسدارا برادرمو به جرم هواداری از مجاهدین بازداشت کردن، همینطور پسر عموم سوخته زار که اونم ۱۴ سالش بود. مهران و پسر عموم در مهر ماه همون سال اعدام شدن.  بعدش برادر دیگه ام مسعود، دائیم اشکبوس و یه پسر عموی دیگه ام کیان هم بازداشت شدن. مسعود و داییم یه سال تو زندان دستگرد اصفهان بودن، بعد از آزادی مخفیانه از کشور خارج شدن ولی هر دوشون مدتی بعد تو درگیری با پاسدارا کشته شدن، کیان هم اعدام شد. پدر و مادرم شدیدا تحت فشار و تهدید وزارت اطلاعات بودن جوری که مجبور شدن مخفیانه زندگی کنن، عاقبت سال ۱۳۶۲ مجبور به ترک کشور و زندگی در تبعید شدن. من که اون موقع سیزده سالم بود و در مقطع راهنمائی درس میخوندم تحت سرپرستی عموم قرار گرفتم. دو سال بعد در بهار سال ۱۳۶۴ یه موج جدید دستگیری خانواده ها شروع شد. من که اون موقع چهارده ساله بودم به همراه چند نفر از اعضای خانوادمون از جمله عمو رحمان و عمو صادق و کوروش شجاعی و علی طاهری دستگیر شدم. توی زندان چند ماه شدیدا تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفتم تا در مورد خانوادم اعتراف اجباری کنم و اطلاعات بدم ولی من تسلیم نشدم و مقاومت کردم. مدتی تو انفرادی بودم و بعد به بند عمومی زندان دستگرد اصفهان منتقل شدم. دو‌سال اونجا زندانی بودم تا اینکه در سال ۱۳۶۶ آزاد شدم ولی همچنان تحت نظر بودم. بهار سال ۱۳۶۷ مجددا در موج سوم دستگیری خانواده ها با تعدادی از اعضای خانوادم از جمله مراد شجاعی و علی طاهری دستگیر شدم و بازم به انفرادی منتقل و تحت شکنجه قرار گرفتم با اتهام همکاری با خانوادم که هوادار مجاهدین بودن! اون موقع من فقط ۱۷ سالم بود. مدت کوتاهی بعد، در مرداد ماه سال ۱۳۶۷، خمینی فرمان قتل عام زندانیای سیاسی رو صادر کرد و هیئت م ر گ با حضور «ابراهیم رئیسی» کشتار بزرگ و بیرحمانه رو تو اصفهان شروع کردن. منو  شبانه در مقابل هیئت م ر گ میبردن و تهدید میکردن، منم فقط با سکوت به چهره حاکم شرع آخوند «عبداللهی» خیره میشدم… من که جرمم کرنش نکردن در مقابل هیئت م ر گ و ارتباط با خانوادم بود با حکم جلاد رئیسی به اعدام محکوم شدم، بدون دادگاه، بدون حق دفاع، بدون وکیل… پیش از اعدام توسط یه هیات پاسدار و آخوند بهم تجاوز گروهی شد…آخوند عبداللهی چندین بار به من تجاوز کرد و بقیه هم به نوبت….جوری که نمیتونستم راه برم.  روز ۱۳ مرداد ماه ۱۳۶۷ تو زندان دستگرد اصفهان منو برای اعدام با تنی زخمی و روانی آشفته به پای چوبه دار بردن…جانیهای حکومتی طناب رو برعکس به گردنم انداختن تا موقع جان دادن بیشتر زجر بکشم…و من با سختی جان دادم…. من و چهار عضو خانوادم بنامهای کوروش شجاعی، مراد شجاعی، حمید راکی و داماد خانواده علی طاهری توی اون ماه شوم به دار آویخته شدیم. پیکر بیجون من در آرامستان عمومی نجف آباد اصفهان مظلومانه به خاک سپرده شد… پدر و مادر دلسوخته من هر سه فرزند نوجوونشون رو حکومت جنایتکار به قتل رسوند، اونا همواره در تبعید دادخواه خون به ناحق ریخته شده من و برادرام هستن. اسم من به عنوان یه اعدامی توی کتابی بنام «جنایت علیه بشریت» منتشر شد.  هموطن، حکومت جنایتکار ۱۲ نفر از اعضای خانوادمو به قتل رسوند! من، دو پسر عموم کیان و مراد شجاعی، دو داماد عموم کاووس شجاعی و علی طاهری، عموی دیگه ام رحمان شجاعی، پسر عموم سوخته زار، برادرام مهران و مسعود، و دائیم اشکبوس و دو نفر از اعضای دیگه خانوادمون قربان شجاعی و حمید راکی. من کودکی نکردم و از وقتی خودمو شناختم زندگیم وسط طوفانی از دستگیری و بازجویی و شکنجه و تجاوز بود… نذار به فراموشی سپرده بشم و خونم پایمال بشه، برای آزادی وطنمون بجنگ و روز آزادی از منم یاد کن که با آرزوهای کودکیم دفن شدم💔 #علیه_فراموشی
من #نسرین_شجاعی هستم. من اعدام شدم، در تاریخ ۱۳ مرداد ماه ۱۳۶۷( روی سنگ قبرم نوشته شده ۱۰ مهر ماه ۱۳۶۷). فقط ۱۷ سالم بود، متولد ۱۳۴۹. فرزند یحیی و زینب، دو برادر بنامهای مهران و مسعود داشتم، فرزند آخر بودم و عزیز دردانه خانواده! اصالتا لر بختیاری از طایفه راکی و ساکن اصفهان بودم. روز ۳۰ خرداد ماه ۱۳۶۰ بود، اونروز تظاهرات مسالمت آمیزی برگزار شد که به دستور خمینی به خاک و خون کشیده شد. من اون موقع فقط ۱۱ سالم بود و برادرم مهران ۱۵ سال، پاسدارا برادرمو به جرم هواداری از مجاهدین بازداشت کردن، همینطور پسر عموم سوخته زار که اونم ۱۴ سالش بود. مهران و پسر عموم در مهر ماه همون سال اعدام شدن. بعدش برادر دیگه ام مسعود، دائیم اشکبوس و یه پسر عموی دیگه ام کیان هم بازداشت شدن. مسعود و داییم یه سال تو زندان دستگرد اصفهان بودن، بعد از آزادی مخفیانه از کشور خارج شدن ولی هر دوشون مدتی بعد تو درگیری با پاسدارا کشته شدن، کیان هم اعدام شد. پدر و مادرم شدیدا تحت فشار و تهدید وزارت اطلاعات بودن جوری که مجبور شدن مخفیانه زندگی کنن، عاقبت سال ۱۳۶۲ مجبور به ترک کشور و زندگی در تبعید شدن. من که اون موقع سیزده سالم بود و در مقطع راهنمائی درس میخوندم تحت سرپرستی عموم قرار گرفتم. دو سال بعد در بهار سال ۱۳۶۴ یه موج جدید دستگیری خانواده ها شروع شد. من که اون موقع چهارده ساله بودم به همراه چند نفر از اعضای خانوادمون از جمله عمو رحمان و عمو صادق و کوروش شجاعی و علی طاهری دستگیر شدم. توی زندان چند ماه شدیدا تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفتم تا در مورد خانوادم اعتراف اجباری کنم و اطلاعات بدم ولی من تسلیم نشدم و مقاومت کردم. مدتی تو انفرادی بودم و بعد به بند عمومی زندان دستگرد اصفهان منتقل شدم. دو‌سال اونجا زندانی بودم تا اینکه در سال ۱۳۶۶ آزاد شدم ولی همچنان تحت نظر بودم. بهار سال ۱۳۶۷ مجددا در موج سوم دستگیری خانواده ها با تعدادی از اعضای خانوادم از جمله مراد شجاعی و علی طاهری دستگیر شدم و بازم به انفرادی منتقل و تحت شکنجه قرار گرفتم با اتهام همکاری با خانوادم که هوادار مجاهدین بودن! اون موقع من فقط ۱۷ سالم بود. مدت کوتاهی بعد، در مرداد ماه سال ۱۳۶۷، خمینی فرمان قتل عام زندانیای سیاسی رو صادر کرد و هیئت م ر گ با حضور «ابراهیم رئیسی» کشتار بزرگ و بیرحمانه رو تو اصفهان شروع کردن. منو شبانه در مقابل هیئت م ر گ میبردن و تهدید میکردن، منم فقط با سکوت به چهره حاکم شرع آخوند «عبداللهی» خیره میشدم… من که جرمم کرنش نکردن در مقابل هیئت م ر گ و ارتباط با خانوادم بود با حکم جلاد رئیسی به اعدام محکوم شدم، بدون دادگاه، بدون حق دفاع، بدون وکیل… پیش از اعدام توسط یه هیات پاسدار و آخوند بهم تجاوز گروهی شد…آخوند عبداللهی چندین بار به من تجاوز کرد و بقیه هم به نوبت….جوری که نمیتونستم راه برم. روز ۱۳ مرداد ماه ۱۳۶۷ تو زندان دستگرد اصفهان منو برای اعدام با تنی زخمی و روانی آشفته به پای چوبه دار بردن…جانیهای حکومتی طناب رو برعکس به گردنم انداختن تا موقع جان دادن بیشتر زجر بکشم…و من با سختی جان دادم…. من و چهار عضو خانوادم بنامهای کوروش شجاعی، مراد شجاعی، حمید راکی و داماد خانواده علی طاهری توی اون ماه شوم به دار آویخته شدیم. پیکر بیجون من در آرامستان عمومی نجف آباد اصفهان مظلومانه به خاک سپرده شد… پدر و مادر دلسوخته من هر سه فرزند نوجوونشون رو حکومت جنایتکار به قتل رسوند، اونا همواره در تبعید دادخواه خون به ناحق ریخته شده من و برادرام هستن. اسم من به عنوان یه اعدامی توی کتابی بنام «جنایت علیه بشریت» منتشر شد. هموطن، حکومت جنایتکار ۱۲ نفر از اعضای خانوادمو به قتل رسوند! من، دو پسر عموم کیان و مراد شجاعی، دو داماد عموم کاووس شجاعی و علی طاهری، عموی دیگه ام رحمان شجاعی، پسر عموم سوخته زار، برادرام مهران و مسعود، و دائیم اشکبوس و دو نفر از اعضای دیگه خانوادمون قربان شجاعی و حمید راکی. من کودکی نکردم و از وقتی خودمو شناختم زندگیم وسط طوفانی از دستگیری و بازجویی و شکنجه و تجاوز بود… نذار به فراموشی سپرده بشم و خونم پایمال بشه، برای آزادی وطنمون بجنگ و روز آزادی از منم یاد کن که با آرزوهای کودکیم دفن شدم💔 #علیه_فراموشی

About