@wassssa266: world cup 3245✌️✌️😭 #messi_king #ronaldogoat🐐🇵🇹🔥🔥🔥 #worldcup #leyendasdelfutbol

Gonza🐕🚲🐈‍⬛
Gonza🐕🚲🐈‍⬛
Open In TikTok:
Region: AR
Friday 25 September 2026 16:54:20 GMT
70537
3553
146
1596

Music

Download

Comments

estebanaraya3643
eteban :
Messi todo el partido
2026-09-25 18:43:14
240
por_que_siempre
??? :
FIFA vs FIFA?
2026-09-26 14:13:25
14
.watermelonma5ter
.waterme10n :
FIFA civil war
2026-09-30 16:42:43
1
yo_pro70
ñoquis_contuco💜 :
"Messi roba mucho" los partidos que ve:
2026-09-25 23:37:43
129
pablopabletebellakito
notificación :
worlds cup 3026❌ world cup 10000000110101001010110111✔️
2026-09-30 12:04:12
0
monicaahumada36
pepe :
Mesi i ronaldo😂😂🥰🥰 mí faboritos😅
2026-09-25 17:43:18
15
andreydeleon
el pepito :
el árbitro después
2026-09-26 00:02:07
13
maxi_789263
Maxi_789 :
no se por que me lo quede viendo
2026-09-25 17:02:50
23
jos.rafael990
JosesitoMoura :
se peleaban por qué roba a más XDD
2026-09-25 19:00:09
13
thaiel2300
★ thai team_pan ★🍞 :
si el albitro murio quien se quedo la plata ?
2026-09-28 03:24:15
2
diego.barrajas
dieguxa_7 :
Nunca puede faltar
2026-09-25 19:07:20
9
..ana_mile
anabellujan982 :
ES IA
2026-09-25 20:50:08
1
jonahel.vargas
jonahel vargas✓™ :
fifa VS FIFA
2026-09-25 19:26:31
12
lautarofaienzo6
pepito :
todos lloraban sabiendo que es ia y humor 🥀🥀
2026-09-26 18:26:50
3
axel36760
Axel_568 :
lo que miraba mi primito
2026-09-25 19:11:59
110
fede_edits64
🌲ALE_EDITS🌲 :
fútbol o ver quién paga más
2026-09-26 02:10:58
19
vosinha011
Gael :
y mi leciones ynr
2026-09-25 19:23:42
2
aguante_sepientes_negras
RSS :
casi pienso que era IA pero es verdad
2026-09-30 03:02:40
2
bautyxd92
🇦🇷bauty🇦🇷 :
mi amigo bro esta jugando portugar vs arg yo
2026-09-27 04:17:55
1
gael2.0_xd
el random :
esto no es real
2026-09-25 22:53:04
1
verityinformador
pan 👍 🇦🇷🇦🇷 . siguiendo :
2026-09-26 06:23:27
1
carlosfloresval82
Susana Anaya :
pensé que era IA
2026-09-30 00:06:41
2
yatta.op2
Yuki!..y610 :
blue lock:
2026-09-25 22:36:13
4
luanmartinez41
teto :
FIFA va FIFA
2026-09-30 21:50:37
1
To see more videos from user @wassssa266, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

تو: خب فیلم ببینیم؟ ارین: ببینیم چه فیلمی؟ تو: تو انتخاب کن ارین اسم یه فیلم گفت فیلمو گذاشتی خوراکیارو اوردی پتو انداختی رو جفتتون و نشستید رو مبل رو به روبی تلوزیون تپ: اها ارین برو تو اتاقم لباس راحتی بردار ارین: مگه لباس پسرونه داری؟ تو: اره دارم ارین:از کجا دقیقا  تو:برا امیره دیگه ارین:اها  ارین لباسشو عوض کرد و اومد لم داد رو مبل تو: اوکیی سرمو بزارم رو شونت؟ ارین: اره راحت باش سرتو گذاشتی رو شونش یغلش حس خوبی داشت میتونستی مدت ها بمونی تو همون مکان اسم حست نمیدونی چی بود ولی میترسیدی میترسیدی وابسته شی  تو همون فکرا بودی خوابت برد صبح که بیدار شدی دیدی دست ارین دورت حلقه شده و تو بغل ارینی بالا سرت بابک بنیامین و امیر بابا سرتونن تو: شما اینجا چیکار میکنید امیر: از صبه ده بار بهتون زنگ زدیم معلومه کجایید تو:خواب بودیم دیگع بنی: هزارتا فکر ید اومده تو سرمون تا برسیم نباید اون گوشیو جواب بدی تو: سایلنت بود الان که خوبیم  ارین بیدار شد ارین :شما اینجار چیکار میکنین بابک:دنیا رو اب ببره شما رو خواب میبره تو:خب الان چتونه انیر:الان شما دوتا طلبکارید؟ ارین:ما فقط خواب بودیم همین بنی:گوشیتو ببین بیست بار بهت زنگ زدیم  ارین:داداش خب سایلنت بود گوشیم بابک: اصن اونو ولش کن شما چرا تو بغل هم بودید؟ ارین:خواب بودیم دیگه بنی:مث کاپلا بود 🤣 امیر:خیلی عاشقانه بود 🤣 تو:خفه شین لطفا برین بیرون میخوام بخوابم ارین دوباره دستشو حلقه کرد دور کمرت  امیر:ما میمونیم خوابتون تموم شد باهم میریم تو: کدوم گوری بریم؟ بنی:ببخشید که امروز فیلم برداری داریم تو:اها بشینید یه نیم ساعت بخوابیم ما بچه ها نشستن  ارین تورو سفت بغل کرده بود امیر:ارین یجوری بغلش کرده انگار کسی میخواد (اسمت)و از جدا کنه بنی:ما تاحالا ارینو اینجوری ندیده بودیم بابک: الان پشمامون ریخته  بنی:این اصن شبا خروپوف میکنه الان انقدر تو ارامش خوابیده امیر:چیبگم والا من فقظ میدونم رفیق خودم چند شبه اروم‌نمیخوابه الان که ارومه خوشحالم ارین بیدار شد ارین:شماها چقد حرف میزنید این بچه بد خواب میشه الان  بنی:شما نگران بچه نباش تو بیدار شدی تو:چخبرتونه شماها خیلی حرف میزنید بابک:داشتیم میگفتیم در کمال تعجب خیلی اروم خوابیدید تو:خب؟ امیر: همین دیگه تو:خب امروز نوبت کیه یاد بگیره؟ بابک:نوبت منه ارین:خب الان اماده میشیم اماده شدید و رفتید  اون روز با همه سختیاش تموم شد  بالاخره فردا نوبت ارین بود نمیدونی چرا ولی یه هیجان خواستی داشتی لباس خودتو با لباسی که برای ارین کاستوم کردی یکی پوشیدی از در خونه رفتی بیرون بچه ها با ماشین اومده بودن دنبالت تو: سلام علیکم ارین: سلام جوجه بنی: سلام بابک: سلام معلم ارین: چطوری جاسوئیچی؟ تو: مرسی خوبمممم تو چطوری؟ ارین: فک کن تورو ببینم و بد باشم تو یه لبخند عمیق زدی بنی گلوشو صاف کرد که یعنی ما اینجاییم تو: راستی ارین برا سفر اماده ای ارین: بلههههع بنی: سفر؟ ارین: اره بابک: کجا ایشالا تو: شمال بنی: پیش کی ارین: مامان و بابام بابک: بهبه عروس خانوم و اقا دوماد تشریف ببرین تو خندیدی رسیدین سر لوکیشن ویدیو ها رو که ضبط‌کردین ارین: الان من یادم گرفتم ؟ تو: اره ارین: از الان به بعد مستونم موتور سواری کنم؟ تو: با احتیاط بلهههههه ارین: یسسسسسس بعد ویدیو:  ارین: پس فردا ساعت شیش صبح میبینمت خانوم کوچولو تو: منکه کوچیک نیستم ارین: هستی خوبشم هستیییییی
تو: خب فیلم ببینیم؟ ارین: ببینیم چه فیلمی؟ تو: تو انتخاب کن ارین اسم یه فیلم گفت فیلمو گذاشتی خوراکیارو اوردی پتو انداختی رو جفتتون و نشستید رو مبل رو به روبی تلوزیون تپ: اها ارین برو تو اتاقم لباس راحتی بردار ارین: مگه لباس پسرونه داری؟ تو: اره دارم ارین:از کجا دقیقا تو:برا امیره دیگه ارین:اها ارین لباسشو عوض کرد و اومد لم داد رو مبل تو: اوکیی سرمو بزارم رو شونت؟ ارین: اره راحت باش سرتو گذاشتی رو شونش یغلش حس خوبی داشت میتونستی مدت ها بمونی تو همون مکان اسم حست نمیدونی چی بود ولی میترسیدی میترسیدی وابسته شی تو همون فکرا بودی خوابت برد صبح که بیدار شدی دیدی دست ارین دورت حلقه شده و تو بغل ارینی بالا سرت بابک بنیامین و امیر بابا سرتونن تو: شما اینجا چیکار میکنید امیر: از صبه ده بار بهتون زنگ زدیم معلومه کجایید تو:خواب بودیم دیگع بنی: هزارتا فکر ید اومده تو سرمون تا برسیم نباید اون گوشیو جواب بدی تو: سایلنت بود الان که خوبیم ارین بیدار شد ارین :شما اینجار چیکار میکنین بابک:دنیا رو اب ببره شما رو خواب میبره تو:خب الان چتونه انیر:الان شما دوتا طلبکارید؟ ارین:ما فقط خواب بودیم همین بنی:گوشیتو ببین بیست بار بهت زنگ زدیم ارین:داداش خب سایلنت بود گوشیم بابک: اصن اونو ولش کن شما چرا تو بغل هم بودید؟ ارین:خواب بودیم دیگه بنی:مث کاپلا بود 🤣 امیر:خیلی عاشقانه بود 🤣 تو:خفه شین لطفا برین بیرون میخوام بخوابم ارین دوباره دستشو حلقه کرد دور کمرت امیر:ما میمونیم خوابتون تموم شد باهم میریم تو: کدوم گوری بریم؟ بنی:ببخشید که امروز فیلم برداری داریم تو:اها بشینید یه نیم ساعت بخوابیم ما بچه ها نشستن ارین تورو سفت بغل کرده بود امیر:ارین یجوری بغلش کرده انگار کسی میخواد (اسمت)و از جدا کنه بنی:ما تاحالا ارینو اینجوری ندیده بودیم بابک: الان پشمامون ریخته بنی:این اصن شبا خروپوف میکنه الان انقدر تو ارامش خوابیده امیر:چیبگم والا من فقظ میدونم رفیق خودم چند شبه اروم‌نمیخوابه الان که ارومه خوشحالم ارین بیدار شد ارین:شماها چقد حرف میزنید این بچه بد خواب میشه الان بنی:شما نگران بچه نباش تو بیدار شدی تو:چخبرتونه شماها خیلی حرف میزنید بابک:داشتیم میگفتیم در کمال تعجب خیلی اروم خوابیدید تو:خب؟ امیر: همین دیگه تو:خب امروز نوبت کیه یاد بگیره؟ بابک:نوبت منه ارین:خب الان اماده میشیم اماده شدید و رفتید اون روز با همه سختیاش تموم شد بالاخره فردا نوبت ارین بود نمیدونی چرا ولی یه هیجان خواستی داشتی لباس خودتو با لباسی که برای ارین کاستوم کردی یکی پوشیدی از در خونه رفتی بیرون بچه ها با ماشین اومده بودن دنبالت تو: سلام علیکم ارین: سلام جوجه بنی: سلام بابک: سلام معلم ارین: چطوری جاسوئیچی؟ تو: مرسی خوبمممم تو چطوری؟ ارین: فک کن تورو ببینم و بد باشم تو یه لبخند عمیق زدی بنی گلوشو صاف کرد که یعنی ما اینجاییم تو: راستی ارین برا سفر اماده ای ارین: بلههههع بنی: سفر؟ ارین: اره بابک: کجا ایشالا تو: شمال بنی: پیش کی ارین: مامان و بابام بابک: بهبه عروس خانوم و اقا دوماد تشریف ببرین تو خندیدی رسیدین سر لوکیشن ویدیو ها رو که ضبط‌کردین ارین: الان من یادم گرفتم ؟ تو: اره ارین: از الان به بعد مستونم موتور سواری کنم؟ تو: با احتیاط بلهههههه ارین: یسسسسسس بعد ویدیو: ارین: پس فردا ساعت شیش صبح میبینمت خانوم کوچولو تو: منکه کوچیک نیستم ارین: هستی خوبشم هستیییییی

About