@aintcalabasas: Honey, honey. 🍯 BODYGUARD by Beyoncé at Allegiant Stadium in Las Vegas. Cowboy Carter Tour. @Beyoncé #beyonce #beyhive #concert #cowboycarter #lasvegas

my concert videos
my concert videos
Open In TikTok:
Region: US
Sunday 27 September 2026 14:13:01 GMT
1534
88
0
3

Music

Download

Comments

There are no more comments for this video.
To see more videos from user @aintcalabasas, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

ایده::از خودم بود. #فوریو_پاشم_بیام_جرت_بدم #فوریو_نظری_به_حال_ما_کن #ایرانی_تیک_تاک #فوریو_پاشم_بیام_جرت_بدم #فوریو_نظری_به_حال_ما_کن  . . . . . عشق دقیقاً چیه؟ عشق معمولاً وقتی شکل می‌گیره که یک نفر برای ما از حالت «یک آدم معمولی» خارج می‌شه و حضورش ارزش عاطفی خاصی پیدا می‌کنه. یعنی مغز و احساس ما شروع می‌کنن اون آدم رو با چیزهایی مثل آرامش، هیجان، امنیت، خوشحالی یا حتی دلتنگی گره زدن. برای همین وقتی عاشق کسی می‌شی، ممکنه اتفاق‌های خیلی کوچیکی که برای بقیه اهمیتی ندارن، برای تو خیلی مهم بشن؛ مثلاً نحوه‌ی حرف زدنش، یه شوخی خاص، اسم مستعاری که صدات می‌کنه، یا حتی اینکه چطور بهت نگاه می‌کنه. چرا عشق این‌قدر شدید احساس می‌شه؟ چون عشق فقط یک احساس ساده نیست. چند سیستم مختلف مغز هم‌زمان درگیر می‌شن. وقتی به کسی علاقه‌مند می‌شی، سیستم پاداش مغز فعال‌تر می‌شه و موادی مثل دوپامین در شکل‌گیری هیجان و انگیزه نقش دارن. به همین دلیل ممکنه دیدن پیام اون شخص، شنیدن اسمش یا حتی فکر کردن بهش یه حس خیلی قوی ایجاد کنه. از طرف دیگه، در دلبستگی و احساس نزدیکی، اکسی‌توسین و وازوپرسین هم نقش دارن. این بخش بیشتر مربوط به شکل‌گیری پیوند و احساس صمیمیته. به زبان خیلی ساده: علاقه → هیجان صمیمیت → دلبستگی اعتماد → امنیت تجربه‌ی مشترک → عمیق‌تر شدن پیوند و وقتی این‌ها با هم جمع می‌شن، چیزی رو تجربه می‌کنی که بهش می‌گیم عشق. عشق فقط خوشحال بودن نیست این قسمت خیلی مهمه. عشق می‌تونه هم‌زمان چند احساس متضاد ایجاد کنه. ممکنه وقتی کنار کسی هستی احساس آرامش کنی، ولی وقتی ازش دور می‌شی دلتنگ بشی. ممکنه خیلی خوشحالت کنه، ولی در عین حال باعث بشه نسبت به نظرش درباره‌ی خودت حساس‌تر بشی. ممکنه بخندی، هیجان‌زده بشی، احساس امنیت کنی و حتی گاهی بترسی که این آدم رو از دست بدی. برای همین عشق گاهی شبیه اینه که یک نفر تبدیل به یک نقطه‌ی خیلی مهم در نقشه‌ی احساسی زندگی‌ات شده. دلتنگی چرا این‌قدر عجیب است؟ وقتی با کسی ارتباط عاطفی عمیقی پیدا می‌کنی، مغزت به حضورش عادت می‌کنه. پیام‌ها، تماس‌ها، دیدن صورتش، حرف زدن باهاش و حتی انتظار برای جوابش تبدیل به بخشی از الگوی روزمره‌ات می‌شن. بعد اگر ناگهان نباشه، فقط «یک نفر» کم نشده؛ یک بخش از روال عاطفی تو هم تغییر کرده. به همین دلیل دلتنگی می‌تونه فیزیکی هم احساس بشه؛ مثل سنگینی قفسه‌ی سینه، بی‌قراری، بی‌حوصلگی یا میل شدید به حرف زدن با اون شخص. چرا وقتی عاشقیم، مدام به طرف فکر می‌کنیم؟ چون مغز چیزهایی را که برایمان مهم‌اند بیشتر پردازش می‌کند. وقتی کسی از نظر عاطفی مهم می‌شود، مغز به شکل ناخودآگاه اطلاعات مربوط به او را برجسته‌تر می‌کند. مثلاً: «این آهنگ رو دوست داشت.» «امروز این ساعت معمولاً آنلاین می‌شه.» «اگه اینو ببینه احتمالاً می‌خنده.» «کاش الان اینجا بود.» و یهو می‌بینی وسط انجام یه کار کاملاً بی‌ربط، مغزت رفته سراغ همون آدم 😭 این الزاماً به این معنی نیست که «دیگه کنترل خودتو نداری»؛ بیشتر نشون می‌ده اون فرد در ذهنت اهمیت عاطفی پیدا کرده. عشق با وابستگی یکی نیست این دو تا خیلی راحت با هم اشتباه گرفته می‌شن. عشق سالم می‌تونه شامل این‌ها باشه: دوست داشتن حضور طرف مقابل اهمیت دادن به احساساتش احترام گذاشتن به مرزهاش خوشحال شدن از موفقیتش توانایی اعتماد کردن احساس امنیت در رابطه و در عین حال داشتن زندگی و هویت مستقل خودت اما وابستگی ناسالم ممکنه بیشتر با ترس مشخص بشه: «اگه جواب نده یعنی دیگه دوستم نداره.» «اگه ازم فاصله بگیره، من نابود می‌شم.» «باید همیشه کنارم باشه تا حالم خوب باشه.» پس شدت احساس به‌تنهایی معیار عشق نیست. گاهی چیزی که خیلی شدید احساس می‌شه، بیشتر اضطراب یا ترس از دست دادن است تا عشق. عشق چرا آدم رو آسیب‌پذیر می‌کنه؟ چون وقتی کسی برات مهم می‌شه، نظر و رفتار اون شخص اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه. اگر یک آدم معمولی ازت ناراحت بشه، شاید ناراحت بشی و بعد بری دنبال زندگی‌ات. ولی اگر کسی که دوستش داری ناراحت بشه، ممکنه ساعت‌ها بهش فکر کنی. چون عشق یه جورایی به مغز می‌گه: «این آدم برای من مهمه؛ پس اتفاق‌هایی که بین ما می‌افته مهمه.» و همین اهمیت، امکان آسیب‌پذیر شدن رو ایجاد می‌کنه. یکی از قشنگ‌ترین قسمت‌های عشق عشق واقعی فقط «می‌خوام تو مال من باشی» نیست. بیشتر شبیه اینه: «من تو رو می‌بینم؛ با شخصیت، ترس‌ها، ضعف‌ها، عادت‌ها و خوبی‌هات؛ و بودن تو برای من ارزشمنده.» یعنی کم‌کم از عاشق تصویری که از یک نفر ساختی، به شناختن خودِ اون آدم می‌رسی. اول ممکنه عاشق چیزی بشی که ازش می‌بینی؛ ظاهرش، انرژی‌اش، حرف زدنش، رفتار خاصش. اما با گذشت زمان، اگر رابطه عمیق بشه، عشق می‌تونه تبدیل بشه به شناخت: «می‌دونم وقتی ناراحتی معمولاً ساکت می‌شی.» «می‌دونم چه چیزهایی خوشحالت می‌کنه.
ایده::از خودم بود. #فوریو_پاشم_بیام_جرت_بدم #فوریو_نظری_به_حال_ما_کن #ایرانی_تیک_تاک #فوریو_پاشم_بیام_جرت_بدم #فوریو_نظری_به_حال_ما_کن . . . . . عشق دقیقاً چیه؟ عشق معمولاً وقتی شکل می‌گیره که یک نفر برای ما از حالت «یک آدم معمولی» خارج می‌شه و حضورش ارزش عاطفی خاصی پیدا می‌کنه. یعنی مغز و احساس ما شروع می‌کنن اون آدم رو با چیزهایی مثل آرامش، هیجان، امنیت، خوشحالی یا حتی دلتنگی گره زدن. برای همین وقتی عاشق کسی می‌شی، ممکنه اتفاق‌های خیلی کوچیکی که برای بقیه اهمیتی ندارن، برای تو خیلی مهم بشن؛ مثلاً نحوه‌ی حرف زدنش، یه شوخی خاص، اسم مستعاری که صدات می‌کنه، یا حتی اینکه چطور بهت نگاه می‌کنه. چرا عشق این‌قدر شدید احساس می‌شه؟ چون عشق فقط یک احساس ساده نیست. چند سیستم مختلف مغز هم‌زمان درگیر می‌شن. وقتی به کسی علاقه‌مند می‌شی، سیستم پاداش مغز فعال‌تر می‌شه و موادی مثل دوپامین در شکل‌گیری هیجان و انگیزه نقش دارن. به همین دلیل ممکنه دیدن پیام اون شخص، شنیدن اسمش یا حتی فکر کردن بهش یه حس خیلی قوی ایجاد کنه. از طرف دیگه، در دلبستگی و احساس نزدیکی، اکسی‌توسین و وازوپرسین هم نقش دارن. این بخش بیشتر مربوط به شکل‌گیری پیوند و احساس صمیمیته. به زبان خیلی ساده: علاقه → هیجان صمیمیت → دلبستگی اعتماد → امنیت تجربه‌ی مشترک → عمیق‌تر شدن پیوند و وقتی این‌ها با هم جمع می‌شن، چیزی رو تجربه می‌کنی که بهش می‌گیم عشق. عشق فقط خوشحال بودن نیست این قسمت خیلی مهمه. عشق می‌تونه هم‌زمان چند احساس متضاد ایجاد کنه. ممکنه وقتی کنار کسی هستی احساس آرامش کنی، ولی وقتی ازش دور می‌شی دلتنگ بشی. ممکنه خیلی خوشحالت کنه، ولی در عین حال باعث بشه نسبت به نظرش درباره‌ی خودت حساس‌تر بشی. ممکنه بخندی، هیجان‌زده بشی، احساس امنیت کنی و حتی گاهی بترسی که این آدم رو از دست بدی. برای همین عشق گاهی شبیه اینه که یک نفر تبدیل به یک نقطه‌ی خیلی مهم در نقشه‌ی احساسی زندگی‌ات شده. دلتنگی چرا این‌قدر عجیب است؟ وقتی با کسی ارتباط عاطفی عمیقی پیدا می‌کنی، مغزت به حضورش عادت می‌کنه. پیام‌ها، تماس‌ها، دیدن صورتش، حرف زدن باهاش و حتی انتظار برای جوابش تبدیل به بخشی از الگوی روزمره‌ات می‌شن. بعد اگر ناگهان نباشه، فقط «یک نفر» کم نشده؛ یک بخش از روال عاطفی تو هم تغییر کرده. به همین دلیل دلتنگی می‌تونه فیزیکی هم احساس بشه؛ مثل سنگینی قفسه‌ی سینه، بی‌قراری، بی‌حوصلگی یا میل شدید به حرف زدن با اون شخص. چرا وقتی عاشقیم، مدام به طرف فکر می‌کنیم؟ چون مغز چیزهایی را که برایمان مهم‌اند بیشتر پردازش می‌کند. وقتی کسی از نظر عاطفی مهم می‌شود، مغز به شکل ناخودآگاه اطلاعات مربوط به او را برجسته‌تر می‌کند. مثلاً: «این آهنگ رو دوست داشت.» «امروز این ساعت معمولاً آنلاین می‌شه.» «اگه اینو ببینه احتمالاً می‌خنده.» «کاش الان اینجا بود.» و یهو می‌بینی وسط انجام یه کار کاملاً بی‌ربط، مغزت رفته سراغ همون آدم 😭 این الزاماً به این معنی نیست که «دیگه کنترل خودتو نداری»؛ بیشتر نشون می‌ده اون فرد در ذهنت اهمیت عاطفی پیدا کرده. عشق با وابستگی یکی نیست این دو تا خیلی راحت با هم اشتباه گرفته می‌شن. عشق سالم می‌تونه شامل این‌ها باشه: دوست داشتن حضور طرف مقابل اهمیت دادن به احساساتش احترام گذاشتن به مرزهاش خوشحال شدن از موفقیتش توانایی اعتماد کردن احساس امنیت در رابطه و در عین حال داشتن زندگی و هویت مستقل خودت اما وابستگی ناسالم ممکنه بیشتر با ترس مشخص بشه: «اگه جواب نده یعنی دیگه دوستم نداره.» «اگه ازم فاصله بگیره، من نابود می‌شم.» «باید همیشه کنارم باشه تا حالم خوب باشه.» پس شدت احساس به‌تنهایی معیار عشق نیست. گاهی چیزی که خیلی شدید احساس می‌شه، بیشتر اضطراب یا ترس از دست دادن است تا عشق. عشق چرا آدم رو آسیب‌پذیر می‌کنه؟ چون وقتی کسی برات مهم می‌شه، نظر و رفتار اون شخص اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه. اگر یک آدم معمولی ازت ناراحت بشه، شاید ناراحت بشی و بعد بری دنبال زندگی‌ات. ولی اگر کسی که دوستش داری ناراحت بشه، ممکنه ساعت‌ها بهش فکر کنی. چون عشق یه جورایی به مغز می‌گه: «این آدم برای من مهمه؛ پس اتفاق‌هایی که بین ما می‌افته مهمه.» و همین اهمیت، امکان آسیب‌پذیر شدن رو ایجاد می‌کنه. یکی از قشنگ‌ترین قسمت‌های عشق عشق واقعی فقط «می‌خوام تو مال من باشی» نیست. بیشتر شبیه اینه: «من تو رو می‌بینم؛ با شخصیت، ترس‌ها، ضعف‌ها، عادت‌ها و خوبی‌هات؛ و بودن تو برای من ارزشمنده.» یعنی کم‌کم از عاشق تصویری که از یک نفر ساختی، به شناختن خودِ اون آدم می‌رسی. اول ممکنه عاشق چیزی بشی که ازش می‌بینی؛ ظاهرش، انرژی‌اش، حرف زدنش، رفتار خاصش. اما با گذشت زمان، اگر رابطه عمیق بشه، عشق می‌تونه تبدیل بشه به شناخت: «می‌دونم وقتی ناراحتی معمولاً ساکت می‌شی.» «می‌دونم چه چیزهایی خوشحالت می‌کنه.

About