@bab_fan8: ارین را افتاد سمت دفتر تو راه با خودش میگفت فقط از موهات عطرتت حرف زدنت رفتارت خوشش اومده (مشتی عاشقته) رسید پیش تو تو: به بچه خوشگلللللل ارین: ای بابا بشین دختر سوار شو تو: چرا اخمویی کوچولووووو😂 ارین: اذیت نکن تو: الهییییییی خب بریم این ادرس هروقتمخواستی فیلم برداری کنی بگو امیدوارم به دود سیگارم حساس نباشی یه نخ سیگار روشنکردی ارین: جی تی ام میکشی؟ تو: معمولا وینیستون ولی الان دارم امتحان میکنم اینو ارین: بده نکش تو: چرا دقیقا ارین :راستش دیشب دعواتو دیدیم تو: خب منظور؟ ارین : میشه بگی دقیقا داستان چیه تو: اره میگم راستش من پنج سال با این اقا بودم چند وقت پیش فیلم داستان کردنشو با یه دختره دیدم لخت تو بغل هم بغضت گرفت تو : ارین میشه بزنی بغل ارین زد بغل پیاده شدی تیکه دادی به ماشین از شدت ناراحتی و گریه نکردن داشتی میترکیدی همونو نشستی زمین با صدای بلند گریه کردی ارین بدو بدو پیاده شد بطری ابو برداشت و اومد سمتت ارین : بیا اب بخور اروم باش تو گریت شدید تر شد داد میزدی فشار روت خیلی بود یهو چند بار سرتو کوبی...دی تو جدول ارین سریع دستشو گذاشت رو سرت ارین: اروم باش اروم باش جفت دستاتو گرفت نمیتونستی تکون بخوری سرتو گذاشتی رو شونش و گریه کردی یک ساعت گریه کردی چ تهش که خالی شدی یه لبخند زدی تو: ببخشید اذیتت کردم ارین ارین: دقت ایندومین باره داری اسممو صدا میکنی؟ تو :الان بحثو پیچوندی؟ ارین:شاید جفتتون خندیدید سوار ماشین شدید تو :واقعا به گریه نیاز داشتم ارین:قابلی نداشت تو :من گریه کردم تو کاری نکردی که 😂ارین: شونمو بهت قرض دادما نا سلامتی 😂تو: حق با توعه مرسی ارین : خواهش میکنم تو :ارین مگه از من متنفر نیستی؟ ارین: نه بابا چرا باید باشم تو :معلومه از من بدت میاد ارین: نه بخدا تو :ارین من میدونم دختر خوبی نیستم ولی من اینجوری نیستم و نبودم من فقط اون صحنه رو نتونستم فراموش کنم ارین: تو خیلی دختر خوبب هستی اینجوری نگو به خودت بعدشم اونپ فراموش کن تو یه لبخند ریز زدی ارین :یچی بگم تو :دوتا بگو ارین :انقدر کوچولویی حس میکنم جا کلید میتونم بزارمت تو جیبم ببرم اینور اونور 😂 تو خندیدی ارین :الان خندیدی خوشت اومد؟ تو :معلومه تاحالا کسی بهم نگفته بود جاکلیدی 😂 ارین : عه پس من بهت میگم تو: باشه بگو حالا من یچی بگم؟ ارین: بگو تو: بهم حس امن بودن میدی ارین: خوشحالم تو یه لبخند ریز زدی روتو کردی اونور ارین از لبخند تو لبخند زد بعد یه ساعت رسیدید مغازه رفیق تو تو: به به اقاق محمد داداشتم ارین : ماشالا همه هم داداشتن تو: ای بابا 😂 محمد : ابجی چطوری جانم تو: سه دست لباس خوب بده به ارین محمد: روچشم ابجی چشم تو: ارین من میخوام برم کلاهاشو ببینم میای باهام ارین: اره میام ادامه باشه فردا .....