@netflixxx_y: My newest obsession #minervaacademynetflix #minervalascuola #netflix

<3
<3
Open In TikTok:
Region: NL
Monday 28 September 2026 17:04:40 GMT
44203
8131
19
404

Music

Download

Comments

lilbeanlifee
Maira :
Just finished it
2026-09-30 05:01:25
0
_.menezessss4
namorada de Davi Lucca!💙 :
amei essa série,eu espero que n seja cancelada😭
2026-09-29 17:56:08
105
_cinnamonrolls7
L.A :
I need season 2 already😭
2026-09-29 12:18:53
73
lima.limon05
Pan🍞 :
Team Diego, pero con francesco
2026-09-29 22:32:42
37
salvatoreminopoli79
salvatoreminopoli79 :
Team Salvo ❤️
2026-09-29 14:11:05
64
ykjjm
☾ :
this show is underatted ashhh
2026-09-30 01:23:59
4
thay14999
Thay :
Qual nome??
2026-09-30 01:18:44
1
sabr1naborges
sabr1naborges :
Olhando assim, até parece que são felizes
2026-09-30 06:23:33
0
nagomes__
NG ⁷ :
que série boa
2026-09-30 01:41:50
1
n_petraahh
petrah :
i loved it😍
2026-09-29 18:59:37
0
mais_uma_frase
༉‧₊˚M1F༉-`ღ´- 🦋 :
O final
2026-09-30 00:57:04
0
marivbrto
mariana :
2026-09-30 01:00:42
0
maripatrezze11
Mariii :
❤️❤️❤️
2026-09-29 00:04:35
1
To see more videos from user @netflixxx_y, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos


"من آن آینه‌ام که فتادم از دستی... دیگر کی نگرد به رخم چشم مستی..." 🥀 قلبِ ترک‌خوردهٔ آینه در سوگِ جوانی. تصنیفِ به شدت حزن‌انگیز، فاخر و جاودانهٔ "آینه شکسته" با آوای ملکوتی پادشاه آواز ایران، #بانو_دلکش . این شاهکار بی‌مرگ و پُر از سوز که در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ خورشیدی طنین‌انداز شد، ساختهٔ سرپنجه‌های اصیل استاد بزرگ، سرهنگ #اصغر_زارع در #آواز_دشتی است که با کلامِ ملکوتی و غزل‌وارهٔ #بانوی_غزل_ایران ، استاد #سیمین_بهبهانی پیوند خورده است. این کاور اختصاصی، با الهام از مفهوم آینهٔ جیوه‌ای عتیقه، ترک‌های ظریف شیشه‌ای و عمارت‌های قدیمی به دور از هرگونه کلیشه بازسازی شده است. یاد اساتید سفر کرده گرامی و نامشان ماندگار. 🕊️✨ طراحی کاور اختصاصی: @M.Saeedi.60 🎨 (احیا و بازسازی آرشیو زرین موسیقی ملی ایران) نام تصنیف: آینه شکسته نام خواننده: بانو دلکش آهنگ: سرهنگ اصغر زارع ( ۱۲۹۹ - مهرماه ۱۳۶۵ ) شعر: سیمین_بهبهانی تاريخ اجرا: نيمه دوم دهه ۴۰ آهنگ در مایه: دشتی متن ترانه: من ماندم تنها تنها با این غم‌ها همچون مینا روز و شب خون می‌گریم نهانی رفت از دستم جوانی آینه‌ام می‌داند در نگهم می‌خواند عاقبت هستی را رفته ز دست از دردم گرچه سبب گم کردم آن همه سرمستی را جام تهی از باده بر سر راه افتاده من به‌خدا آن جامم دل نشود شاد از من کس نکند یاد از من چون بگذشت ایامم در آینه چهره خود دیدم از دل با او گفتم و نالیدم افتاد از غم آینه از دستم گویی قلب آینه بشکستم پرسد هر دم از من نگهم که جوانی کو ؟ که جوانی کو ؟ گوید با من چشم سیهم که جوانی کو ؟ که جوانی کو ؟ من آن آینه‌ام که فتادم از دستی دیگر کی نگرد به رخم چشم مستی می‌بینم همه‌کس از او می‌پرسد که جوانی کو ؟ که جوانی کو ؟

About