دو سال پیش عاشق دختری شدم؛
عاشقش بودم، اما جرئت نداشتم بگویم. چند ماه گذشت تا یک روز خودش آمد و گفت: «دوستت دارم…»
از همان روز، دنیا برایم رنگ دیگری گرفت. هفت ماه باهم بودیم؛ هفت ماهی که برای من اندازه ی یک عمر خاطره داشت.
اما پدرش با عشق ما مخالف بود. یک روز از ترس جدایی، باهم فرار کردیم؛ اما گیر افتادیم و هر دوی ما را کشتند… 🥺💔🖤
2026-10-02 22:13:22
4
𝘼𝙙𝙧𝙞𝙣𝙖★ :
عمووو امروزز سفارشم میرسهه
2026-10-03 10:59:00
2
my? | taher :
اراد روت کراشه
2026-10-03 06:19:43
1
⭐️همسر jk هستم🎀 :
دقیقاااااا عمو 🤣🤣🤣
2026-10-02 18:40:19
2
𝖌𝖎𝖙𝖆 :
چجوری باید کامنت ها رو باز کنمممم😭
2026-10-02 18:36:37
2
To see more videos from user @letson.b0, please go to the Tikwm
homepage.