@bouquets.ap: Fully customizable to the customers choice #memphisflorist #eternalroses #babybreathletter #memphisflorista #ramobuchon

Alondra's Flower Shop
Alondra's Flower Shop
Open In TikTok:
Region: US
Friday 09 October 2026 15:55:53 GMT
804
96
2
3

Music

Download

Comments

uxncafa2xtf
GoddessInFocus :
nice
2026-10-10 11:15:06
0
cladius.cooper
Cladius Cooper :
you need Jesus Christ when Jesus comes back he's going to be riding a white horse 🐴🐴🐴 clean your with Jesus Christ don't waste your time come after me I can't save you Jesus Christ can save you do it now don't wait tell you die you will go to hell
2026-10-11 12:31:04
0
To see more videos from user @bouquets.ap, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

مامان ارین: جر و بحث بسه بیاین بشینین غذا بخورن  ارین چمدون هارو گذاشت داخل اتاق نشستین سر سفره ایناز: میگه که بعد غذا بریم دریا؟ ارین: اگه این جاسوئیچی موافق بود بریم تو: اره اوکیه بریم ارین: پس ما بعد غذا استراحتمونو میکنیم بعدش که بیدار شدیم میریم دریا ایناز: ییسسسسس تو: مامان جون خاله جون شما نمیاین؟ البته ببخشید من بهتون میگم مامانا ولی شما جای مادرمید مامان ایرن: این چه حرفیه دخترم شماعم جای دختر نداشته منی خاله ارین: راستی مادرت اینا تهرانن؟ تو: مادرم اینا فوت کردن یه خواهر از خودم بزرگتر دارم مامان ارین: اخ الهی بگردم من برات دختر نازم منم جای مادرت هرچی که خواستی اگه مریض شدی اگه اتفاقی پیش اومد بهم بگو کمکت میکنم تو: بزرگواریتونو میرسونه بعد ناهار تو و ارین رفتید تو اتاق ارین خودشو پرت کرد رو تخت تو رفتی کنارش دراز کشید یکم رفتی نزدیک ارین سرتو گذاشتی رو سینش تو: اخیس اینجا راحت تره ارین: دو تو بگردم جوجع دستشو حلقه کرد دور کمر تو  تو:ارین ارین: جونم  تو: خونه من اونجاست که بوی تو باشه ارین: فدای تو بشم من جوجه  تو: خدانکنه همینجوری که تو بغل هم بودید در اتاق و ایناز وارد  ایناز: الهییییییی چقدر بهم میایددددددد تو: مرسی ارین: مرسی دختر خاله ایناز اومد نشست رو زمین روبه روی شما ایناز: یخ سوال بپرسم؟ تو: دوتا بپرس جیگرم اینار: شما باهمید؟ اگه باهمید بگید ذوق کنمممممم تو: من قصد ادامه تحصیل دارم 🤣 ارین: اگه خودمونم بخوایم نمیشه ایناز: چرا؟ تو: من یه سه چهار سال باید برم المان احتمالا ایناز:برای چی!؟ تو: برای درسم برم المان دانشگاه ایناز: اها موفق باشی وای رفتی برگرد ارین برگرد تو: منم وابستشم برمیگردم :) لپ ارینو بوسیدی ایناز: الهی دورتون بگردممممم چقد کیوتیدددددد ارین بحثو پیچوند ارین: ایناز راستی داداشت کجاست؟ ایناز: ارین خان نمیتونی بپیچونی بحثو 🤣 بعدشم داداشم رفته بیرون میاد نیم ساعت ارین: خیلی معلوم بود دارم میپیچونم؟ 🤣 ایناز: بیش از حد معلوم بود 🤣 تو حین حرفای اینا تو خواب برده بود سرتم که رو سینه ی ارین بود ارین: اوخی جوجم خوابش برد ایناز یه پتو میاری ایناز: اره حتما یه‌پتو اورد ارین پتو رو انداخت رو تو ایناز: سعی کن مخشو بزنی دختر خوبیه ارین: چشم ایناز رفت بیرون ارینم خوابید بعد پنج ساعت ساعت شده بود نه شب از خواب بیدار شدید ارین: بیداری جاسوئیچی؟ تو: اره خواننده مورد علاقم ارین: خوب خوابیدی تو: بله با صدای قلب شما خوب بود ارین: فداشتم من ایناز در اتاقو وا کرد ایناز: خوابالو ها بیدار شدین تو: اره 🤣 ساعت چنده مگه؟ ارین: ساعت نه جوجه تو: تو از کی بیداری ارین؟ ایناز: ارین از ساعت هفته بیداره منتها از جاش تکون نخورده چون سر شما رو سینش بود تو صورتو ارینو چلوندی تو: اخ خدایاااااااا گوگولیییییی ایناز: دریاعم کنسله تو: کی‌گفته کنسله 🤣 ایناز: این وقت شب بریم؟ ارین: وقتی خانوم رئیس میگه بله میریم ایناز: پس من برم اماده شم تو: برو خوشگلم ایناز رفت اماده شه تو و ارینم اماده شدید از اتاق رفتید بیرون شوهر خاله و بابا و پسر خاله ارینم بودن تو: سلام بابا ارین: سلام دختر خوش اومدی دخترم تو: مرسی شوهر خاله: دارید میرید بیرون بچه ها؟ ارین: بله خاله: حواستون به دختر من باشه تو: خاله جون ایناز از جفت ما بزرگتره 🤣 مامان ارین: راس میشه بچه خواهر 🤣 ارین: بعدشم داداش ایناز هشت دیگه 🤣 اسم داداش اینازو میزاریم ارمان ارمان: اگه‌از من باشه میندازمش تو دریا 🤣 تو: نه عه  ایناز تو بیا با من بریم 🤣 ارین: بله دوتا وزه تیم شدن🤣 تو: اریننننننن ارین: چشم خانوم ما ساکت میشیم بابای ارین: مث بچه ها دوساله ان 🤣 خداخافظی کردین و‌چهار نفری سوار ماشین شدید ارین اهنگ‌گذاشت تو: ارین میگم که ارین:چیشده جوجه تو: من یچیزی اورده الان که پیش خودتم یه دو پیک عب داره؟ ارین: بله عب داره تو: بخدا فقط دو پیکههههه ارین: فقط دو‌پیک؟ تو: فقط دو پیک قول  ارین: باوشههههه ارمان: به ماعم بدید 🤣 تو: زیر صندلیه 🤣 ارین: جاسازم کردیا 🤣 تو: ما اینیم دیگه شانس اوردیم پلیس نگرفتون 🤣 همه خندیدن ایناز: ارمان به نظرت ارین زیادی به (اسمت) نمیاد ارمان: اتفاقا میخواستم همینو بگم ارین با همید؟ تو: نه بابا ارین: در تلاشیم 🤣 ایناز: همین‌که در تلاشید یعنی بهم حس دارید تو و ارین تو چشمای هم‌نگا کردید ارین: حالا اینا رو‌ولش کنید ایناز: بازم بحثو پیچوندیا  یه بار روراست بشینید باهم حرف بزنید که در اینده حسرتشو نخورید تو: چشم تو اولین تایم باهم‌حرف میزنیم نتیجه رو بهتون میگیم ارمان: افریننننننن این شد حرف درست رسیدید دریا اتیش روشن کردید نشستید دور اتیش تو سرتو‌گذاشتی رو‌شونه ارین صپای دریا بوی اتیش و حضور ارین ارامش خاصب بهت میداد ارامشی که شاید اگه ارین نبود هیچوقت قرار نبود به دستش بیاری جفتتون میدونستید همو دوس دارید و وابسته شدید ولی تپ باید مهاجرت میکردی تو به مامان قول دادی موفق شی شاید بهد مهاجرت بشه :))
مامان ارین: جر و بحث بسه بیاین بشینین غذا بخورن ارین چمدون هارو گذاشت داخل اتاق نشستین سر سفره ایناز: میگه که بعد غذا بریم دریا؟ ارین: اگه این جاسوئیچی موافق بود بریم تو: اره اوکیه بریم ارین: پس ما بعد غذا استراحتمونو میکنیم بعدش که بیدار شدیم میریم دریا ایناز: ییسسسسس تو: مامان جون خاله جون شما نمیاین؟ البته ببخشید من بهتون میگم مامانا ولی شما جای مادرمید مامان ایرن: این چه حرفیه دخترم شماعم جای دختر نداشته منی خاله ارین: راستی مادرت اینا تهرانن؟ تو: مادرم اینا فوت کردن یه خواهر از خودم بزرگتر دارم مامان ارین: اخ الهی بگردم من برات دختر نازم منم جای مادرت هرچی که خواستی اگه مریض شدی اگه اتفاقی پیش اومد بهم بگو کمکت میکنم تو: بزرگواریتونو میرسونه بعد ناهار تو و ارین رفتید تو اتاق ارین خودشو پرت کرد رو تخت تو رفتی کنارش دراز کشید یکم رفتی نزدیک ارین سرتو گذاشتی رو سینش تو: اخیس اینجا راحت تره ارین: دو تو بگردم جوجع دستشو حلقه کرد دور کمر تو تو:ارین ارین: جونم تو: خونه من اونجاست که بوی تو باشه ارین: فدای تو بشم من جوجه تو: خدانکنه همینجوری که تو بغل هم بودید در اتاق و ایناز وارد ایناز: الهییییییی چقدر بهم میایددددددد تو: مرسی ارین: مرسی دختر خاله ایناز اومد نشست رو زمین روبه روی شما ایناز: یخ سوال بپرسم؟ تو: دوتا بپرس جیگرم اینار: شما باهمید؟ اگه باهمید بگید ذوق کنمممممم تو: من قصد ادامه تحصیل دارم 🤣 ارین: اگه خودمونم بخوایم نمیشه ایناز: چرا؟ تو: من یه سه چهار سال باید برم المان احتمالا ایناز:برای چی!؟ تو: برای درسم برم المان دانشگاه ایناز: اها موفق باشی وای رفتی برگرد ارین برگرد تو: منم وابستشم برمیگردم :) لپ ارینو بوسیدی ایناز: الهی دورتون بگردممممم چقد کیوتیدددددد ارین بحثو پیچوند ارین: ایناز راستی داداشت کجاست؟ ایناز: ارین خان نمیتونی بپیچونی بحثو 🤣 بعدشم داداشم رفته بیرون میاد نیم ساعت ارین: خیلی معلوم بود دارم میپیچونم؟ 🤣 ایناز: بیش از حد معلوم بود 🤣 تو حین حرفای اینا تو خواب برده بود سرتم که رو سینه ی ارین بود ارین: اوخی جوجم خوابش برد ایناز یه پتو میاری ایناز: اره حتما یه‌پتو اورد ارین پتو رو انداخت رو تو ایناز: سعی کن مخشو بزنی دختر خوبیه ارین: چشم ایناز رفت بیرون ارینم خوابید بعد پنج ساعت ساعت شده بود نه شب از خواب بیدار شدید ارین: بیداری جاسوئیچی؟ تو: اره خواننده مورد علاقم ارین: خوب خوابیدی تو: بله با صدای قلب شما خوب بود ارین: فداشتم من ایناز در اتاقو وا کرد ایناز: خوابالو ها بیدار شدین تو: اره 🤣 ساعت چنده مگه؟ ارین: ساعت نه جوجه تو: تو از کی بیداری ارین؟ ایناز: ارین از ساعت هفته بیداره منتها از جاش تکون نخورده چون سر شما رو سینش بود تو صورتو ارینو چلوندی تو: اخ خدایاااااااا گوگولیییییی ایناز: دریاعم کنسله تو: کی‌گفته کنسله 🤣 ایناز: این وقت شب بریم؟ ارین: وقتی خانوم رئیس میگه بله میریم ایناز: پس من برم اماده شم تو: برو خوشگلم ایناز رفت اماده شه تو و ارینم اماده شدید از اتاق رفتید بیرون شوهر خاله و بابا و پسر خاله ارینم بودن تو: سلام بابا ارین: سلام دختر خوش اومدی دخترم تو: مرسی شوهر خاله: دارید میرید بیرون بچه ها؟ ارین: بله خاله: حواستون به دختر من باشه تو: خاله جون ایناز از جفت ما بزرگتره 🤣 مامان ارین: راس میشه بچه خواهر 🤣 ارین: بعدشم داداش ایناز هشت دیگه 🤣 اسم داداش اینازو میزاریم ارمان ارمان: اگه‌از من باشه میندازمش تو دریا 🤣 تو: نه عه ایناز تو بیا با من بریم 🤣 ارین: بله دوتا وزه تیم شدن🤣 تو: اریننننننن ارین: چشم خانوم ما ساکت میشیم بابای ارین: مث بچه ها دوساله ان 🤣 خداخافظی کردین و‌چهار نفری سوار ماشین شدید ارین اهنگ‌گذاشت تو: ارین میگم که ارین:چیشده جوجه تو: من یچیزی اورده الان که پیش خودتم یه دو پیک عب داره؟ ارین: بله عب داره تو: بخدا فقط دو پیکههههه ارین: فقط دو‌پیک؟ تو: فقط دو پیک قول ارین: باوشههههه ارمان: به ماعم بدید 🤣 تو: زیر صندلیه 🤣 ارین: جاسازم کردیا 🤣 تو: ما اینیم دیگه شانس اوردیم پلیس نگرفتون 🤣 همه خندیدن ایناز: ارمان به نظرت ارین زیادی به (اسمت) نمیاد ارمان: اتفاقا میخواستم همینو بگم ارین با همید؟ تو: نه بابا ارین: در تلاشیم 🤣 ایناز: همین‌که در تلاشید یعنی بهم حس دارید تو و ارین تو چشمای هم‌نگا کردید ارین: حالا اینا رو‌ولش کنید ایناز: بازم بحثو پیچوندیا یه بار روراست بشینید باهم حرف بزنید که در اینده حسرتشو نخورید تو: چشم تو اولین تایم باهم‌حرف میزنیم نتیجه رو بهتون میگیم ارمان: افریننننننن این شد حرف درست رسیدید دریا اتیش روشن کردید نشستید دور اتیش تو سرتو‌گذاشتی رو‌شونه ارین صپای دریا بوی اتیش و حضور ارین ارامش خاصب بهت میداد ارامشی که شاید اگه ارین نبود هیچوقت قرار نبود به دستش بیاری جفتتون میدونستید همو دوس دارید و وابسته شدید ولی تپ باید مهاجرت میکردی تو به مامان قول دادی موفق شی شاید بهد مهاجرت بشه :))

About