اگر شد اینم بزار
یه دختره بود من اوردمش خونمون دوستم بوداااا کار خاصی نکردیم مامانمم بود و اون تا رسیو اومد به کشو هام دست زد و وسایلم رو ریخت بهم و از لوازمم استفاده کرد بدون اجازه و منم هی بهش میگفتم نکن گوش نمیداد و اخر که میخواست بره گفت که بیا کشوهاتو مرتب کنیم من هیچی نگفتم ولی اون ریخت بیرون و منم بازم هیجی نگفتم و رفتم تا ببینم چیزی بز نداشته ولی فهمیدم یکی از براشامو برداشته یعنی ست براسامو نگاه کردم دیدم یکی شون نیست و بهش گفتم گفت گذاشتم توی کشوی لوازم تحریرت من با خودش اون کشو رو زیر و رو کردیم ولی نبود من کل کشوهامو ریختم بیزون و نگاه کردم و نبود و مطمعنم که اون برداشته بود چند روز بعد باهاش بحث کردم و اونم تمو شد.چند روز بعدش زنگ زد بهم و گفت من یه اویز پیدا کردم فکعنم برای توعه من خوشم اومد برش داشتم گفتم که همو دیدیم من ازت پسش میگیرم گفت نه دیگه من خوشم اومده بهت نمیدم و کلی فش...
تازه چند روز بعد که دوباره داشتم کشوهامو مرتب میکردم دیدم یکی از رژ هامم نیستتتتتتتتتتتت عن خانومممممممم
2026-10-11 16:33:01
0
Ahoo Shahi :
منم داستانمو ارسال کردم ویدیو شو درست کن
2026-10-11 14:09:49
0
☆ailin☆ :
چرا روژگونهه میزنیییی کل صورتت روژگونهه شدد😭😭
ولی میکاپ هات خیلی قشنگهههه✨