@hehauhfhahus: #God #jessuslovesyou #christ #Fyp #relatable

Ray
Ray
Open In TikTok:
Region: US
Sunday 11 October 2026 22:19:48 GMT
382
79
1
1

Music

Download

Comments

yu053484
Yu :
"i see no god up here"
2026-10-12 09:48:16
0
To see more videos from user @hehauhfhahus, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

وسط ویدیو یهو گوشیت زنگ خورد جواب دادی تو: الو سلام صدای پشت  خط: سلام عزیزم  تو: شما؟ صدای پشت  خط: خانم مفردم عزیزم برا کنکورت زنگ زدم تو: اها ببخشید خانم مفرد من شما رو نشناختما  صدای پشت  خط: عب نداره دخترم خواستم بگم که یه خبر خوب برات دارم تو: جانم بفرمایید صدای پشت  خط: میشه ویدیو کال کنیم تو: بله ارین: کی بود؟ تو: خانم مفرد بود برا کارای المانم هماهنگیامو میکنه میگه یه خبر خوب دارم بنی: پس امین دوربینو روشن بزار ویدیو کال برقرار شد ارین کنار تو ایستادع بود تو: خب خانم جانم خانم مفرد: عزیزم ببین یه حدس ازت میخوام از دانشگاه المانی که امکان داره قبول شی تو: Hochschule für Gestaltung Offenbach am Main (HfG)(یه دانشگاه متوسطه) خانم مفرد: متاسفانه نه دانشگاه Muthesius Kunsthochschule Kiel قبول شدی( ضعیف ترینش) تو: خانم مفرد این بود خبر خوشت حالمو گرفت خانم مغرد متوجه فس شدن تو و ارین شد خانم مفرد : اونکه شوخی بود  ببین دختر ترکوندی رزومت بهترین رزومه دانشگاه شد بهترین دانشگاه قبول شدی دانشگاه Universität der Künste Berlin (UdK) تو از خوشحالی پریدی هوا . جیغ زدی تو: یسسسسس بالاخره شددددددد خانم مفرد: دو ماه دیگه هم درسات شرو میشه دخترم بلیتم خودشون برات میگیرن تو: واقعا ممنونم خانم من مدیون شمام خانوم مفرد : این حرفو نزن دخترم تلاش خودت بوده موفق باشی تو: ممنونم  تماس قطع شد زل زدی به ارین تو: بالاخره شددددد ارین: خوشحالم برات جوجههههه تو ارینو بغل کردی بنی: ابجی‌مبارکههههه بابک: واقعا تبریک میکنم بچه ها هم تبریک گفتن اخر شب بعد ضبط قرار شد برین ابشار تهران رفتید بالای بالا نشستید ارین: واقعا داری میری تو: میرم ولی دلم پیش توعه برمیگردم یه روزی ارین: اگه برنگشتی چی؟ تو: برمیگردم منکه تورو ول نمیکنم تو تنها‌کس منی بعدشم تو کل مدتی که‌اونجام باهم حرف میزنیم ارین: دلشوره دارم یادت بره منو یادت بره چقد دوست داشتیم همو تو: اهنگه رو‌ قشنگ‌میخونی.  من برمیگردم به روح ابجیم برمیگردم  ارین تو همه‌وجودمی ارین: قول ؟ تو : قول قول  اشک تو‌چشمای خودت جمع شده بود یه قطره اشک اومد پایین ارین با دستش اشک تورو پاک کر  ارین: گریه نداریم دیگه ما تا تهش با همیم تو: یروز برمیگردم تا ابد که‌نمیمونم ولی بیا یه قراری بزاریم ارینذ چه قراری تو: اهنگ هربار حرف میزدیم میگی تهران میبینمت باشه اهنگ‌منو تو از این به بعد فقط با هم به این اهنگ‌گوش میدیم قرار ماعم سه سال دیگه‌ همینجا ارین: قبوله جوجهههه تو: پس بیا الانم گوش بدیم ارین: الان پلیش میکنم ارین اهنگه رو پلی کرد با هم بلند با اهنگه‌میخوندید اون یه تیکه اهنگه رو بلند تر خوندید  تو: هربار حرف میزنیم میگی تهران میبینمت  ارین: هربار حرف میزنیم میگی تهران میبینمت تو: ارین مرسی که هستی واقعا عاشقتم ارین: من بیشتر عاشقتم جوجههه اون شب همه‌چی خوب بود شبم طبق معمول رفتی خونه ارین صبح زود با ارین رفتی سر خاک ابجیت تو: سلام ابجییییی ابجی اومدم خبر خوب بدم ابجی بالاخره قبول شدممممم ابجی دارم میرممممممم منکه ایران نیستم ولی تو‌حواست به ارین باشه از اون بالا ارین تنها دارایی منه ابجی منکه هفته دیگه دارم میرم ولی تو حوای ارینو داشته باش تورم سه سال دیگه‌میبینمتتتتتت خیلی عاشقتمممممم ماچ به کلت خدافظظظظ رفتی سمت ارین ارین: حرف زدی باهاش؟ تو : بلههههه خب بریم سرخاک پد رو مادرم ارین: بریم جاسچئیچییییی رفتید سر خاک پدر و مادرت تو: سلام مامانی سلام بابایی زود برم سر اصل مطلب میدونم ابجی رسیده پیشتون  ولی گفتم اینو خودم بگم من بالاخره دارم میرممممم بابا دیدی موفق شدم دیدی افتخارت شدم مامانی دیدی خانوم شدممممم ولی عاشق شدممممم بله عاشق شدم عاشق یه‌گل پسر در نبود من حواشو داشته باشید بدرود تا سه سال دیگه رفتی سوار ماشین شدی ارین: تمومه جوجه؟ تو: اره بریم ارین: خوشحالی داری میری؟ تو: هم اره هم نه ارین:چرا نه تو: چون دارم تورو یه تیکه از وجودمو تنها میزارم ولی برمیگردم ارین با بغض: امیدوارم تو قول دادم برمیگردممممم ارین: میدونم ولی دلتنگت میشمااااا تو: من بیشتر پناهم ارین محکم بغلت کرد تو: پس سه سال دیگه ابشار تهران ارین: سه سال دیگه ابشار تهران  تو: بدو بریم خونه‌ چمدون جمع کنیم اون یه هفته گذشت بالاخ ه رسید روز رفتنت دیگه وقتش بود با دل پر و خوشحالی رفتی سمت ماشین ارین و بنی و بابک میومدن فرودگاه تو راهم کلا اون اهنگو گوش دادین جفتتونم بغض داشتید بنی: ارین بغض داره بابک: اره خیلی ناراحته بنی: دوسش داره خب بالاخره عشق عجیبه رسیدید فرودگاه  تو خب یه ساعت دیگه‌پروازه راه از اینجا تا خونه رو با دلتنگی برمیگردی ارین: به سختی بر میگردم یه نامه برات گذاشتم تو چمدونت بخونش حتما تو: اتفاقا منم یه نامه‌گذاشتم برات داخل خونه رویه میزه‌ بخونش ارین: تلپاتیییی 🤣 تو: یسسسس خب دیگه وقت خداحافظیه ارین: اره گمونم ارین بغل کرد محکم تو: برمیگردم تا اون روز بدرودد ارین: بدورد ادامه؟؟؟؟؟
وسط ویدیو یهو گوشیت زنگ خورد جواب دادی تو: الو سلام صدای پشت خط: سلام عزیزم تو: شما؟ صدای پشت خط: خانم مفردم عزیزم برا کنکورت زنگ زدم تو: اها ببخشید خانم مفرد من شما رو نشناختما صدای پشت خط: عب نداره دخترم خواستم بگم که یه خبر خوب برات دارم تو: جانم بفرمایید صدای پشت خط: میشه ویدیو کال کنیم تو: بله ارین: کی بود؟ تو: خانم مفرد بود برا کارای المانم هماهنگیامو میکنه میگه یه خبر خوب دارم بنی: پس امین دوربینو روشن بزار ویدیو کال برقرار شد ارین کنار تو ایستادع بود تو: خب خانم جانم خانم مفرد: عزیزم ببین یه حدس ازت میخوام از دانشگاه المانی که امکان داره قبول شی تو: Hochschule für Gestaltung Offenbach am Main (HfG)(یه دانشگاه متوسطه) خانم مفرد: متاسفانه نه دانشگاه Muthesius Kunsthochschule Kiel قبول شدی( ضعیف ترینش) تو: خانم مفرد این بود خبر خوشت حالمو گرفت خانم مغرد متوجه فس شدن تو و ارین شد خانم مفرد : اونکه شوخی بود ببین دختر ترکوندی رزومت بهترین رزومه دانشگاه شد بهترین دانشگاه قبول شدی دانشگاه Universität der Künste Berlin (UdK) تو از خوشحالی پریدی هوا . جیغ زدی تو: یسسسسس بالاخره شددددددد خانم مفرد: دو ماه دیگه هم درسات شرو میشه دخترم بلیتم خودشون برات میگیرن تو: واقعا ممنونم خانم من مدیون شمام خانوم مفرد : این حرفو نزن دخترم تلاش خودت بوده موفق باشی تو: ممنونم تماس قطع شد زل زدی به ارین تو: بالاخره شددددد ارین: خوشحالم برات جوجههههه تو ارینو بغل کردی بنی: ابجی‌مبارکههههه بابک: واقعا تبریک میکنم بچه ها هم تبریک گفتن اخر شب بعد ضبط قرار شد برین ابشار تهران رفتید بالای بالا نشستید ارین: واقعا داری میری تو: میرم ولی دلم پیش توعه برمیگردم یه روزی ارین: اگه برنگشتی چی؟ تو: برمیگردم منکه تورو ول نمیکنم تو تنها‌کس منی بعدشم تو کل مدتی که‌اونجام باهم حرف میزنیم ارین: دلشوره دارم یادت بره منو یادت بره چقد دوست داشتیم همو تو: اهنگه رو‌ قشنگ‌میخونی. من برمیگردم به روح ابجیم برمیگردم ارین تو همه‌وجودمی ارین: قول ؟ تو : قول قول اشک تو‌چشمای خودت جمع شده بود یه قطره اشک اومد پایین ارین با دستش اشک تورو پاک کر ارین: گریه نداریم دیگه ما تا تهش با همیم تو: یروز برمیگردم تا ابد که‌نمیمونم ولی بیا یه قراری بزاریم ارینذ چه قراری تو: اهنگ هربار حرف میزدیم میگی تهران میبینمت باشه اهنگ‌منو تو از این به بعد فقط با هم به این اهنگ‌گوش میدیم قرار ماعم سه سال دیگه‌ همینجا ارین: قبوله جوجهههه تو: پس بیا الانم گوش بدیم ارین: الان پلیش میکنم ارین اهنگه رو پلی کرد با هم بلند با اهنگه‌میخوندید اون یه تیکه اهنگه رو بلند تر خوندید تو: هربار حرف میزنیم میگی تهران میبینمت ارین: هربار حرف میزنیم میگی تهران میبینمت تو: ارین مرسی که هستی واقعا عاشقتم ارین: من بیشتر عاشقتم جوجههه اون شب همه‌چی خوب بود شبم طبق معمول رفتی خونه ارین صبح زود با ارین رفتی سر خاک ابجیت تو: سلام ابجییییی ابجی اومدم خبر خوب بدم ابجی بالاخره قبول شدممممم ابجی دارم میرممممممم منکه ایران نیستم ولی تو‌حواست به ارین باشه از اون بالا ارین تنها دارایی منه ابجی منکه هفته دیگه دارم میرم ولی تو حوای ارینو داشته باش تورم سه سال دیگه‌میبینمتتتتتت خیلی عاشقتمممممم ماچ به کلت خدافظظظظ رفتی سمت ارین ارین: حرف زدی باهاش؟ تو : بلههههه خب بریم سرخاک پد رو مادرم ارین: بریم جاسچئیچییییی رفتید سر خاک پدر و مادرت تو: سلام مامانی سلام بابایی زود برم سر اصل مطلب میدونم ابجی رسیده پیشتون ولی گفتم اینو خودم بگم من بالاخره دارم میرممممم بابا دیدی موفق شدم دیدی افتخارت شدم مامانی دیدی خانوم شدممممم ولی عاشق شدممممم بله عاشق شدم عاشق یه‌گل پسر در نبود من حواشو داشته باشید بدرود تا سه سال دیگه رفتی سوار ماشین شدی ارین: تمومه جوجه؟ تو: اره بریم ارین: خوشحالی داری میری؟ تو: هم اره هم نه ارین:چرا نه تو: چون دارم تورو یه تیکه از وجودمو تنها میزارم ولی برمیگردم ارین با بغض: امیدوارم تو قول دادم برمیگردممممم ارین: میدونم ولی دلتنگت میشمااااا تو: من بیشتر پناهم ارین محکم بغلت کرد تو: پس سه سال دیگه ابشار تهران ارین: سه سال دیگه ابشار تهران تو: بدو بریم خونه‌ چمدون جمع کنیم اون یه هفته گذشت بالاخ ه رسید روز رفتنت دیگه وقتش بود با دل پر و خوشحالی رفتی سمت ماشین ارین و بنی و بابک میومدن فرودگاه تو راهم کلا اون اهنگو گوش دادین جفتتونم بغض داشتید بنی: ارین بغض داره بابک: اره خیلی ناراحته بنی: دوسش داره خب بالاخره عشق عجیبه رسیدید فرودگاه تو خب یه ساعت دیگه‌پروازه راه از اینجا تا خونه رو با دلتنگی برمیگردی ارین: به سختی بر میگردم یه نامه برات گذاشتم تو چمدونت بخونش حتما تو: اتفاقا منم یه نامه‌گذاشتم برات داخل خونه رویه میزه‌ بخونش ارین: تلپاتیییی 🤣 تو: یسسسس خب دیگه وقت خداحافظیه ارین: اره گمونم ارین بغل کرد محکم تو: برمیگردم تا اون روز بدرودد ارین: بدورد ادامه؟؟؟؟؟

About