@vanlamiaday: Ê áo điệu xinh vch🫰🤣🍂💕#aokhoac

Vẫn là Miaa🐰
Vẫn là Miaa🐰
Open In TikTok:
Region: VN
Monday 12 October 2026 01:17:12 GMT
1610
37
3
5

Music

Download

Comments

thuypucogu
Thuỷ Pu Có Gu✨ :
Thề nhìn bà cứ baby cute muốn che chở thế nào ấy, toi mà là ctrai tôi cua bà liền á
2026-10-12 01:26:20
0
To see more videos from user @vanlamiaday, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

ارین: آخ دور قیافت بگردم بچهههههه تو: اینجا چه خبره؟ ارین: مهمون داریم دخترم عمو سام: ما دیگه مهمون نیستیم بنی: ما صاب خونه ایم🤣 ارین: راستی بابک کو؟ بنی: رفته پیش زنش تو باز رو مبل دراز کشیدی سام: عمو مگه آرین چقد ازت کار کشید🤣 تو: عمو تو فک از امروز ظهر ساعت دوازده تا فردا شب ساعت دوازده با کلا یه ساعت استراحت تازه میکاپ و لباسمم سنگین بود سام:  آرین نکن عمو این گناه داره🤣 ارین: من دورشم میگردم بخدااااا تو قیافت خیلی مظلوم و کیوت شده بود آرین اومد لپتو کشید تو ولی آنقدر غرق خواب بودی اصن نفهمیدی بنی: آرین این خیلی خوابه ارین :بچم خستست دورش بگردمممممم تو بازم بیدار نشدی آرین آورد زیر سرت بالشت گذاشت و پتو کشید روت  سام : عمو خیلی دوسش داری؟  ارین: بیش از حد دوسش دارم سام: پس قدرشو بدون  ارین: چشم قدرشم میدونم  تو خوابیدی تا ساعت سه بالاخره ساعت سه از خواب پاشدی هنو بچه ها اونجا بودن تو: صب بخیرررررر  ارین: بعد از ظهرت بخیر بچممممم  تو: خیلی خوابیدم آره؟  ارین: لابد دوس داشتی دخترم تو لبخند زدی بنی: سینگل نشسته اینجا هاااااا سام: دوتا سینگلللللل تو: ای بابا شما گیر دادیدا🤣 بنی: همین که هست نمیخوای ارینو بهمون پس بده از وقتی اومدی ارینو دزدیدی ارین: ندیده خودم میخوام کنارش باشممممم سام: آرین تنها گیرت بیاریم سرتو می‌بریم  تو: تنها گیرش نمیارید متاسفانههههه بنی: خب میخوایم با گوزنا بریم سفررررر تو: کجا  ارین: چون اشکانم هست میریم مشهد تو: منکه آماده ام🤣 سام: منم که اصن از اول آماده بودم  تو : فقط آرین موزیک ویدئو چی میشه؟.  ارین: بچه ها آپلودش میکنن تو: باوشششش ارین اومد صورتتو گرفت تو دستشو و صورتتو چلوند انقد لپاتو کشید تو: عشقم آروم باش همش برا توعهههه ارین: بایدم اینجوری باشههههه تو خندیدی  همون لحظه زنگ در خورد تو رفتی درو وا کنی دیدی اشکان و گوزنان تو: سلامممم اشکان : سلام ابجی  میلاد: سلام علیکم ایمان‌ : به به عروس خانمممم حامد: زوج خوشبختتتت تو: دایی ایمان هنو که عروس نشدم ایمان‌ : عروسم میشی دایی این آرین بگیره زود میاد میگیره تو: عه تضمینی؟  حامد: خیالت تخت‌ 🤣 ارین: همین الان میخوای بگیرم؟  اشکان : برار الان نههههه بنی: خب بیاید بشینید پلن سفرو بچینیم ارین نشست کنار تو و تورو کامل کشید تو بغل تو انگار که بچشی ایمان‌ : این دوتا رو واییییییی حامد: ناموسا میشه یه ویدئو مسیج بگیرم؟  ارین : بگیر حامد گوشیشو در آورد  خب بچه ها ببیند اینجا ما اشکامو داریم بلو ایزو داریم عمو سام دایی ایمان و میلاد و اونور دو نفر مخصوص داریم که ببینددددد بچه ها از نزدیک خیلی باحال ترننننن کاش یه بار اینجوری ببینیدشون تو: مرسییییی ارین لباتو بوسید توعم بوسیدیش ایمان‌ : از اینجا به بعدش مثبت هیژده 🤣 همه خندیدن  خلاصه برنامه رو چیدین اشکان: برارا و ابجی پس فردا حرکته لطفا سر تایم همتون بیاید فرودگاههههه تو:چشم برار🤣 اشکان : ابجیمان مشهدی بلده‌؟ تو: نه برار🤣 اشکان: فهمیدم فقط براره بلدییییی ارین سرتو بوسید بنی : آرین انقد اون بچه رو بوس کردیا بابا برا توعه ایمان: کسی به این دوتا چیزی بگه با من طرفه ها من طرفدار اینام تو: مرسی داییییی سام : منم طرفدار اینام ارین: عمو مرسیییی اشکان : موعم طرفدار اینایوم تو: برار مشهدی مرسییییی حامد: منم که از اول طرفدارشون بودم ارین: آقا حامد گلللل میلاد : منم طرفدارشونم تو: بنی شدیم هفت به یک تسلیم میشی؟ 🤣 بنی: باشه آقا من تسلیممممم ارین: خوبه ایمان: ما شیش تا اومدیم اینجا بمونیمااااا ارین:قدمتون رو چشم همون لحظه بابک کلید انداخت و اومد داخل ارین: به به آقا بابک زید بازی خوب بود؟ 🤣 بابک: خفه شو ارین🤣 تو: بابک میخوایم بریم مشهد آماده باش بابک: من چمدونم جمعههههه ایمان‌ : چه اکیپ باحالی شدیمممممم حامد : امشب میخوایم اینجا رو بترکونیمممم
ارین: آخ دور قیافت بگردم بچهههههه تو: اینجا چه خبره؟ ارین: مهمون داریم دخترم عمو سام: ما دیگه مهمون نیستیم بنی: ما صاب خونه ایم🤣 ارین: راستی بابک کو؟ بنی: رفته پیش زنش تو باز رو مبل دراز کشیدی سام: عمو مگه آرین چقد ازت کار کشید🤣 تو: عمو تو فک از امروز ظهر ساعت دوازده تا فردا شب ساعت دوازده با کلا یه ساعت استراحت تازه میکاپ و لباسمم سنگین بود سام: آرین نکن عمو این گناه داره🤣 ارین: من دورشم میگردم بخدااااا تو قیافت خیلی مظلوم و کیوت شده بود آرین اومد لپتو کشید تو ولی آنقدر غرق خواب بودی اصن نفهمیدی بنی: آرین این خیلی خوابه ارین :بچم خستست دورش بگردمممممم تو بازم بیدار نشدی آرین آورد زیر سرت بالشت گذاشت و پتو کشید روت سام : عمو خیلی دوسش داری؟ ارین: بیش از حد دوسش دارم سام: پس قدرشو بدون ارین: چشم قدرشم میدونم تو خوابیدی تا ساعت سه بالاخره ساعت سه از خواب پاشدی هنو بچه ها اونجا بودن تو: صب بخیرررررر ارین: بعد از ظهرت بخیر بچممممم تو: خیلی خوابیدم آره؟ ارین: لابد دوس داشتی دخترم تو لبخند زدی بنی: سینگل نشسته اینجا هاااااا سام: دوتا سینگلللللل تو: ای بابا شما گیر دادیدا🤣 بنی: همین که هست نمیخوای ارینو بهمون پس بده از وقتی اومدی ارینو دزدیدی ارین: ندیده خودم میخوام کنارش باشممممم سام: آرین تنها گیرت بیاریم سرتو می‌بریم تو: تنها گیرش نمیارید متاسفانههههه بنی: خب میخوایم با گوزنا بریم سفررررر تو: کجا ارین: چون اشکانم هست میریم مشهد تو: منکه آماده ام🤣 سام: منم که اصن از اول آماده بودم تو : فقط آرین موزیک ویدئو چی میشه؟. ارین: بچه ها آپلودش میکنن تو: باوشششش ارین اومد صورتتو گرفت تو دستشو و صورتتو چلوند انقد لپاتو کشید تو: عشقم آروم باش همش برا توعهههه ارین: بایدم اینجوری باشههههه تو خندیدی همون لحظه زنگ در خورد تو رفتی درو وا کنی دیدی اشکان و گوزنان تو: سلامممم اشکان : سلام ابجی میلاد: سلام علیکم ایمان‌ : به به عروس خانمممم حامد: زوج خوشبختتتت تو: دایی ایمان هنو که عروس نشدم ایمان‌ : عروسم میشی دایی این آرین بگیره زود میاد میگیره تو: عه تضمینی؟ حامد: خیالت تخت‌ 🤣 ارین: همین الان میخوای بگیرم؟ اشکان : برار الان نههههه بنی: خب بیاید بشینید پلن سفرو بچینیم ارین نشست کنار تو و تورو کامل کشید تو بغل تو انگار که بچشی ایمان‌ : این دوتا رو واییییییی حامد: ناموسا میشه یه ویدئو مسیج بگیرم؟ ارین : بگیر حامد گوشیشو در آورد خب بچه ها ببیند اینجا ما اشکامو داریم بلو ایزو داریم عمو سام دایی ایمان و میلاد و اونور دو نفر مخصوص داریم که ببینددددد بچه ها از نزدیک خیلی باحال ترننننن کاش یه بار اینجوری ببینیدشون تو: مرسییییی ارین لباتو بوسید توعم بوسیدیش ایمان‌ : از اینجا به بعدش مثبت هیژده 🤣 همه خندیدن خلاصه برنامه رو چیدین اشکان: برارا و ابجی پس فردا حرکته لطفا سر تایم همتون بیاید فرودگاههههه تو:چشم برار🤣 اشکان : ابجیمان مشهدی بلده‌؟ تو: نه برار🤣 اشکان: فهمیدم فقط براره بلدییییی ارین سرتو بوسید بنی : آرین انقد اون بچه رو بوس کردیا بابا برا توعه ایمان: کسی به این دوتا چیزی بگه با من طرفه ها من طرفدار اینام تو: مرسی داییییی سام : منم طرفدار اینام ارین: عمو مرسیییی اشکان : موعم طرفدار اینایوم تو: برار مشهدی مرسییییی حامد: منم که از اول طرفدارشون بودم ارین: آقا حامد گلللل میلاد : منم طرفدارشونم تو: بنی شدیم هفت به یک تسلیم میشی؟ 🤣 بنی: باشه آقا من تسلیممممم ارین: خوبه ایمان: ما شیش تا اومدیم اینجا بمونیمااااا ارین:قدمتون رو چشم همون لحظه بابک کلید انداخت و اومد داخل ارین: به به آقا بابک زید بازی خوب بود؟ 🤣 بابک: خفه شو ارین🤣 تو: بابک میخوایم بریم مشهد آماده باش بابک: من چمدونم جمعههههه ایمان‌ : چه اکیپ باحالی شدیمممممم حامد : امشب میخوایم اینجا رو بترکونیمممم

About