@hussainamiri44: «اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ» مسافر جا مانده را با خود ببر... السلام علیک یا اباعبدالله. شفا در تربت توست و آرامش در نام تو؛ مریض احوالِ دنیا شدهام و به نسخه نگاهت محتاجم یا اباعبدالله. من به عشق تو، و به شوق تو، و به هوای بال زدن در بیکران محبت تو، به این دنیا آمدهام. «یا اباعبدالله! حالِ دلم روبهراه نیست؛ دستم را بگیر که جز شما پناهی برای این بیپناهی سراغ ندارم.» عشق یعنی نام زیبای حسین (ع)؛ همان نامی که در اوج بیقراری، عجیبترین آرامش دنیا را به قلبهای خسته هدیه میدهد. آقا جان! من همان کبوتر جلد حرمتم که بالهایش زخمی روزگار است؛ به آغوش ضریحت نیاز دارم. به عشق تو زندهام و به امید نگاهت نفس میکشم، یا اباعبدالله. «منجیِ لحظههای تنگاتنگِ دلتنگیام! تو کهکشانی از امیدی در شبهای تاریکِ من؛ به تو نیاز دارم، یا حسین (ع).» زنده بودن من به هوای حرمت بستگی دارد؛ من به دم و بازدم در روضههایت نیاز دارم، یا غریب کربلا. «در میان این همهمه و خستگیهای دنیا، تنها یک جا آرام میگیرد این دلِ بیقرار: روبهروی گنبد طلاییتان. یا حسین، به نگاهت محتاجم.» «آقا جان! اسمِ قشنگت که روی لب میآید، غصهها کوچک میشوند. در این روزهایِ بیتو بودن، سخت محتاجِ یک گوشهچشمِ توام؛ دستم را رها نکن.»