فقط سوز دلم را در جهان پروانه می داند
غمم را ، بلبلی کاواره شد از لانه می داند
نگریم چون ز غیرت؟ غیر می سوزد به حال من
ننالم چون ز غم ؟ یارم مرا بیگانه می داند
به امیدی نشستم شکوه ی خود را به دل گفتم
همی خندد به من ، این هم مرا دیوانه می داند
به جان او که دردش را هم از جان دوست تر دارم
ولی می میرم از این غم ، که داند یا نمی داند؟
نمی داند کسی کاندر سر زلفش چه خون ها شد
ولیکن موبه مو ، این داستان را شانه می داند
نصیحتگر ، چه می پرسی علاج جان بیمارم؟
اصول این طبابت را ، فقط جانانه می داند
"ابوالقاسم لاهوتی"
2026-10-23 23:46:00
0
To see more videos from user @panjshiri405, please go to the Tikwm
homepage.