@dark_txt102: ساعت 2 نصف شب بود... زانو بغل کرده بودم و به ماه خیره شده بودم. تو دلم هی میگفتم: "دیگه نمیتونم... تموم شد..." بعد چشمم افتاد به این آیه: لَا تَقْنَطُوا - ناامید نشوید لَا تَحْزَنُوا - غمگین نشوید لَا تَهِنُوا - ضعیف نگردید لَا تَيْأَسُوا - مایوس نشوید انگار یه نفر بالای سرم ایستاده بود و داشت آروم میگفت: "من اینجام... بلند شو" ماه هنوز همونجا بود. منم بلند شدم. 🤍 [سیو کن واسه شبهایی که فکر میکنی تنهایی]