@bella.feu7: چقدر ساده به هم ریختی روان مرا بریده غصّۀ دلکندنت امان مرا قبول کن که مخاطبپسند خواهد شد به هر زبان بنویسند داستان مرا گذشتی از من و شبهای خالی از غزلم گرفته حسرت دستان تو جهان مرا سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز شکسته در دل خود صورت جوان مرا به فکر معجزهای تازه بودم و ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد بیا و تلختر از این مکن دهان مرا چه روزگار غریبی است بعد رفتن تو بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا تو نیم دیگر من نیستی؛ تمام منی تمام کن غم و اندوه سالیان مرا 🦋🕯️