@bella.feu7: خریدار دل آنم که بی منّت دلش با ماست وَ از حال بدم بی چیز و از حال خوشم داراست به جانم سِیر جان کن قبلِ اینکه دیر باشد عشق به دامان گُنه گر حال من افتاد... واویلاست در این اندوه رهها انتهای ره رسیدن نیست رسیدن بی گمان تنها به فریاد دل دلهاست خریدار غم آنم که دستش پیش از دستم نه در گفتار دل دارد که در چشمان او پیداست اگر غم قدر سهم درد دارم وسعت عشق است مرا باکی نه از هر کس نه از سرما نه از گرماست مرا در حال طوفانی به دستان دلت بسپار دل آرامِ آرامم از این امواج از این دریاست از اندوهی که میداند کجا خوردم زمین جانا تـۥـ را پرسیدهام حتّی که در کاخ دلم رسواست من از باد خزان هم حال و احوال تـۥـ میپرسم بدینسان در نبودت دل سر هر سفرهی بیجاست اگر گلهای پرپر ضامن عطر خوش باغند چقدر آزاده دل در این بهشت باصفا تنهاست !؟ 🕯️🦋