@khamanehi: کمد لباسهای کوچک لیانا بوی غربت میدهد؛ بوی پیراهنی چیندار که هیچوقت فرصت نشد بپوشد و با آن شمع تولد سهسالگیاش را در کنار پدر فوت کند. روی تقویم رومیزی خانه، روز دوازدهم اسفندماه برای همیشه خشکیده است؛ روزی که قرار بود پدر با هدیهاش، لیانا را در جشن تولدش غافلگیر کند و خستگی چند ماه دود و باروت را با صدای خندههای او از تن بتکاند. اما همان روز در پ...دافند هوایی سایت هس...............تهای اصفهان، زمان روی ساعت «نُه و سیوهفت دقیقه» متوقف شد؛ درست در لحظهای که موش...ک دشمن، دکل مخابراتی چسبیده به اتاق فرم...اندهی را شکافت و سقف آنجا را بر سر مردی آوار کرد که حاضر نشده بود پناهگاهش را حتی یک گام از آسایشگاه سربازانش امنتر کند. حالا نزدیک به هشت ماه ماه از آن سهشنبه تلخ میگذرد و «فریبا عباسی»؛ همسر سره...نگتمامِ ش....هید «یاسر طاهری»، در میان انبوهی از خاطرات پانزده سال خدمتِ او، رد پای مردی را مرور میکند که تا آخرین نفس، جانش را سپر آرامش دیگران کرد. #iran #اکسپلور