@habtsh_layrics: @Esube 💥 . #music #ethiopianmusic #habeshatiktok #amharicmusic #foryoupage

Habtsh_Lyrics✍️
Habtsh_Lyrics✍️
Open In TikTok:
Region: ET
Wednesday 26 November 2025 10:00:41 GMT
231666
18547
388
6144

Music

Download

Comments

lijzubex651
🧬🥂🦋zubex🍺🧬 :
ahun yimaxashal
2026-08-27 20:41:44
0
estifo_24
𝗘𝗦𝗧𝗜𝗙𝗢 ♏ :
2025-11-26 20:56:26
29
danayt.tsefy
🦋"🅳𝒊𝒏𝒆𝒚 🅷𝒂𝒍𝒂𝒍"👸🦋 :
እኔ ላግባ እንዴ🙄🙄
2025-11-28 10:56:31
6
salaha1667
salaha :
CT
2026-04-24 18:11:07
0
minte__01
Minte🕸 :
ስከፋሽ አልወድም🥰
2025-11-26 10:18:15
16
sihu733
سهام✨ :
ኡምራ ውሰዱኝ 🕋🥰🥰☺️
2025-11-27 18:34:46
1
sabriihubbi1
🌸ሰባሪ🍁 :
የኔ ዉጼ
2025-11-29 18:17:40
1
mamila3061
𝙢𝙖𝙢𝙚💪 :
mekeft kefokaye yrak❤
2025-11-27 19:51:01
0
queen_turkish123
G... :
@a&b1516
2025-11-27 18:30:44
0
pomi404
𝑷𝒐𝒎𝒊𝒕𝒂♱ :
@bit@nya✨ @@evan @🎀ና.ብ.ቪ.ሊ.ስ🎀✨ @🥀ማማቲ👸 @eyuti🌸🌸🌸
2025-11-26 14:40:31
5
lm_yid4
⋆𝔉𝔦𝔩𝔩𝔢_⋆𝔢𝔱𝔬𝔦𝔩𝔢⋆🌟LM :
@etsemeskle belayneh @yetu 😉😉 @yabu @Ďîɓõ🍫🎀🧸 @♉️𝙩.𝙞.𝙝.𝙪.𝙣💫
2025-11-26 10:52:37
6
mussiequiz12
Mu se :
@hani and soli twins ⏳️🫶 🥰
2026-06-03 06:08:21
1
usamaa9113
Max🎭🎲 :
@🦋𝐡𝐢𝐤𝐮🌳5ɢ🦅
2026-05-18 01:43:57
1
ermi_524
Ermi⚽.MC 25🇪🇨 :
@adyam
2026-06-03 15:15:52
1
skatn8143
@𝔫𝔞𝔱𝔦_𝑦𝑒_𝑠ℎ𝑎𝑠ℎ𝑒𝑤💀 :
@Mercy 💫
2026-04-08 22:02:27
1
mr.ermi23
♟️𝐈𝐯𝐀𝕽⚔️ :
@🔥𝖒𝖊𝖗𝖎💥የአቦምሳዋ⚜️🎼🎧🤏😜
2026-04-11 10:22:56
0
its__lieltua
🎧lieltua__💜🎀 :
@raayu 430💪 yne hulu ngr 👑🥺
2025-11-28 16:12:29
2
kalab.16
Ǫᴀʟ ᴅᴜƦᴀ 🕸 :
@ሮዳስ zøníc 🥀🦋
2025-12-08 18:21:04
0
abakiyaregasa
🎭𝓪𝓫𝓪 𝓴𝓲𝔂𝓪🇹🇷✈️ :
@fake smile 😁
2026-01-19 21:52:28
0
stargirl3464
Liyana✨ :
@senorita{ሲኖሪታ} 👸❤
2025-11-27 18:46:46
0
ermibinu
Êrmï 🎭 :
@merry💗
2026-04-09 13:08:09
0
e_432101
☆•÷[ 𝐄͢𝖌𝖎𝖓𝖊𝖙.☜™ ]_✨ :
@Sun light 🌞 @𝓶𝓪𝓻_𝔂𝓪𝓷
2026-04-12 08:27:23
0
yabu5247
yabu@💪💪 :
@👑👑fiyam👑👑
2026-01-18 19:34:34
0
..muna39
🖤 :
@👸SinoriTa✨ @my 🇸🇴🇸🇴 @🦋𝓗𝓪𝓫𝓲𝓫𝓲𝓽𝓲🦋 @🦋ᵗʰᵉ ᵠᵘᵉᵉⁿ👸 @🤌🥀.. 𝔫𝔞𝔯𝔡𝔦𝔶𝔞𝔫𝔰🫠..
2026-01-23 19:33:58
2
yordi162120
ዮርዲ :
@🕸️Məři møøn🌕
2025-11-28 17:46:50
1
To see more videos from user @habtsh_layrics, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

پریان نماد فرار از واقعیت هستند. دنیای انسان‌ها پر از رنج، مرگ و سختی است. روزی روزگاری، در روستایی آرام در ایرلند، پسربچه‌ای زندگی می‌کرد. او هر روز کنار رودخانه‌ها، جنگل‌ها و دریاچه‌ها بازی می‌کرد و عاشق طبیعت بود. اما در همان جنگل‌ها، موجوداتی زندگی می‌کردند که انسان‌ها از آن‌ها می‌ترسیدند: پریان. برخلاف تصور امروزی، پریان ایرلندی همیشه مهربان نبودند. آن‌ها موجوداتی جادویی و مرموز بودند که گاهی انسان‌ها، به‌ویژه کودکان، را با خود می‌بردند. شبی، پریان از میان مه بیرون آمدند. آن‌ها به کودک گفتند: «با ما بیا... این دنیا پر از گریه و اندوه است. سرزمین ما پر از چشمه‌های زلال، جنگل‌های همیشه سبز، نور ماه و شادی ابدی است.» آن‌ها از جاهای جادویی برایش گفتند: جزیره‌هایی که هیچ انسانی نمی‌شناسد. رودخانه‌هایی که زیر نور ماه می‌درخشند. گل‌هایی که هرگز پژمرده نمی‌شوند. رقص و آواز همیشگی پریان. پسرک مجذوب حرف‌های آن‌ها شد. پریان دستش را گرفتند و آرام‌آرام او را از دنیای انسان‌ها دور کردند. او آخرین بار به خانه‌اش نگاه کرد. مادرش هنوز منتظر بود. پدرش نمی‌دانست پسرش دیگر هرگز برنمی‌گردد. صدای گاوها، مرغ‌ها، جویبار و زندگی روستا کم‌کم محو شد. پسر همراه پریان وارد دنیای آن‌ها شد. در ظاهر، آن سرزمین زیبا و پر از جادو بود. اما او دیگر هرگز نتوانست خانواده‌اش را ببیند. «بیا، ای کودک انسان! دست در دست پریان، به سوی دنیای وحش برو... زیرا این دنیا بیش از آنچه تو می‌فهمی، پر از اشک است.» #فوریو #افسانه #fyp #ایرلند #پری
پریان نماد فرار از واقعیت هستند. دنیای انسان‌ها پر از رنج، مرگ و سختی است. روزی روزگاری، در روستایی آرام در ایرلند، پسربچه‌ای زندگی می‌کرد. او هر روز کنار رودخانه‌ها، جنگل‌ها و دریاچه‌ها بازی می‌کرد و عاشق طبیعت بود. اما در همان جنگل‌ها، موجوداتی زندگی می‌کردند که انسان‌ها از آن‌ها می‌ترسیدند: پریان. برخلاف تصور امروزی، پریان ایرلندی همیشه مهربان نبودند. آن‌ها موجوداتی جادویی و مرموز بودند که گاهی انسان‌ها، به‌ویژه کودکان، را با خود می‌بردند. شبی، پریان از میان مه بیرون آمدند. آن‌ها به کودک گفتند: «با ما بیا... این دنیا پر از گریه و اندوه است. سرزمین ما پر از چشمه‌های زلال، جنگل‌های همیشه سبز، نور ماه و شادی ابدی است.» آن‌ها از جاهای جادویی برایش گفتند: جزیره‌هایی که هیچ انسانی نمی‌شناسد. رودخانه‌هایی که زیر نور ماه می‌درخشند. گل‌هایی که هرگز پژمرده نمی‌شوند. رقص و آواز همیشگی پریان. پسرک مجذوب حرف‌های آن‌ها شد. پریان دستش را گرفتند و آرام‌آرام او را از دنیای انسان‌ها دور کردند. او آخرین بار به خانه‌اش نگاه کرد. مادرش هنوز منتظر بود. پدرش نمی‌دانست پسرش دیگر هرگز برنمی‌گردد. صدای گاوها، مرغ‌ها، جویبار و زندگی روستا کم‌کم محو شد. پسر همراه پریان وارد دنیای آن‌ها شد. در ظاهر، آن سرزمین زیبا و پر از جادو بود. اما او دیگر هرگز نتوانست خانواده‌اش را ببیند. «بیا، ای کودک انسان! دست در دست پریان، به سوی دنیای وحش برو... زیرا این دنیا بیش از آنچه تو می‌فهمی، پر از اشک است.» #فوریو #افسانه #fyp #ایرلند #پری

About