@asm_mokh_books: ⁨ أعلنت الكاتبة مريم الحيسي ‪@maria_hise5‬ أن بين ديموس و فوبوس سنة كاملة 😱😱 بالرغم من أنهما توأم ؟ 🤭 تعتقدون شنو السبب. 🤔 #اكتب_حتى_لا_يأكلني_الشيطان #اكتب_حتى_لا_اصاب_بالجنون #كتب_أنصح_بها #روايات_عربية #اقرأ⁩

asm_mokh_books
asm_mokh_books
Open In TikTok:
Region: MA
Tuesday 23 December 2025 14:05:23 GMT
54265
2278
128
106

Music

Download

Comments

senoritanada18
🎀 سنيوريتا 📓 :
تحليلي للروايه أنهم ولدوا بنفس اليوم ولكن الفرق هو التوقيت ، فوبوس ولد في 31 ديسمبر في الساعه 11:50 دقيقه مساء " ديموس ولد في 1 يناير في الساعه 12:00 صباحا بما يعني ان فوبوس ولد في آخر يوم وآخر ساعه من السنه القديمه وديموس ولد في بداية السنه واول ساعه من السنه الجديده وهذا يفسر ان هما تؤام ولكن بينهم سنه " وديموس يحب يجبر الضحايا على كتابة القصص في الساعه 12 لانها ساعة ميلاده .
2025-12-24 04:27:19
271
ze__no_cha
❀ 𝓩𝓮𝓷𝓸𝓬𝓱𝓪 ❤️‍🩹 :
في اي صفحة ضهر اخوه و اسمه
2025-12-24 15:48:26
13
ev_0o0
𝓞𝓙𝓐𝓝 |®️ :
المخرج عاوز كدا
2026-05-09 20:02:32
3
miraculousladybug029
ميراكلس 💗💖 :
فعلا
2026-05-11 13:19:24
1
haneenblha
𝓚𝓪𝓷𝓲𝓷 :
حاسه اني نسيت الروايه عايزه اقراها تاني
2025-12-23 19:47:46
25
amira49607
Maro :
و التالت هينزل امتى
2026-01-31 07:58:07
1
m12_ma3
M :
لان واحد ولد قبل الساعه 12 والثاني ولد بعد ساعه 12 تحليل خرافي 😭😂 متحمسه اشوف الجزء الثاني بعد انتظار طويل
2025-12-24 11:26:38
21
ohshtane
7 :
متى بينزل الجزء الثاني
2025-12-23 18:51:51
7
jeonamona616
jeonamona7 :
ليش انا ما عندي الفاصل🤔 ؟
2025-12-26 12:43:19
2
siri.sc2
☆ :
ديموس رفض ان يولد مع فوبوس ولهذا بقى 9 اشهر اخرى 🙂
2026-03-23 12:43:36
4
_.moom_1
MOON :
الصراحه انصدمت من قريت جزء الثاني 🙂
2026-01-23 22:20:54
4
annbiya0
♡◦°.¸¸. 𝑪𝒉𝒂𝒉𝒃𝒂 .¸¸.°◦♡ :
وقتاه ينزال جزء تاني
2025-12-28 21:14:50
1
rahafmodather790
menama _ seniora :
لان ديموس رفض انه يخرج مع فوبوس
2026-03-03 19:20:27
10
loli_2007_7
لؤلؤة🧜🏻‍♀️ :
ايه احس واحد ولد في اخر يوم من السنه اخر ساعه والثاني ولد في اول يوم من الساعه في اوائل الساعه بيكون بينهم سنه
2025-12-25 20:12:50
4
jana.mahmoud5457
🦋♡جّـنى//𐙚 ࣪˖ 𝐉𝐀𝐍𝐀🦋 :
ممكن اسم حساب الكاتبه على الاستغرام لانه دورت عليه وما لقيته ❤❤
2026-01-10 09:58:11
2
reemtomiokagiyuu
reem🇵🇸 :
من فوبوس؟ من اي رواية ؟
2026-02-11 16:41:59
2
user4777348271403
user4777348271403 :
ممكن الدقيقه فى هذا العالم بسمه فى عالمنا 😁
2026-02-03 23:00:09
3
k_3_107
ً :
هو كم جزء ودي اشتريه
2025-12-26 11:17:07
2
lonny_37
Lonny ✨🕯 :
لاان ديموس ما رضي ينولد ✨😭🌷
2026-01-24 12:01:03
1
miss_lili_181
꧁༺ وقار🌸 ༻꧂ :
@cha-yong🌹:ما اعرف ان الوحيده لأتخيل ويليام بشعر اسود قصير و اعين حمراوتان🤏🤌
2026-01-24 11:49:11
1
ibabink
Meow :
ليمته ينزل الجزء الثاني PDF
2025-12-24 20:10:27
2
fr.jk8
Kim Zodiac 😈 :
ممكن اسمها واسم الكتابة
2025-12-24 18:30:11
1
yummiest471
ريــمʀᴇᴇᴍ :
ممكن لينك جزء ثاني بالاول 🫠
2025-12-23 23:29:29
2
thv03121
Thv☕️ :
ممكن لأنهم في نفس التاريخ؟
2026-01-10 22:42:38
1
.ck838
جودي جيجي ck :
ممكن رواية
2025-12-23 22:07:51
1
To see more videos from user @asm_mokh_books, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

احمد، نگین خراسان ای احمد، ای نگین خراسان‌زمین، ای شعلهٔ بیدار در شب‌های آهنین. نامت چو نسیم از دل کوهسار گذشت، آوازه‌ات از قله تا دشت و دیار گذشت. پنجشیر هنوز از نفست جان دارد، هر سنگ آن هزار روایت نهان دارد. چون سرو، سرافراز به میدان ایستادی، با تکیه به ایمان، نه به زر، نه به بادی. فرزند همان خاک، همان آفتابی، از تبار پارس، ز نسل کتابی. در رگ رگ تو عطر زبان پارسی است، آوای کهن، زمزمهٔ فردوسی است. هر واژه‌ات از مهر وطن جان گرفته، از عشق به مردم، دل و ایمان گرفته. ای کاش جهان، غیرت مردان ببیند، آیین وفاداری و پیمان ببیند. نه تیغ، که اندیشه تو را زنده کند، نه کینه، که نام تو را فرسوده کند. خورشید اگر از پشت سحر سر بکشد، از همت مردان چنین بر بکشد. ای لالهٔ روییده ز دامان وطن، ای روشن‌ترین خاطرهٔ کوه و چمن. باشد که به فردای امیدآفرین، لبخند نشیند به لب این سرزمین. باشد که ز بیداد، اثری برنخیزد، از آتش نفرت، شرری برنخیزد. باشد که دوباره گل آزادی و مهر، بشکفد به هر خانه، به هر بام و سپهر. نامت اگر امروز به آوازه رسد، از خدمت و از مهر به این مردم رسد. مانا بمان ای فرزند خراسان بزرگ، ای سرو بلند قامتِ روزان سترگ. تاریخ اگر از مردی و آزادگی است، آن گوهر تابنده ز فرهنگ نیاکان تو است. احمد، تو بمان تا سحر آید ز راه، تا سبز شود باغ امید از دل ماه. زیرا که وطن، خانهٔ فرزندان اوست، آینده از آنِ دل‌های نکوس
احمد، نگین خراسان ای احمد، ای نگین خراسان‌زمین، ای شعلهٔ بیدار در شب‌های آهنین. نامت چو نسیم از دل کوهسار گذشت، آوازه‌ات از قله تا دشت و دیار گذشت. پنجشیر هنوز از نفست جان دارد، هر سنگ آن هزار روایت نهان دارد. چون سرو، سرافراز به میدان ایستادی، با تکیه به ایمان، نه به زر، نه به بادی. فرزند همان خاک، همان آفتابی، از تبار پارس، ز نسل کتابی. در رگ رگ تو عطر زبان پارسی است، آوای کهن، زمزمهٔ فردوسی است. هر واژه‌ات از مهر وطن جان گرفته، از عشق به مردم، دل و ایمان گرفته. ای کاش جهان، غیرت مردان ببیند، آیین وفاداری و پیمان ببیند. نه تیغ، که اندیشه تو را زنده کند، نه کینه، که نام تو را فرسوده کند. خورشید اگر از پشت سحر سر بکشد، از همت مردان چنین بر بکشد. ای لالهٔ روییده ز دامان وطن، ای روشن‌ترین خاطرهٔ کوه و چمن. باشد که به فردای امیدآفرین، لبخند نشیند به لب این سرزمین. باشد که ز بیداد، اثری برنخیزد، از آتش نفرت، شرری برنخیزد. باشد که دوباره گل آزادی و مهر، بشکفد به هر خانه، به هر بام و سپهر. نامت اگر امروز به آوازه رسد، از خدمت و از مهر به این مردم رسد. مانا بمان ای فرزند خراسان بزرگ، ای سرو بلند قامتِ روزان سترگ. تاریخ اگر از مردی و آزادگی است، آن گوهر تابنده ز فرهنگ نیاکان تو است. احمد، تو بمان تا سحر آید ز راه، تا سبز شود باغ امید از دل ماه. زیرا که وطن، خانهٔ فرزندان اوست، آینده از آنِ دل‌های نکوس

About