@king_3919: اشرقت شمس الفجر_حسين القلاف#زمان_الطيبين_ملك_الفن#الشارقة_الإمارات_داري#ايام_الطيبين_ذكريات#قديمك_نديمك_ذكريات#

الڪنق شرجاوي..♛
الڪنق شرجاوي..♛
Open In TikTok:
Region: AE
Tuesday 30 June 2026 13:26:36 GMT
2079
83
1
36

Music

Download

Comments

m7mdfym
محمد :
افتح حفظ
2026-09-27 09:47:05
0
To see more videos from user @king_3919, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

ارین را افتاد سمت دفتر تو راه با خودش میگفت فقط از موهات عطرتت حرف زدنت رفتارت خوشش اومده (مشتی عاشقته) رسید پیش تو  تو: به بچه‌ خوشگلللللل ارین: ای بابا بشین دختر سوار شو تو: چرا اخمویی کوچولووووو😂 ارین: اذیت نکن تو: الهییییییی خب بریم این ادرس هروقتم‌خواستی فیلم برداری کنی بگو امیدوارم به دود سیگارم حساس نباشی یه نخ سیگار روشن‌کردی ارین: جی تی ام میکشی؟ تو: معمولا وینیستون ولی الان دارم امتحان میکنم اینو ارین: بده نکش تو: چرا دقیقا ارین :راستش دیشب دعواتو دیدیم تو: خب منظور؟ ارین : میشه بگی دقیقا داستان چیه تو: اره میگم راستش من پنج سال با این اقا بودم چند وقت پیش فیلم داستان کردنشو با یه دختره دیدم لخت تو بغل هم بغضت گرفت تو : ارین میشه بزنی بغل ارین زد بغل پیاده شدی تیکه دادی به ماشین از شدت ناراحتی و گریه نکردن داشتی میترکیدی همونو نشستی زمین با صدای بلند گریه‌ کردی ارین بدو بدو پیاده شد بطری ابو برداشت و اومد سمتت ارین : بیا اب بخور  اروم باش تو گریت شدید تر شد داد میزدی  فشار روت خیلی بود یهو چند بار سرتو کوبی...دی تو جدول  ارین سریع دستشو گذاشت رو سرت‌ ارین: اروم باش اروم باش جفت دستاتو گرفت نمیتونستی‌ تکون بخوری سرتو گذاشتی رو شونش و گریه کردی یک ساعت گریه کردی چ تهش که خالی شدی  یه لبخند زدی تو: ببخشید اذیتت کردم ارین ارین: دقت این‌دومین باره داری اسممو صدا میکنی؟ تو :الان بحثو پیچوندی؟ ارین:شاید جفتتون خندیدید سوار ماشین شدید تو :واقعا به گریه نیاز داشتم ارین:قابلی نداشت تو :من گریه کردم تو کاری نکردی که 😂ارین: شونمو بهت قرض دادما نا سلامتی 😂تو: حق با توعه مرسی  ارین : خواهش میکنم تو :ارین مگه از من متنفر نیستی؟ ارین: نه بابا چرا باید باشم تو :معلومه از من بدت میاد ارین: نه بخدا تو :ارین من میدونم دختر خوبی نیستم ولی من اینجوری نیستم و نبودم من فقط اون صحنه رو نتونستم فراموش کنم ارین: تو خیلی دختر خوبب هستی اینجوری نگو به خودت بعدشم اونپ فراموش کن تو یه لبخند ریز زدی ارین :یچی بگم تو :دوتا بگو ارین :انقدر کوچولویی حس میکنم جا کلید  میتونم بزارمت تو جیبم ببرم اینور اونور 😂 تو خندیدی ارین :الان خندیدی خوشت اومد؟ تو :معلومه تاحالا کسی بهم نگفته بود جاکلیدی 😂 ارین : عه پس من بهت میگم تو: باشه بگو حالا من یچی بگم؟ ارین: بگو تو: بهم حس امن بودن میدی ارین: خوشحالم تو یه لبخند ریز زدی روتو کردی اونور ارین از لبخند تو لبخند زد بعد یه ساعت رسیدید مغازه رفیق تو  تو: به به اقاق محمد داداشتم ارین : ماشالا همه هم داداشتن تو: ای بابا 😂 محمد : ابجی چطوری جانم تو: سه دست لباس خوب بده به ارین محمد: رو‌چشم‌ ابجی چشم تو: ارین من میخوام برم کلاهاشو ببینم میای باهام ارین: اره میام ادامه باشه فردا .....
ارین را افتاد سمت دفتر تو راه با خودش میگفت فقط از موهات عطرتت حرف زدنت رفتارت خوشش اومده (مشتی عاشقته) رسید پیش تو تو: به بچه‌ خوشگلللللل ارین: ای بابا بشین دختر سوار شو تو: چرا اخمویی کوچولووووو😂 ارین: اذیت نکن تو: الهییییییی خب بریم این ادرس هروقتم‌خواستی فیلم برداری کنی بگو امیدوارم به دود سیگارم حساس نباشی یه نخ سیگار روشن‌کردی ارین: جی تی ام میکشی؟ تو: معمولا وینیستون ولی الان دارم امتحان میکنم اینو ارین: بده نکش تو: چرا دقیقا ارین :راستش دیشب دعواتو دیدیم تو: خب منظور؟ ارین : میشه بگی دقیقا داستان چیه تو: اره میگم راستش من پنج سال با این اقا بودم چند وقت پیش فیلم داستان کردنشو با یه دختره دیدم لخت تو بغل هم بغضت گرفت تو : ارین میشه بزنی بغل ارین زد بغل پیاده شدی تیکه دادی به ماشین از شدت ناراحتی و گریه نکردن داشتی میترکیدی همونو نشستی زمین با صدای بلند گریه‌ کردی ارین بدو بدو پیاده شد بطری ابو برداشت و اومد سمتت ارین : بیا اب بخور اروم باش تو گریت شدید تر شد داد میزدی فشار روت خیلی بود یهو چند بار سرتو کوبی...دی تو جدول ارین سریع دستشو گذاشت رو سرت‌ ارین: اروم باش اروم باش جفت دستاتو گرفت نمیتونستی‌ تکون بخوری سرتو گذاشتی رو شونش و گریه کردی یک ساعت گریه کردی چ تهش که خالی شدی یه لبخند زدی تو: ببخشید اذیتت کردم ارین ارین: دقت این‌دومین باره داری اسممو صدا میکنی؟ تو :الان بحثو پیچوندی؟ ارین:شاید جفتتون خندیدید سوار ماشین شدید تو :واقعا به گریه نیاز داشتم ارین:قابلی نداشت تو :من گریه کردم تو کاری نکردی که 😂ارین: شونمو بهت قرض دادما نا سلامتی 😂تو: حق با توعه مرسی ارین : خواهش میکنم تو :ارین مگه از من متنفر نیستی؟ ارین: نه بابا چرا باید باشم تو :معلومه از من بدت میاد ارین: نه بخدا تو :ارین من میدونم دختر خوبی نیستم ولی من اینجوری نیستم و نبودم من فقط اون صحنه رو نتونستم فراموش کنم ارین: تو خیلی دختر خوبب هستی اینجوری نگو به خودت بعدشم اونپ فراموش کن تو یه لبخند ریز زدی ارین :یچی بگم تو :دوتا بگو ارین :انقدر کوچولویی حس میکنم جا کلید میتونم بزارمت تو جیبم ببرم اینور اونور 😂 تو خندیدی ارین :الان خندیدی خوشت اومد؟ تو :معلومه تاحالا کسی بهم نگفته بود جاکلیدی 😂 ارین : عه پس من بهت میگم تو: باشه بگو حالا من یچی بگم؟ ارین: بگو تو: بهم حس امن بودن میدی ارین: خوشحالم تو یه لبخند ریز زدی روتو کردی اونور ارین از لبخند تو لبخند زد بعد یه ساعت رسیدید مغازه رفیق تو تو: به به اقاق محمد داداشتم ارین : ماشالا همه هم داداشتن تو: ای بابا 😂 محمد : ابجی چطوری جانم تو: سه دست لباس خوب بده به ارین محمد: رو‌چشم‌ ابجی چشم تو: ارین من میخوام برم کلاهاشو ببینم میای باهام ارین: اره میام ادامه باشه فردا .....

About