@amiri482: Mitica Dragomir😂 #miticadragomir🤣 #interviu #amuzant #pentrutine #Romania

A M I R I
A M I R I
Open In TikTok:
Region: GB
Wednesday 15 July 2026 16:55:46 GMT
166224
3165
1413
2181

Music

Download

Comments

levyashin195
Lev Yashin :
Au avut dreptate dar joaca finala mica!!!!!
2026-07-15 21:46:45
957
matei63737272
Matei :
au avut dreptate, nu au zis care finala😂
2026-07-15 21:38:58
341
wildgreenspinach4
WildGreenSpinach :
Bă ce au nimerit-o ăștia. Chiar o să fie Anglia cu Franța in Finala Mică
2026-07-15 23:22:43
182
georgel08
Georgel :
Cunosc ăștia fotbal mai bine ca bunica și unul a fost și șeful fotbalului romanesc
2026-07-15 22:05:44
138
gabymrn96
Gabi :
Da mă da, a știut moșu. Anglia-Franța în finala... mică😅🤭
2026-07-15 21:28:36
82
niconks5
NicoNks :
Astia au inceput sa se uite la meciuri asa:
2026-07-15 22:38:19
292
ancageorge91
George Anca :
Hai că le a prezis bine marele nostradamus.. 😂😂😂
2026-07-15 22:04:33
59
razva81
razva81 :
Daca vrei sa pui la pariuri pui mereu invers la ce zic astia 😂😂
2026-07-16 02:27:39
70
ciprian.saghior
Ciprian Saghior :
a cata oara spun astia tampenii?
2026-07-15 22:06:29
110
floriandinu930
floriandinu930 :
Stan si bran
2026-07-15 21:11:13
104
bcristian
Cristi 😁 :
Mama cu soacră mea vorbind de fotbal 😂😂😂
2026-07-16 00:09:08
5
emanueldanet4
emanueldanet4 :
Voi doi știți fotbal nu glumă !😂😂😂 Nu ați ghicit una !🙈😂😂
2026-07-15 21:22:36
28
serban_gng
I SERBAN :
In finala mica! Bă, ce buni predicatori sunt ăștia 2!
2026-07-16 11:55:47
74
treborrengaw
Wagner Robert :
Nea Mitică le-a nimerit pe amândouă…
2026-07-15 21:31:38
18
adryanpetcu86
Adryan Petcu :
Ați uitat să specificați în care finală 🤣🤣🤣
2026-07-16 04:26:56
36
marianarcuda
Marian Arcuda :
Nu a nimerit una...🤣🤣🤣
2026-07-16 09:24:20
1
srg18091
SRG1809 :
mă ăștia nu ai nimerit nimic, din mondialul ăsta 😂😂
2026-07-15 21:56:20
32
darkmen.n
Darkmen :
Stan și Bran 🤣🤣🤣
2026-07-16 14:58:14
17
george.gagea0
George Gagea :
Lea dat cu terenul în cap Spania
2026-07-16 04:25:55
6
chivu9317
Chivu :
Vorbeau de finala mica😂😂😂😂
2026-07-15 21:38:07
42
moldo.get
moldo.get :
Mamă ce au ghicit-o amândoi 🤣🤣🤣
2026-07-15 21:33:18
36
marius3337
Marius333 :
Incredibil ! Iar a nimerit-o Mitica si godacu ! 😂😂😂😂😂
2026-07-16 09:08:46
6
sorinionita85
Ionita Sorin :
Nu ca se pricep! Când îi ascult pe ăștia tot timpul pun invers 😂😂😂😂😂
2026-07-15 22:25:37
13
buzeavioleta
Ciocan violeta :
nea mitica în finala mică bre
2026-07-15 19:53:10
38
iulian80official
🔥 IULIAN 🔥 :
De acum înainte pun la pariuri invers ce zice Dragomir 😂
2026-07-15 21:27:00
40
To see more videos from user @amiri482, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

پریان نماد فرار از واقعیت هستند. دنیای انسان‌ها پر از رنج، مرگ و سختی است. روزی روزگاری، در روستایی آرام در ایرلند، پسربچه‌ای زندگی می‌کرد. او هر روز کنار رودخانه‌ها، جنگل‌ها و دریاچه‌ها بازی می‌کرد و عاشق طبیعت بود. اما در همان جنگل‌ها، موجوداتی زندگی می‌کردند که انسان‌ها از آن‌ها می‌ترسیدند: پریان. برخلاف تصور امروزی، پریان ایرلندی همیشه مهربان نبودند. آن‌ها موجوداتی جادویی و مرموز بودند که گاهی انسان‌ها، به‌ویژه کودکان، را با خود می‌بردند. شبی، پریان از میان مه بیرون آمدند. آن‌ها به کودک گفتند: «با ما بیا... این دنیا پر از گریه و اندوه است. سرزمین ما پر از چشمه‌های زلال، جنگل‌های همیشه سبز، نور ماه و شادی ابدی است.» آن‌ها از جاهای جادویی برایش گفتند: جزیره‌هایی که هیچ انسانی نمی‌شناسد. رودخانه‌هایی که زیر نور ماه می‌درخشند. گل‌هایی که هرگز پژمرده نمی‌شوند. رقص و آواز همیشگی پریان. پسرک مجذوب حرف‌های آن‌ها شد. پریان دستش را گرفتند و آرام‌آرام او را از دنیای انسان‌ها دور کردند. او آخرین بار به خانه‌اش نگاه کرد. مادرش هنوز منتظر بود. پدرش نمی‌دانست پسرش دیگر هرگز برنمی‌گردد. صدای گاوها، مرغ‌ها، جویبار و زندگی روستا کم‌کم محو شد. پسر همراه پریان وارد دنیای آن‌ها شد. در ظاهر، آن سرزمین زیبا و پر از جادو بود. اما او دیگر هرگز نتوانست خانواده‌اش را ببیند. «بیا، ای کودک انسان! دست در دست پریان، به سوی دنیای وحش برو... زیرا این دنیا بیش از آنچه تو می‌فهمی، پر از اشک است.» #فوریو #افسانه #fyp #ایرلند #پری
پریان نماد فرار از واقعیت هستند. دنیای انسان‌ها پر از رنج، مرگ و سختی است. روزی روزگاری، در روستایی آرام در ایرلند، پسربچه‌ای زندگی می‌کرد. او هر روز کنار رودخانه‌ها، جنگل‌ها و دریاچه‌ها بازی می‌کرد و عاشق طبیعت بود. اما در همان جنگل‌ها، موجوداتی زندگی می‌کردند که انسان‌ها از آن‌ها می‌ترسیدند: پریان. برخلاف تصور امروزی، پریان ایرلندی همیشه مهربان نبودند. آن‌ها موجوداتی جادویی و مرموز بودند که گاهی انسان‌ها، به‌ویژه کودکان، را با خود می‌بردند. شبی، پریان از میان مه بیرون آمدند. آن‌ها به کودک گفتند: «با ما بیا... این دنیا پر از گریه و اندوه است. سرزمین ما پر از چشمه‌های زلال، جنگل‌های همیشه سبز، نور ماه و شادی ابدی است.» آن‌ها از جاهای جادویی برایش گفتند: جزیره‌هایی که هیچ انسانی نمی‌شناسد. رودخانه‌هایی که زیر نور ماه می‌درخشند. گل‌هایی که هرگز پژمرده نمی‌شوند. رقص و آواز همیشگی پریان. پسرک مجذوب حرف‌های آن‌ها شد. پریان دستش را گرفتند و آرام‌آرام او را از دنیای انسان‌ها دور کردند. او آخرین بار به خانه‌اش نگاه کرد. مادرش هنوز منتظر بود. پدرش نمی‌دانست پسرش دیگر هرگز برنمی‌گردد. صدای گاوها، مرغ‌ها، جویبار و زندگی روستا کم‌کم محو شد. پسر همراه پریان وارد دنیای آن‌ها شد. در ظاهر، آن سرزمین زیبا و پر از جادو بود. اما او دیگر هرگز نتوانست خانواده‌اش را ببیند. «بیا، ای کودک انسان! دست در دست پریان، به سوی دنیای وحش برو... زیرا این دنیا بیش از آنچه تو می‌فهمی، پر از اشک است.» #فوریو #افسانه #fyp #ایرلند #پری

About